صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۱۰۳۸۴۷

مترجم: علیرضا قربان‌پور
وقتی ابرقدرتی درگیر جنگی پرهزینه می شود و توانایی خود را در مجبور کردن دوستان و دشمنانش به پذیرش رویکرد مطلوب نظر خود از دست می دهد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اکنون ما شاهد همین واقعیت در خاورمیانه ایم ، جایی که اعراب و اسرائیل با محدودیتهای قدرت آمریکا مواجه اند و سرگرم معاملات خود هستند. پویایی جدید قدرت در دو تحولی که در هفته های اخیر رخ داد خود را نشان داد ؛ یکی توافق صلح لبنان که با کمک قطر بدست آمد و دیگری احتمال گفت وگوی اسرائیل و سوریه با میانجیگری ترکیه که هر دو در یک روز اعلام شدند. هر دوی این وقایع می تواند سرآغاز شروع تحولاتی نو در منطقه ای باشد که البته بر شالوده ترجیحات ایالات متحده قرار ندارند. رهایی از قید قیمومت ایالات متحده یکی از دستاوردهای دیپلماسی جدید است. این دیپلماسی مبتنی بر رویکردهای واقع گرایانه دولتهای منطقه و بنابراین منافع ملی آنها است به جای اینکه مبتنی بر خواسته های آمریکا باشد. دیپلماسی جدید حکایت از تقویت قدرت ایران و متحدانش دارد و چتر پوشش آمریکا را از میان می برد. در این معنا می توان گفت این وضعیت توازن قدرت را به منطقه بازگردانده است. بهترین توضیحی که می توان برای این اعاده تعادل و توازن ارائه کرد در یکی از ستونهای روزنامه دیلی استار لبنان قابل رویت است:« ما شاهد وضع محدودیتهای روشن بر قدرت جهانی آمریکا هستیم که با وجود چندین قدرت منطقه ای ( ترکیه،ایران، حزب الله، سوریه ، حماس ، عربستان سعودی) همراهی می شود.
در جریان حوادث لبنان، لبنانی ها با درک شکست تلاشهای آمریکا در کنترل نیروهای حزب الله تن به راه حلی عملگرایانه دادند، آنهابه راه حلی رضایت دادند که دولت بوش بیش از یکسال در برابر آن مقاومت می کرد. احتمال مذاکرات سوریه و اسرائیل نیز مورد دیگری از سیاستهای واقع گرایانه است. این قضیه نشان داد که زمانی که پای منافع در میان باشد حتی نزدیک ترین متحد آمریکا در منطقه نیز به راه خود خواهد رفت. یکی از وجوه اختلاف میان اسرائیل و آمریکا در قضیه سوریه، نحوه برخوردبا این قضیه بود. در حالیکه آمریکا استفاده از نیروهای اطلاعاتی و اعمال فشار بر دمشق را ترجیح می داد، اسرائیل به سایت های هسته ای سوریه حمله ور شد. دولت بوش همچنین نسبت به میانجیگری ترکیه مشکوک بود اما این بار نیز اسرائیل خواست حامی ابرقدرتش را نادیده گرفت. اسرائیلی ها خواهان ایجاد تنش بین حزب الله و سوریه و یا حداقل شکافی کوچک بین ایران و سوریه اند. تل آویو در این مسیر ترکیه را ابزاری مفید برای مقابله با قدرت ایران می داند و در نتیجه بی توجه به خواست واشنگتن این کشور را تبدیل به موجودیتی بی ربط کرده است.

نام:
ایمیل:
نظر: