فرانسه یکی از کشورهای تأثیرگذار بر برخی از شخصیت ها، احزاب و گروه های سیاسی لبنان است. این تأثیرگذاری از دیرباز وجود داشته است. نفوذ و تأثیرگذاری فرانسه در لبنان هرگاه از حد و اندازه خود عبور نموده و ماهیت دخالت به خود گرفته است مشکلاتی را برای دولت و جامعه سیاسی لبنان ایجاد نموده است. اگر چه طی سال های اخیر و مخصوصا پس از حادثه 11سپتامبر و تغییر اساسی در استراتژی جهانی آمریکا و تهاجم این کشور به خاورمیانه، فرانسه سعی داشته رویکردی مستقل از آمریکا در بحران لبنان اتخاذ نماید، اما هر از چندگاه دولتمردان این کشور تحت فشار لابی صهیونیزم، مقامات آمریکا و رسانه های غرب موضعی هماهنگ با واشنگتن در قبال تحولات لبنان اتخاذ نموده اند. از آن جمله سخنان اخیر نیکلا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه در مورد حزب الله لبنان است که سخنگوی کاخ ریاست جمهوری فرانسه به نقل از رئیس جمهور این کشور بیان داشت که حزب الله در لبنان به اقدامات تروریستی مبادرت می ورزد. این موضع با سیاست خارجی فرانسه که مقامات دستگاه دیپلماسی این کشور، اذعان می کنند که به دنبال ایفای نقش «میانجی گر» در تحولات لبنان هستند در تضاد است. ایفای نقش میانجی گری با حمایت از یک گروه سیاسی و اتهام تروریستی به یک جریان سیاسی قدرتمند در داخل لبنان متفاوت است. همگام با اتهامات سارکوزی به حزب الله لبنان- که کانون مرکزی گروه های مخالف دولت فواد سینیوره و یک قدرت سیاسی و اجتماعی ریشه دار در لبنان است- سفیر این کشور در لبنان نیز به صراحت در حمایت پاریس از گروه 41 مارس که یک جریان وابسته به قدرت های خارجی است سخن به میان می آورد. حال سخن این است کشوری که مدعی ایفای نقش میانجی در تحولات لبنان است و گروه های سیاسی را برای ایجاد وحدت ملی و انجام مذاکره به پاریس دعوت می کند چگونه می تواند از یک جریان حمایت سیاسی و جریان دیگر را متهم به اقدامات تروریستی نماید؟!نادیده گرفتن خواست اکثریت ملی لبنان و اتهام تروریستی به محبوب ترین جریان فکری و سیاسی این کشور و حمایت کورکورانه از یک گروه وابسته که فاقد مشروعیت مردمی و تحت فشار جریان های خارجی قدرت را همچنان به گروگان گرفته و حاضر به رها کردن آن نیست، به سود منافع ملی پاریس در لبنان نیست و مردم آگاه و غیور این کشور دیر یا زود به مداخلات خارجی قدرت های غربی در امور سیاسی کشورشان پاسخ خواهند داد.