صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۹۱۷

قاسم غفوری
آمریکای لاتین که در سالهای اخیر شاهد تحرکات استقلال خواهانه و آزاداندیشانه بوده، بار دیگر گرایشات مردمی به نهضت های ملی گرا را تجربه کرد. در این چارچوب در پاراگوئه پس از 6 دهه فعالیت راست گرایان و حامیان آمریکا، سرانجام فردی چپ گرا و ملی مردمی به نام «فرناندولوگو» توانست در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شود تا این کشور نیز در مسیر بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین برای استقلال و توسعه ملی قرار گیرد. در شرایطی که حزب راست گرای «لکرادو» 6 دهه حکومت را در اختیار داشت «لوگو» با پیروزی بر خانم «بلانکام دوه لار» نه تنها دگرگونی در ساختار پاراگوئه را رقم زد بلکه پیروزی دیگری برای بزرگانی چون چاوز، کاسترو و مورالس، رهبران نهضت های چپ گرا به ارمغان آورد. حضور «لوگو» بر مسند قدرت را می توان ضربه ای دیگر برای سیاسی های آمریکا درآمریکای لاتین قلمداد کرد. هر چند که پس از پیروزی های سلسله ای از چپ گرایان و «شاگردان کاسترو» در منطقه، آمریکا با هزینه های مالی و نظامی تلاش داشت تا از استمرار این روند جلوگیری کند، این انتخابات پاراگوئه نشان داد که اندیشه های ملی گرایانه به اصول اولیه در منطقه مبدل شده و آمریکا نیز چاره ای جز پذیرش این اصول ندارد. اکنون ترکیب چپ گرایان اتحادگرا در آمریکای لاتین به طور نسبی تکمیل گردیده است. کوبا، ونزوئلا، اکوادور، شیلی، نیکاراگوئه، پاراگوئه، برزیل از جمله کشورهای منطقه می باشند که با دیدگاهی ملی گرایانه شکل گرفته و تلاش دارند تا طرح اتحاد آمریکای لاتین را محقق سازند.
دگرگونی در ساختار پاراگوئه در شرایطی روی می دهد که رویکرد مردم به چپ گرایان به دلیل اولا، نارضایتی از سیاست های داخلی دولت و افزایش فقر و مشکلات اقتصادی، ثانیا نارضایتی عمومی از سیاست خارجی بویژه همگرایی با آمریکا بوده است. در حالی که در بسیاری از کشورهای منطقه، حضور اندیشه های ملی گرایانه تحولاتی قابل توجه به همراه داشته، مردم پاراگوئه نیز برای حل بحران های داخلی و نیز اجرای اندیشه اتحاد آمریکای لاتین، پذیرنده نگرشی از حامیان چاوز گردیدند. «لوگو» که به دلیل چالشهای داخلی راهی طولانی در پیش دارد، اصول اولیه سیاست های خود را همگرایی با کشورهای منطقه، دوری از آمریکا و از همه مهمتر گرایش به چین پس از 5 دهه قطع رابطه میان دو کشور عنوان کرده است. به هر تقدیر انتخابات پاراگوئه را می توان تحولی دیگر در منطقه دانست که از یک سو شکست سیاست های آمریکا را نشان می دهد و از سوی دیگر بیانگر استمرار اندیشه های آزادی خواهانه با محوریت مقابله با واشنگتن است که پیروزی بزرگ برای چاوز و متحدانش قلمداد می شود بویژه اینکه پس از انتخابات پرو و مکزیک، آمریکا از پایان اندیشه چاوز در منطقه سخن می گفت که انتخابات پاراگوئه آن را با شکست مواجه ساخت.

نام:
ایمیل:
نظر: