صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۱۰۳۸۸۹
ارزیابی صبح صادق از سفر اخیر سولانا به ایران

سیامک باقری
بسته تشویقی گروه 1+5 که توسط سولانا به همراه نمایندگان کشورهای 1+5 (به غیر از آمریکا) تحویل جمهوری اسلامی ایران شد آیا با بسته تشویقی سال 1385 (2006) و یا بسته ای که در سال 1384 (2005) ارائه شد، تفاوتی دارد؟ یا به عبارت دیگر آنچه گروه 1+5 در خصوص این بسته جدید می گویند آیا این بسته تکمیلی، بسته تشویقی سال 1385 است و می توان آن را یک اقدام سخاوتمندانه آنگونه که سولانا و سایر مقامات اروپایی و آمریکایی می گویند دانست؟ ظاهر امر، گروه 1+5 و به همراه رسانه های غربی این گونه بزرگنمایی کرده اند که بسته تشویقی جدید تمام خواسته های مشروع ایران را مدنظر قرار داده و با گشاده دستی زیادی تهیه شده است. در حالی که در نگاه تطبیقی به سه بسته تشویقی 1384، 1385، 1387 کاملا آشکار است که هیچ گونه تغییر اساسی در آنها صورت نگرفته است. در واقع با بررسی مقایسه ای سه بسته تشویقی موضع رایس وزیر خارجه آمریکا که دو ماه قبل راجع به بسته جدید اظهارنظر کرده بود، مورد تایید قرار می گیرد. نکته قابل توجه اینکه تغییراتی که در بسته جدید ادعا می شد نه در بخش های هسته ای و نه در سایر بخش ها اساسی نیستند.
بخش هسته‌ای
بخش هسته ای که اصل منازعه فی مابین می باشد، هیچ تفاوتی با بسته های تشویقی سال 1384 و 1385 ندارد. در هر سه بسته تشویقی تاکید بر تعلیق تمامی فعالیت های هسته ای ایران است. تعلیق مطرح شده نیز هیچ گونه زمانبندی مشخص و معینی ندارد و تنها موکول به یک مفهوم کشداری به نام اطمینان از مالکیت کاملا صلح آمیز برنامه هسته ای ایران شده است. در واقع تعلیق مطرح شده در بسته تشویقی جدید بسیار ضعیف از تعلیقی است که در توافقنامه سعد آباد و پاریس شده بود. در آن توافقنامه ها از تعلیق با قید داوطلبانه مطرح بود لکن در اینجا از تعلیق با قید الزامی در چارچوب قطعنامه 1803 مطرح است.
روح حاکم بر بندهای ذیل بخش تشویقات هسته ای در هر «سه بسته» تشویقی نفی چرخه سوخت و فناوری غنی سازی ایران است. یعنی به فرض که ایران بسته تشویقی جدید را بپذیرد بدان معنی نیست که در یک زمانی ولو درازمدت یا به تعبیر آنها پس از اطمینان از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران، چرخه سوخت و کار غنی سازی کارش را آغاز نماید. در بسته مرداد سال 84 سه کشور اروپا مصرانه هر نوع فعالیت غنی سازی در ایران را منتفی دانسته بود. همین موضع در بسته تشویقی سال 1385 تکرار شد و اکنون نیز هیچ تغییری در آن صورت نگرفته است.
هر سه بسته تشویقی راکتور آب سنگین را نیز جزء حق ایران ندانستند. در بسته تشویقی سال 84 و 85 به صراحت این حق نفی شده و در بسته تشویقی با طرح اینکه از ساخت نیروگاه آب سبک حمایت می کنند آن را نفی کرده اند. در همه بسته های تشویقی (قدیم و جدید) تنها تاکید بر مفهوم انرژی هسته ای به عنوان حق ایران در چارچوب NPT مطرح شده است. این مفهوم به این معنا است که ایران از دانش فناوری هسته ای تنها محدود به یک بعد آن یعنی تولید برق است. اما دانش ساخت راکتورها، چرخه تولید سوخت، غنی سازی اورانیوم و فعالیت بسیار مهم مرتبط با آن از جمله ساخت سانتریفیوژها، میله های سوخت و ... محروم شده است.
در هر بسته تشویقی تحقیق و توسعه در انرژی هسته ای نیز منوط به اعتمادسازی بین المللی شده است. اعتمادسازی که معلوم نیست انتهای زمانی و ماهیت آن کجاست.
در واقع این مسئله نشان می دهد که گروه 1+5 حاضر به هیچ انعطافی در بعد هسته ای نیست. با این بند مشترک آنها نشان دادند که دانش و علم هسته ای نیز باید به تعلیق درآید.
بندی در مقدمه بسته تشویقی آورده شده که در ظاهر امر تفاوتی با بسته تشویقی 84 و 85 را نشان می دهد. در این بند می گوید: به محض ایجاد اطمینان از ماهیت کاملا صلح آمیز برنامه هسته ای ایران، با آن همان رفتاری را داشته باشند که با برنامه هر کشور فاقد سلاح های هسته ای در چارچوب NPT دارند. نکته اساسی که می تواند روشن کننده بحث باشد این است که گروه 1+5 چه نوع رفتاری با کشورهای فاقد سلاح های هسته ای دارند؟ گروه 1+5 در طی 60 سال اخیر نشان داده اند که کشورهایی که در چارچوب منافع آنها عمل می کنند و تحت سیطره آنها هستند و کاملا در اردوگاه آنها عمل می کنند می توانند حتی سلاح هسته ای هم داشته باشند. مانند رابطه آمریکا و سه کشور اروپایی فرانسه، انگلیس و آلمان با رژیم صهیونیستی و آفریقای جنوبی در دوره آپارتاید و یا رابطه روسیه با هند و چین با کره شمالی.
اما هر کشوری که طبق منافع آنها عمل نمی کنند و به عبارتی رفتار کاملا استقلالی در عرصه سیاست خارجی دارند، حتی انتقال نیروگاه هسته ای نیز به آنها دریغ شده است. افزون بر این، گروه 1+5 بیش از یک دهه است که در صددند معاهده NPT را تغییر دهند و با این تغییر هیچ کشوری جز دارندگان سلاح هسته ای از چرخه سوخت هسته ای برخوردار نگردد. بنابراین، بند فوق هیچ امتیازی برای ایران نخواهد بود.یعنی علی رغم اینکه صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران برای غرب کاملا متقاعدکننده شود، باز این مسئله از نظر آنها حقی برای داشتن چرخه سوخت ایران ایجاد نمی کند.
در همه بسته های تشویقی که تاکنون به ایران ارائه شد این نکته وجود دارد که آنها حق ایران را برای توسعه پژوهش، تولید و کاربرد انرژی صلح آمیز هسته ای به رسمیت می شناسند اما نکته اساسی این است که این حق باید معلق شود تا اعتمادسازی کامل! و مهمتر از همه این حق تنها حول محور «انرژی هسته ای» است نه فناوری چرخه سوخت هسته ای. فرق انرژی هسته ای و چرخه سوخت هسته ای این است که انرژی هسته ای تنها محدود به نیروگاه های هسته ای آن هم از نوع آب سبک است در حالی که چرخه سوخت شامل مراحل استخراج اورانیوم، تولید کیک زرد، فرآوری آن به هگذافلوراید اورانیوم، غنی سازی هگذافلوراید اورانیوم، تبدیل اورانیوم غنی شده به قرص هسته ای و میله های سوخت و آخرین مرحله باز فرآوری اورانیوم که بر روی پسماندهای اورانیوم مصرف شده در نیروگاههای هسته ای صورت می گیرد و دارای فواید پزشکی، کشاورزی و صنعتی فراوانی است.
همانطور که ملاحظه شد گروه 1+5 بخش اعظمی از برنامه هسته ای ایران را در بسته های تشویقی خود به رسمیت نشناخته است بنابراین چگونه می توان با چنین پیش فرضی بر سر بسته ارائه شده آنها مذاکره کرد. این مذاکره با توصیف فوق یک امر از پیش مشخص است و اگر قرار بود ایران بخش مهم برنامه هسته ای خود را حذف می کرد دیگر مناقشه ای وجود نداشت. آنچه که ایران تاکنون مطرح ساخت و در پاسخ به بسته تشویقی سال 84 و سپس در پاسخ به بسته تشویقی سال 85 بارها گفته است اینکه غنی سازی در خاک ایران به هیچ وجه قابل معامله نیست. اما گروه 1+5 به جای اینکه مکانیزمی جهت تضمین صلح آمیز ماندن ارائه دهند باز صورت مسئله را پاک کرده و بر موضوعات دیگر متمرکز شده است. نکته قابل تامل که در هر سه بسته تشویقی غرب وجود دارد این است که هیچ یک از آنها به پیشنهادهای ایران توجهی نکردند. اگر گروه 1+5 اراده رفتار صادقانه می داشت حداقل می بایست ذکری از خواسته های ایران که در قالب بسته پیشنهادی به آنها ارائه شده بود به میان می آوردند.
بخش سیاسی
در بخش سیاسی تفاوت های اندکی نسبت به بسته های تشویقی گذشته وجود دارد اما به هیچ وجه اساسی و بنیادی نیست. از جمله بهبود روابط شش کشور و اتحادیه اروپا با ایران و ایجاد اعتماد متقابل و تشویق تماس و گفت وگوی مستقیم با ایران که در بسته های قبلی وجود نداشت و به نظر می رسد بیشتر منظور رابطه آمریکا با ایران باشد، زیرا در حال حاضر روابط ایران با چین و روسیه که بطور کامل و در سطح عالی وجود دارد و با کشورهای آلمان، فرانسه و انگلیس نیز روابط در سطوح مختلف در جریان است. در این میان تنها آمریکاست که رابطه ای با ایران ندارد. با این توصیف می توان نتیجه گرفت که رابطه آمریکا با ایران هیچ امتیازی برای ایران محسوب نمی شود و اساسا ملت ایران ضرورتی برای رابطه با آمریکا که هنوز خوی استکباری و سلطه طلبی در وجودش هست، نمی بیند تا اینکه بخواهد معامله بر سر این مسئله انجام دهد.
دولت بوش اکنون در بدترین وضعیت خود در سطح جامعه آمریکا، افکار عمومی جهانی و در سطح منطقه و افکار عمومی جهان اسلام به سر می برد. این آمریکا است که به ایران نیازمند است و باید برای این امر به ایران امتیاز دهد نه ایران که برنامه هسته ای خود را متوقف نماید تا آمریکا با آن رابطه برقرار نماید. سایر مواردی که در ذیل بخش سیاسی آمده است تفاوت چندانی با بسته های تشویقی 84 و 85 نمی کند. از سوی دیگر موارد ذکر شده نیز اساسا نه مشکل اساسی ایران است و نه در حدی است که ایران را متقاعد برای معامله نماید. بخشی از موارد تشویقی سیاسی بصورت بسیار احتیاط آمیز بحث خاورمیانه عاری از سلاح کشتارجمعی به میان آورده است. نکته اساسی این است که کشورهای غربی عامل اصلی دامن زننده گسترش سلاح های کشتارجمعی در منطقه بوده و هستند. آنها بودند که صدام را به تسلیحات شیمیایی مسلح کردند و جان صدها هزار نفر عراقی، ایرانی و کویتی را در جریان جنگ تحمیلی خود گرفته است. آنها بودند که اسرائیل را به سلاح های غیر متعارف از جمله هسته ای مجهز کردند و هیچ محدودیتی نیز برای این رژیم قائل نیستند و اکنون آنها هستند که منطقه خاورمیانه را با فروش و ارسال سلاح های پیشرفته و خطرناک به بشکه باروتی تبدیل کرده اند.
تنها در چند ماه اخیر آمریکا، انگلیس و فرانسه بالغ بر صد میلیارد دلار فروش تسلیحات با چند کشور شیخ نشین خلیج فارس قرار بسته اند. با چنین رفتاری چگونه آنها در بسته تشویقی خود دم از ثبات منطقه و عاری از سلاح غیرمتعارف می زنند. اساسا امروزه همه کشورهای اروپایی به این مهم پی برده اند که آرامش در منطقه خاورمیانه بیش از آنکه نافع برای ملت های این منطقه باشد.برای اقتصاد آنها اهمیت یافته است. بنابراین آنها هستند که نیاز به برگزاری کنفرانس درباره مسایل امنیتی منطقه ای دارند و یا نیاز به گفت و گو پیرامون موضوعات مربوط به امنیت و ثبات منطقه ای دارند. در بندی از موارد تشویق سیاسی بحث همکاری در مورد افغانستان مطرح شده است. واقعا مضحک است که این مشکل یک مشکل جهانی است نه مشکل ایرانی که آنها به عنوان امتیاز برای ایران مطرح ساخته اند. نکته جالب تر اینکه گروه 1+5 در بسته پیشنهادی خود تاکید بر منشور ملل متحد کرده اند که از تهدید یا استفاده از زور نسبت به تمامیت ارضی و یا استقلال سیاسی ایران اجتناب ورزند. در حالی که این مسئله یک تکلیف حقوقی برای همه کشورها بر مبنای منشور ملل متحد است. براساس کنوانسیون های ژنو و همچنین اساسنامه دیوان بین المللی کیفری استفاده از زور نسبت به تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری در ردیف جرایم جنگی است.
از سوی دیگر تاریخ سیاسی و تاریخ جنگ ها نشان داده است که تعهد کشورها آن هم کشورهای غربی نسبت به قوانین بین المللی تابع منافع ملی آنها است یعنی اگر منافع ملی آنها ایجاب کند جنگ را علیه هر کشور ولو مخالف مقررات بین المللی تحمیل می کنند. اقدامی که توسط فرانسه در رواندا انجام شد یا اقدامی که آمریکا علیه عراق انجام داد و ... نمونه های بسیاری از این دست هست که آمریکا، فرانسه و انگلیس بدون توجه به تعهداتشان به سازمان ملل علیه کشورهای مخالفشان وارد جنگ شدند. علی رغم این حقیقت، جمهوری اسلامی ایران اکنون از لحاظ دفاعی به حدی توانمند شده است که کشوری هر چند ابرقدرت قادر به تعرض علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشورمان نیست.
بخش اقتصادی
مورد تکمیلی در بخش اقتصادی، حمایت عملی در جهت الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی است.
اگرچه الحاق به سازمان تجارت جهانی فوایدی برای ایران دارد اما هنوز در میان صاحب نظران اقتصادی ایران و مسئولان جمهوری اسلامی اجماع کاملی وجود ندارد. از سوی دیگر این موضوع در رده بندیهای منافع ملی ایران در حوزه منافع مهم قرار دارد به عبارتی آن چنان برای ایران حیاتی نیست که بخواهد با یک منافع دیگر که در حوزه حیاتی قرار دارد و یا حتی در حوزه منافع مهم دیگری قرار دارد معامله نماید. استقلال برای جمهوری اسلامی ایران در حوزه های حیاتی خصوصا انرژی در اولویت های سیاست خارجی قرار دارد. برای ایران به وضوح روشن است که انصراف از چرخه سوخت هسته ای در قبال الحاق به تجارت جهانی، وابستگی صددرصد سیاسی را به دنبال خواهد داشت. از این رو به هیچ وجه حاضر نیست این مسئله را رها سازد.
مهمترین تشویقات دیگری که در بخش اقتصادی آمده است، موضوع همکاری در بخش انرژی است. مطمئنا همکاری در زمینه انرژی بیش از آنکه به نفع ایران باشد، برای اروپا و آمریکا منفعت دارد، وضعیت انرژی که اکنون در جهان ایجاد شده اقتصاد همه این کشورها را دچار رکود و اختلال کرده است. اروپایی ها ناچارند که وابستگی خود را از روسیه کاهش دهند نیاز به تنوع بخش انرژی دارند. آنها در هر صورت به ایران نیازمندند. ایران دومین کشور در خصوص ذخایر گازی است.
عملا نیز شاهد بودیم که علی رغم قطعنامه های چهارگانه شورای امنیت و فشارهای آمریکایی ها و شرکت های اروپایی قراردادهای بزرگ و درازمدتی را با ایران منعقد کردند. بنابراین این چه امتیازی است که گروه 1+5 به عنوان تشویق برای ایران در نظر گرفتند تا ایران یک دارایی بسیار ارزشمند خود یعنی برنامه چرخه سوخت را کنار بگذارد.
