«بعضى ها به من مى گویند چرا خود را به خطر مى اندازى، ولى من به آنها گفتم که ما براى کارهاى ساختارى آمده ایم.» این جملات برگرفته از بخشى از مصاحبه مطبوعاتى رئیس جمهور با شمارى از خبرنگاران پس از جلسه هیأت دولت چهارشنبه گذشته است. به نظر مى رسد، نقبى به گذشته نه چندان دور و تطبیق آنچه که رئیس جمهور فعلى ایران، در انجام آن «خطرپذیرى» مى کند، راهگشاست. روز دهم خردادماه ،۸۴ دکتر محمود احمدى نژاد که آن روز هنوز در کسوت شهردار تهران بود، یکى از طولانى ترین نطق هاى انتخاباتى خود را ایراد کرد و بنا به اقتضاى یک فضاى دانشجویى به بیان ناگفته هایى پرداخت که پیش و پس از آن نیز لزومى به تکرار بخش هایى از آن ندید. با این حال آنچه که امروز از سوى وى به عنوان «لزوم اصلاح ساختار ۳نهاد مهم دولت (بانک، سازمان مدیریت و بیمه)» مطرح مى شود، آن روز نیز به نوعى مورد تأکید قرار گرفته بود. احمدى نژاد در برشمردن موانع فراروى برقرارى عدالت، لب به کلى گویى نگشود و علاج این دردسر را در گروى اصلاح نظام بانکى، مقابله با تمرکز زدایى در پایتخت و کاستن از هزینه هاى سرسام آور دولت دانست اگرچه در این بین، از کنار مقاومت گروه ها و باندهایى نیز که ادامه حیات خویش را در آینه بقاى مناسبات ناسالم مى بینند، بدون تعریض عبور نکرد. شعارهاى انتخاباتى رئیس جمهورى اسلامى ایران، همچنان پس از گذشت ۲ سال در گوش ملت زنگ مى زند: کاهش نرخ سود بانکى به منظور افزایش تولید، انتقال آن دسته از شرکت هاى دولتى با مأموریتى خارج از پایتخت به محل مأموریت، توسعه متوازن همه نقاط کشور، سفرهاى استانى، افزایش بودجه عمرانى درکنار کاستن از هزینه هاى مصرفى در بودجه جارى و ... ۲ سال پس از پیدایى دولت اصولگرا، احمدى نژاد نه تنها شرم زده از درجا زدن در نقطه صفر نیست بلکه مصمم است که «پاى اصلاحات ساختارى کشور بایستد» دولت نهم، شکم معضلات ریشه دار کشور را با شعار و لفاظى هاى روشنفکرمآبانه صابون نزد و ۲ سال اول عمر خود را به نالیدن از اقتصاد بیمار کشور و تبلیغات «ساماندهى اقتصادى» و سپس به بایگانى فرستادن آن تلف نکرد. «شأن قوه مجریه این است که برنامه داشته باشد و بیاید اجرا کند نه اینکه وقتى انتخاب شد تازه بگوید من باید فکر کنم.» در علم مدیریت، ضریب «ریسک پذیرى» یک تصمیم، شاخصه مورد اعتنایى براى برآورد هزینه فایده هاى آن تصمیم است. با این حال «خطرپذیرى هاى رئیس جمهور ایران» در میدان «بازدارندگى طبیعى سیستمى» در مقابل تغییر ساختار به همراه «مقاومت» گروهى که توفیقات حاصل از این تغییر را مساوى با التفات و آگاهى ملت از ناکارآمدى هاى گذشته مى پندارند، تعریف مى شود. این مقاومت سنگین تبلیغاتى ـ رسانه اى چنان منطقه ممنوعه اى را ایجاد مى کند که جنبنده اى را خیال شکافتن سقف آن و در انداختن طرحى نو، در سر نیاید. «احمدى نژاد» البته از این قاعده مستثناست چه آن که اگر چنین نبود آن روز که در اثر ورود وى به منطقه ممنوعه قدرت، آتش تخریب و تهمت از زمین و آسمان بارید، درنگى براى فرار از این مهلکه نمى کرد. احمدى نژاد «خطرپذیر» است و در پى آن نیست که این «نوبت چند روزه» را به تخدیر ملت با «سمفونى اپوزیسیونى» از جایگاه نفر دوم مملکت! سر کند. همچنین مفتخر به شیدایى در برابر «به به» و «چه چه» غرب در بازگویى مبانى اومانیستى و لیبرالیستى قرن ۱۸ و ۱۹ غرب نیست بلکه دعوت به راه امام (ره) و احیا و تکرار گفتمان اسلامى و انقلابى را مأموریت دولت اسلامى مى داند، حتى اگر تمام جهانخواران «اخم در ابرو کشیده» و به استقبال آمده باشند. «دوصد گفته، چون نیم کردار نیست»، موج سوارى بر رأى مردم و سر آخر، بسیار آسانتر از به دل خطر اصلاحات ساختارى زدن و نهراسیدن از هوچى گرى و «لومه» لائمان است و اگر جز این بود، لباس اصولگرایى و خدمتگزارى بر قامت احمدى نژاد «ناراست» مى آمد همچنان که «دیگرانى»، به این خلعت آزموده شدند و ...