صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۱۰۴۶۹۲

دکتر امیر محبیان
اشاره:در راستای آسیب شناسی رفتار جریان موسوم به اصلاح طلب در انتخابات دهم در نوشتار پیشین مبحث
“ گزینش ادبیات نخبه گرایانه با مخاطبان کم “را ذکر کردیم که به مثابه یکی از آسیب های رفتاری آن جریان به عدم توفیقشان انجامید، در نوشتار حاضر به پنچمین آسیب اشاره خواهیم داشت.
* * *
5.محوریت یافتن مجدد رادیکال های دوم خردادی :
رادیکال ها متقاضی تغییرات ریشه ای هستند و این امر فی حد ذاته بد نیست @ انقلابات توسط آنها برپا می شود وحتی در زمان هایی ایده هایی جدید و کاملا نو می آفرینند که می تواند جامعه را گامی به پیش ببرد.
در ایران آن گاه که از رادیکال سخن به میان می آید هدف نفی ارزش دیدگاههای رادیکال و بعضا نو در سطح جامعه نیست بلکه نگرانی از رفتارهای تندروانه ای است که بیشتر از عشق و محبت بر نفرت تاکید دارد و انرژی نهفته جوامع و توده ها را نه در مسیر ساختن بلکه در راه تخریب و نابودی به کار می برند.
رادیکال ها ادبیاتی خشن ، کین جویانه و مملو از نفرت و عقده دارند ، آنان گویی برای دوست داشتن دیگران آفریده نشده اند بلکه اثبات خویش را از راه نفی دیگران و حتی مرگ دیگران
میجویند.
شاید از لحاظ روانشناسی بتوان رادیکال ها را در زمره صاحبان اختلال شخصیت ضد اجتماعی دانست،آنها شکاک و بدگمان ، منفعل ، به طرز نامناسبی هیجانی هستند@ این افراد هم زمانی که می کوشند روحیه مستقل و مهاجم از خود نشان دهند از جهاتی شدیدا وابسته به دیگران هستند، در مواردی آنها وسواسی نیز هستند ، با نگاهی نارسیستیک(خودشیفته) شخصیت و دیدگاههای خود را شاخص گرفته و همگان را با آن می سنجد @ چون دریابد فرد یا جریانی با او تفاوت رای دارد خشمگینانه با
تند ترین و خشن ترین ادبیات او را سرکوب می کند.
گروهی دیگر از رادیکال ها دارای شخصیت پارانوئید هستند،خصوصیت آنها بی اعتمادی و بدگمانی فراگیر و دیرین نسبت به دیگران، حساسیت زیاد نسبت به بی اعتنایی و گرایش به وارسی محیط برای یافتن و برداشت گزینشی نشانه هایی است که افکار و نگرش های زیانمند را تائید می کند.
این علائم در اکثر قریب به اتفاق رادیکال هایی که وجود آنها را برای کشور مضر می دانیم وجود دارد. به عبارت ساده تر@ رادیکال های مورد نظر ما بیمار هستند و فضای سیاسی کشور را بیمار می کنند.
قصد نگارنده از محوریت یافتن رادیکال ها در جریان برانگیخته شده توسط مهندس موسوی قطعا آن نیست که او یا جمع بسیاری از همفکرانش را این گونه بنمایانیم @ بلکه بر این باوریم که جمعی محدود از رادیکال هایی که مسیر حرکت اصلاحات در دوران خاتمی را منحرف ساختند و هزینه هایی کلان را به آن جریان و نظام وارد ساختند چون آشوب زی هستند، مسیر حرکت مسالمت آمیز و قانون گرایانه مذکور را به مسیری کشاندند که جریانی مسالمت آمیز و آرام به سمت خشونت رفت.
نگارنده بر این باور است که نوع نگرش سران جریان اصلاحات به دلیل خصلت تدریجی اصلاح طلبی نمی تواند رادیکال باشد ولی رادیکال ها اساسا فضایی پدید می آورند که رهبران جریان های اصلاحی ناخواسته درون تله موج پشت موج افراط گرایی افتاده و عملا تحت اختیار رادیکال ها قرار می گیرند زیرا رادیکال ها هرچند کم شمارند ولی پر انرژی و شدیدا فعال بوده و قادرند ویروس تندروی را سریعا در هر فضایی منتشر سازند.
معتقدم مهندس موسوی از خطرات رادیکال ها مطلع بوده است @ به همین دلیل نیز کوشید هسته مرکزی نیروهای اولیه خود را ازمیان اساتید آرام و عالم دانشگاه تربیت مدرس و بعضا
چهره های شناخته شده و اصیل سیاسی برگزیند که خصلت اصلی آنها گرایش علمی و روحیه معتدل شان بود اما بازی این گونه ادامه نیافت@ با گسترش هواداران و افزایش هیجانات رادیکال ها به سرعت این هسته مرکزی قابل قبول را کنار راندند و کنترل را در دست گرفتند@ حاصل آن نیز هزینه های بسیار برای کشور و ضربه وارد شدن به بسیاری از چهره های سیاسی و سرمایه های ملی بود.
پیرامون نقش رادیکال ها در به نابودی کشیدن جریان ها ی سیاسی و اجتماعی کشور بسیار می توان نگاشت ولی به همین اندک بسنده می شود.
 

نام:
ایمیل:
نظر: