صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۱۰۳۰۳۹

قاسم غفوری
پاکستان که نزدیک به یک سال در شرایط بحران سیاسی و امنیتی قرار داشت، سرانجام با انتخابات 28 بهمن 86، در مسیر حل اختلافات و مناقشات سیاسی قرار گرفت تا آغازی برای حل چالشهای امنیتی باشد. سرانجام چنانکه پیش بینی می شد، احزاب «مردم» و «مسلم لیگ- شاخه نواز» با بهره گیری از جو حاکم از ترور خانم بوتو توانستند اکثریت پارلمان را کسب نمایند و دولت ائتلافی را تشکیل دهند.
در این میان «سیدرضاگیلانی» که از نزدیکان بوتو بود به عنوان نخست وزیر، کابینه جدید را معرفی کرد تا تقسیم قدرت به طور کامل در پاکستان اجرایی شود. هر چند که گروه هایی سیاسی و مردمی پاکستان با این اقدامات بر حل مناقشات سیاسی امیدوار گردیدند، اما سرانجام اختلافات گذشته بار دیگر آغاز گردید بگونه ای که دولت ائتلافی در مرحله فروپاشی قرارگرفت. حزب مسلم لیگ شاخه نواز که 8 وزیر در ترکیب دولت داشت با اعتراض به سیاست های دولت از کابینه کنار کشیده و خواستار اصلاحات گردید. این رویکرد دارای پیش زمینه هایی بود که در نهایت این تقابل را به همراه داشت.
1) حزب مردم چنانکه از ابتدا وعده داده بود در مسیر تعامل با مشرف قرارگرفت بگونه ای که استیضاح وی در مجلس را به آینده واگذار کرد. از سوی دیگر گیلانی نیز به حمایت از اقدامات مشرف پرداخت. این درحالی است که شاخه نواز خواستار برکناری مشرف و دگرگونی در ساختار سیاسی این کشور بوده است.
2) عدم موضع گیری قاطع حزب مردم در خصوص آزادی و بازگشت قضات برکنار شده در دوران حالت فوق العاده و تاکید نواز شریف بر اجرای این اصل بعد دیگر اختلافات میان دو حزب عمده در ترکیب دولت می باشد.
3) مداخلات خارجی بویژه آمریکا در قبال پاکستان محور دیگر بحران سیاسی این کشور است. در حالی که دولت با محوریت گیلانی و مشرف با امضای توافقنامه صلح با طالبان در مناطق شمالی پاکستان برای استقرار امنیت سراسری فعال گردیده اند، واشنگتن براصل سرکوب طالبان تاکید می نماید. در این راستا چون واشنگتن برای استمرار مداخلات خود نیازمند چالشهای سیاسی در پاکستان است لذا با دخالت در امور داخلی این کشور شرایط را برای تقابل احزاب و در نهایت اجرای سیاستهای خود جهت سرکوب طالبان فراهم آورده است.
در نهایت روند تحولات پاکستان به دلیل عدم حل اختلافات گذشته و نیز مداخلات خارجی بار دیگر در مسیر جدید در این کشور تنش های سیاسی قرارگرفته که می تواند سرآغازی برای بحران های امنیتی باشد. با این وجود در مقطع کنونی ائتلاف مشرف و گیلانی می تواند به تضعیف نوازشریف منجر شود. لذا وی با حفظ موقعیت چاره ای جز کنار آمدن با دولت ائتلافی ندارد هر چند که در خفا به مخالفت با دولت بپردازد.

نام:
ایمیل:
نظر: