مرتضى صفار هرندى
نامزدهای ریز و درشت زیادی از احزاب و گروه ها وجود دارند که کمترین نقش را در بسیج اجتماعی داشته و فاقد پایگاه توده ای بوده اند. اما نهاد روحانیت به رغم ویژگی ذاتی حضور در زوایای زندگی مادی و معنوی مردم در آخرین سال های رژیم سلطنت، فاقد تشکیل رسمی بود و صرفاً علائق مشترک روحانیون، بنا به مناسبت آنها را در محافل خود با یکدیگر مرتبط می ساخت بدون آن که چیزی مثل التزام تشکیلاتی و برنامه ریزی حزبی در میان باشد. اسناد ساواک نشان می دهد که رژیم شاه در دوران اختناق حتی از امضای مشترک روحانیان مبارز در پای آگهی های تسلیت و ترحیم نیز نگران بوده است.
روحانیت به رغم فقدان تشکیلات رسمی هم در حرکت های عمومی مبارزاتی و هم در حمایت از گروه های چریکی، بسیار فعال عمل می کرد. اما با آغاز مرحله نهایی مبارزات اسلامی در سال 1356 از آن جهت که مردم برای هماهنگ ساختن خود با برنامه های امام هیچ واسطه ای جز روحانیت نمی شناختند، دو مجموعه از روحانیان مبارز در تهران و قم به فکر راه اندازی تشکل افتادند. بزرگانی مثل شهید مطهری در تأسی به روش امام، بر تشکیل مستمر جلسات انس روحانیون با یکدیگر و تبادل اخبار تأکید داشتند.
در همین جلسات بود که برنامه های مراسم بزرگداشت فرزند حضرت امام و چهلم های مکرر شهدای انقلاب و نیز انتشار اطلاعیه علمای تهران هماهنگ شد. در تابستان 1357 پس از طرح لزوم ایجاد یک تشکیلات روحانی از سوی حضرت آیت الله خامنه ای در نشست با آیات ربانی املشی و موحدی کرمانی و سپس شهیدان بهشتی و باهنر در مشهد، جامعه روحانیت مبارز تهران عملاً بنیان نهاده شد. امام پیشنهاد برخی از روحانیون برای تشکیل حزب را رد کرده بودند. اما این اقدام صرفاً در جهت انسجام بیشتر فعالیت مجموعه های روحانی در مبارزات صورت می گرفت. شاید از اولین ثمرات چشمگیر به وجود آمدن این تشکل، سازمان دادن اولین راهپیمایی های میلیونی تاریخ ایران در عید فطر و 16 شهریور 1357 بود. با آغاز اعتصاب کارگران شرکت نفت رژیم شاه دو عضو جامعه روحانیت مبارز را به عنوان طراح این اعتصاب دستگیر کرد.
جامعه روحانیت مبارز در همان ابتدای تأسیس در دو شاخه شمال و جنوب تهران فعالیت می کرد. جلسات روحانیت مبارز شمال تهران با حضور شهیدان باهنر، مفتح، شاه آبادی و نیز روحانیونی مثل آقایان موسوی اردبیلی و مصطفی ملکی در تجریش تشکیل می شد. شاخه جنوب تهران روحانیت نیز در منزل شهید صادق اسلامی ( از اعضای قدیمی هیئت های موتلفه اسلامی) برای صدور اعلامیه های این تشکل و هماهنگی اجتماعات، راهپیمایی ها و اعتصابات و امور دیگر و با محوریت آیت الله شهید محلاتی و آیت الله مهدوی کنی و حضور فعال بزرگانی مثل آیات موحدی کرمانی، عمید زنجانی و مرحوم سیدعبدالمجید ایروانی و حسن لاهوتی به صورت مرتب برگزار می شد. هیچ کس نمی تواند منکر این واقعیت شود که طراحی و مدیریت راهپیمایی های سرنوشت ساز تاسوعا، عاشورا و اربعین سال 1357 در تهران و تنظیم قطعنامه آنها توسط اعضای موسس روحانیت مبارز تهران مثل شهیدان مطهری و بهشتی و ... صورت می گرفت. البته با آزادی آقای هاشمی رفسنجانی از زندان در پاییز 57 وی همراه با بزرگانی مثل آیت الله مهدوی کنی نقش مهمی در این امر داشت.
شاید مهم ترین اقدام این مقطع جامعه روحانیت مبارز مدیریت راهپیمایی میلیونی تاسوعا و عاشورا بود. نحوه مدیریت این راهپیمایی به گواهی خاطرات سردمداران رژیم سلطنت، محمدرضا را از ادامه سلطنت خود مأیوس کرد و از سوی دیگر نقشه جبهه ملی و نهضت آزادی را برای به انحراف کشاندن انقلاب اسلامی و سازش با رژیم سلطنت، نقش بر آب ساخت.
فعالیت علمای تهران همواره دارای پیوستگی حیاتی با مدرسان حوزه علمیه قم بوده است.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز همانند جامعه روحانیت مبارز تهران در ابتدا تشکل رسمی با این عناوین نداشتند. بسیاری از آنان در خلال سال های پس از تبعید امام به تناوب دستگیر، زندانی و یا تبعید شدند. تنها در سال 1352، رژیم شاه 25 نفر از فضلا و مدرسان این حوزه را تبعید کرد. این افراد پس از بازگشت از تبعید یا احیای ارتباطات گذشته، فعالیت های خود را از سر می گرفتند. در سال 1356 دعوت مدرسین حوزه علمیه قم، بزرگ ترین مجلس بزرگداشت شهادت آیت الله حاج مصطفی خمینی را رقم زد. سخنرانی عالمانی مثل آیات ربانی املشی، خزعلی و خلخالی در شکستن فضای رعب 14 ساله نقش بزرگی داشت. در این اقدامات و سپس چهلم های تاریخی شهدای انقلاب اسلامی، بزرگانی مثل آیات ربانی شیرازی، مشکینی ، نوری همدانی، مکارم شیرازی، گرامی و ... نقش محوری داشتند و همین امر دور جدیدی از تبعیدها را به دنبال داشت.
این مجموعه گام به گام با برنامه های مبارزاتی امام همراهی می کرد و مجری تصمیم گیری های مهم و تاریخ ساز آن رهبر بزرگ بود. آیت الله نوری همدانی در بازگشت از تبعید، به پاریس رفت و با پیغام مهمی از سوی امام برای شهیدان بهشتی و مطهری به تهران بازگشت. این پیام درباره معرفی افرادی برای تشکیل شورای انقلاب بود. صدور بیانیه هایی با عناوینی مثل «حوزه علمیه قم» و «مدرسین حوزه علمیه قم» در حوادث مختلف مبارزات سال پایانی انقلاب از سوی این بزرگان باعث دلگرمی اقشار مختلف جامعه و بسط برنامه های مبارزاتی امام در بین آنان می شد. مدیریت حمایت مالی از اعتصابیون و مبارزه با تفرقه افکنی بین مقلدان مراجع تقلید از دیگر اقداماتی بود که مدرسین حوزه علمیه قم دست اندرکار آن بودند. جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در انتهای پاییز سال 1357 در عین حال با صدور اعلامیه خلع شاه از سلطنت در جلوگیری از موفقیت تلاش های رژیم برای سوءاستفاده از تمایلات سیدکاظم شریعتمداری و بیت وی برای توسعه ایده حفظ رژیم سلطنت و انجام اصلاحات در چارچوب این رژیم نقش بسزایی ایفا کردند. همبستگی جامعه مدرسین با اعتصاب اساتید دانشگاه ها نیز توانسته بود پیوند عاطفی دانشگاه با مرکزیت مبارزه یعنی روحانیت را عمق بخشد.
با تشکیل ستاد استقبال از امام حضور اعضای جامعه مدرسین در تهران افزایش یافت. آنها بخش مهمی از حاضران در تحصن مسجد دانشگاه تهران در اعتراض به جلوگیری از بازگشت امام به کشور را تشکیل می دادند. از جمله مدرسینی که نام آنان در میان متحصنین مسجد دانشگاه تهران دیده می شد، می توان به عالمان جلیل القدری مثل آیات مرحوم مشکینی، فاضل کاشانی، ربانی شیرازی، ربانی املشی، خلخالی ، شهید قدوسی، راستی کاشانی، جنتی، آذری قمی،گرامی ، منتظری، مومن و طاهری خرم آبادی اشاره کرد. برخی از اعضای جامعه مدرسین همچنین در تصمیم گیری در موضوعات مهمی مثل سفر بختیار به نوفل لوشاتو، انتخاب نخست وزیر دولت موقت و ... نقش اصلی داشتند. آنان به محض پیروزی انقلاب مسئولیت های بزرگی را در اداره نظام نوپا برعهده گرفتند.