سایر زمینه ها
بسته تشویقی مواردی را راجع به کشاورزی، محیط زیست، زیرساخت ها، هواپیمایی غیرنظامی، مسائل اقتصادی، اجتماعی و توسعه انسانی، بشردوستانه مطرح کردند که با بسته تشویقی سال 84 و 85 تفاوت چندانی ندارد. اما تفاوت اندک موجود نیز بسیار تامل برانگیز و مضحک است. تامل برانگیز از این بابت است که در خصوص همکاری در هواپیمایی قید غیر نظامی را آورده اند. این نکته بیانگر این مسئله است که هر چیز که قدرت دفاعی ایران را افزایش دهد غرب به کلی مخالف آن است. از سوی دیگر آنها تحریم ظالمانه و ضد بشری را علیه بخش هواپیمایی ما وارد ساختند. اکنون این عمل زشت و ضدانسانی خود را به عنوان یک امتیاز برای معامله بر سر هسته ای ایران مطرح می سازند. اما مضحک از این بابت است که در ذیل حمایت فنی در حوزه های آموزشی مفید برای ایران اشاره به تاریخ و فلسفه، مدیریت عمومی و همکاری در حوزه تواناییها پاسخ موثر به حوادث غیرمترقبه شده است. واقعا این سوال جدی مطرح است که گروه 1+5 و اساسا غرب چه تصوری از ایران دارد؟ گویا غرب هنوز در قرن 19 و اوایل 20 زندگی می کند. آنچنانکه استعمارگران وارد کشورهای مستعمره می شدند و تمام ابعاد و جنبه های آن کشور را مورد تهاجم خود قرار می دادند.
شاه بیت بسته تشویقی
هدف و اساس بسته تشویقی این است که ایران چرخه سوخت هسته ای را کنار بگذارد. برای این منظور ایران اول باید همه فعالیت های خود را تعلیق کند، سپس باب مذاکرات گشوده شده آن وقت در طی مذاکرات، ایران قانع (شما اجبار بخوانید) شود که برنامه چرخه سوخت هسته ای و تاسیس راکتور آب سنگین و تاسیسات تولید آب سنگین و ساخت سانتریفیوژها و سایر فعالیت های مربوط به غنی سازی را تعطیل نماید. ممکن است بعضی ها با دیدن تشویقات به اصطلاح سیاسی، اقتصادی، انرژی، کشاورزی، محیط زیست و سایر موارد به این نتیجه برسند که چرا این معامله را قبول نکنیم. به فرض اینکه این بسته تشویقی پذیرفته شود آیا مشکل ایران و آمریکا و چند کشور اروپایی تمام می شود. آیا آنها به همین سادگی همه درهای اقتصادی و سرمایه ای خود را باز و ما را وارد این باغ سبزشان خواهند کرد؟ واقعا کسی که غرب را می شناسد تاریخچه غرب را به خوبی مطالعه کرده است و روابط غرب با جهان غیر از آن را بررسی نموده و بخصوص در اساس بی اعتمادی غرب به ایران اسلامی را مورد تامل و تفکر قرار داده است، با این گفته امام راحل (ره)، همراه خواهد شد که غرب تا اسلام را از ایران نگیرد، بیکار نخواهد نشست.
پژوهش در زمینه دیکتاتورها نیز موید همین نکته است که مذاکره و مصالحه برای آنها تنها یک مرحله عبور محسوب می شود. قدرت هایی مانند آمریکا، انگلیس و فرانسه در جهان همانند دیکتاتورها در داخل یک کشور عمل می کنند. زیرا در فرایند مذاکره وقتی بحث بر سر موضوعات بنیادین است مذاکره و مصالحه از نظر آنها دیگر راه حل مناسب نیست. این اصل را ما فراموش نمی کنیم که دیکتاتورهای جهانی در مذاکره تلاش می کنند تا اهداف خویش (تغییر رژیم یا تغییر رفتارهای اصولی) را حفظ کنند. وعده و پیمانی که دیکتاتور جهانی می دهد (آنچنان که در بسته تشویقی داده است) با هدف تحت سیطره نگاه داشتن قدرت ایران است و هر گاه بخواهد زیرپا می گذارد.
با این همه، بسته تشویقی جدید هیچ حرف جدیدی برای ایران نداشته است. واژه سخاوتمندانه ای را که سولانا و سایر مقامات اروپایی برای این بسته بکار برده اند واقعا هر کس با یک مرور اجمالی به آن، خواهد فهمید که اروپا و آمریکا نه تنها هیچ سخاوتی به خرج ندادند، بلکه با این بسته تشویقی استعمار فرانویی را برای ایران بصورت محترمانه آورده اند.

نام:
ایمیل:
نظر: