صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۹۵۱

صمد حسن‌نیا سماکوش
سال 2008 را در یک کلام می توان سال شگفتی بازارهای نفتی نامید. سالی که در آن برای نخستین بار قیمت بشکه های نفت از مرز 125دلار عبور کرد، البته این افزایش قیمت فقط در بازار جهانی نفت نیست بلکه بازار فرآورده های نفتی را نیز در بر گرفته است. روند افزایش قیمت در بازار گاز هم وجود دارد. قیمت ها با نوسانات بسیار زیاد به سمت افزایش پیش می رود.
کمبود ظرفیت پالایشی، تغییر فصل و عوامل سیاسی که از آن به عنوان عوامل روانی یاد می شود، عواملی است که در تحلیل بازار نفت به آن پرداخته می شود. یکی از عوامل کنونی وضعیت بازار که با تحلیل های گذشته تفاوت دارد و کمتر به آن بها داده شده، میزان نقدینگی کلان موجود در بازار انرژی است که همراه این بازار در سایر بازارها سرگردان است و همین نقدینگی سرگردان یک منشا برای مشکلات اقتصاد آمریکا شده است.
برای پرداخت وام هایی که توان بازپرداخت به موقع آن مانند وام های مسکن وجود ندارد و در پی آن بروز مشکل اعتصاب انگلیس و ضررهای هنگفت و میلیاردی وام ها، سرمایه داران مجبور به سرازیر کردن دارایی های خود به سمت بازار بورس انرژی هستند. برخی از ادغام ها در اواخر دهه 90 در شرکت های مالی باعث افزایش توان بانک ها شد که کوچکترین اختلال در سوددهی بانکها نظیر آنچه اکنون شاهد آن در اروپا و آمریکا هستیم، منجر به ورشکستگی آنها شد و بر این اساس بانکها برای جلوگیری از این ضرر و زیان مجبورند، پول های کلان خود را وارد بازارهای بورس کنند که سود فوری برای آنها ایجاد شود.
به همین دلیل معاملات در بازارها به ویژه بازار انرژی از نقطه نظر تعداد معاملات از چند سال گذشته فراتر رفت و بازار نفت خام را خارج از دلایل سنتی و تحلیل های گذشته به سمتی برد که پیش بینی کنندگان بازار نفت توقع رسیدن به آن را نداشتند.
روند کاهش برابری دلار در مقابل ارزهای دیگر یکی از مشکلات عمده آمریکا است و این موضوع در برابر کشورهای عمده دریافت کننده دلار و دارندگان وجوه کلان مشکلاتی23 ایجاد کرده است و وجود دلار و استفاده نکردن از آن، برای دارندگان دلار، معادل از دست دادن قدرت خرید است و بر این اساس بانکها به سمت بازار بورس ها به ویژه بازار انرژی هجوم آورده اند و کاهش ارزش دلار را با عملیات معاملات بورسی که سودآوری آنی ایجاد می کند، جبران می کنند.
رکود اقتصادی آمریکا همراه با تورم، باعث شده آینده برخی صنایع در آمریکا حتی در دوره رکود تورمی اقتصاد این کشور، روشن نباشد و یا وجوهی که می تواند در این بخش مورد استفاده قرار گیرد به دست بازار اقتصاد ایالات متحده به عنوان بزرگ ترین اقتصاد جهان و بزرگ ترین مصرف کننده نفت خام جهان در آستانه ورود به یک دوره رکود قرار گرفته است. اتفاقی که به سهم خود دیگر کشورهای توسعه یافته را نیز درگیر خواهد کرد. بحران اقتصادی ایالات متحده تا آن اندازه جدی است که وزارت خزانه داری این کشور برای سه ماه پایانی سال 2008 رشد اقتصادی 5/0درصد را پیش بینی کرده است. کاهش تولیدات صنعتی ایالات متحده به طور مستقیم بر کاهش تقاضای نفت اثر خواهد گذاشت. رکود اقتصاد ایالات متحده باعث کاهش رشد اقتصادی کشورهای صنعتی دیگر در اروپا و شرق آسیا خواهد شد که شرکای تجاری اصلی آمریکا به حساب می آیند.
درواقع می توان گفت نفت گران اگرچه درآمدهای هنگفتی را برای کشورهای تولیدکننده نفت که اکثرا کشورهای در حال توسعه هستند به ارمغان آورده است؛ اما بخش دیگر جهان را که در حقیقت موتورهای اصلی رشد اقتصادی جهان هستند به شدت تهدید می کند. افزایش قیمت نفت موجب شده است تا هزینه انرژی در سبد خانوارهای آمریکایی و اروپایی به میزان چشم گیری افزایش پیدا کند. این افزایش قیمت موجب شد که نرخ تورم در ایالات متحده و اتحادیه اروپا افزایش یابد. بانک های مرکزی ناگزیر هستند در این شرایط نرخ بهره را افزایش دهند تا تورم را مهار کنند. این در شرایطی است که این اقتصادها برای ایجاد تحرک در بخش های مختلف اقتصادی و فرار از رکود نیازمند کاهش نرخ بهره هستند.

نام:
ایمیل:
نظر: