صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۱۰۷۸۵۴

مرتضى صفار هرندى
اولین گروه های سیاسی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به خودنمایی مشغول شدند، گروه های چپ و مارکسیست بودند، طلبکارانی که کمترین نقش را هم درخیزش اسلامی مردم و سقوط نظام سلطنت نداشتند، اما نویسندگان مطبوعات به جامانده از رژیم پهلوی، آنان را برصدر می نشاندند. اما این گروه ها وارث ده ها سال درگیری درون گفتمانی چپ گرایی ایرانی بودند. حتی چپ های متمایل به شوروی یک حکمیت یکپارچه نبودند.
حزب توده قدیمی ترین حزب چپ گرا پس از 23 سال فعالیت خود را به داخل کشور منتقل کرده از ماه ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، افرادی از این حزب مثل رحمان هاتفی در کنار به عهده گرفتن مسئولیت سردبیری روزنامه کیهان، به صورت مخفیانه انتشار نشریه نوید وابسته به حزب توده را آغاز کرده بودند. رقابت بین ایرج اسکندری : که به تلاش های رفرمیستی جبهه ملی و کاظم شریعتمداری دل بسته بود : و نورالدین کیانوری که به دست برتر امام خمینی در مبارزات و لزوم حمایت از سرنگونی رژیم سلطنت به عنوان یک هدف مقطعی اعتقاد یافته بود - با پیروزی انقلاب اسلامی، به تفوق کامل کیانوری بر حزب توده انجامید. درست در روز 22 بهمن 57 حزب توده آغاز مجدد فعالیت های خود در کشور را با صدور اعلامیه ای اعلام کرد و روزنامه خود (نامه مردم) را پس از 30 سال در اسفند همین سال منتشر ساخت. فرج الله میزانی و علی خاوری که از اسفندماه در ایران استقرار یافته بودند، به کار تجدید سازمان حزب مشغول شدند و رهبران حزب توده نیز از کشورهای بلوک شرق به ایران بازگشتند، حزب توده در مواضع اعلامی، خود را حامی جمهوری اسلامی نشان می داد. رأی مثبت در همه پرسیهای تعیین نظام جمهوری اسلامی و نیز قانون اساسی، نشانه آشکاری از این رویکرد بود. اما برنامه درازمدت حزب در تلاش برای نفوذ در نهادهای نظامی، دولتی، حزب جمهوری اسلامی و نیز دیگر احزاب سیاسی موافق و مخالف نظام و نیز جمع آوری مقادیر زیادی سلاح متمرکز شده بود.
تا پیش از سال 1360 تیم کیانوری، احسان طبری، محمدعلی عمویی، میزانی، خاوری، حجری و... با موضع گیری های زیگزاکی به نحوی عمل می کردند که هم نیاز به پرداخت هزینه تندروی های دیگر گروه های چپ را نداشته باشند و هم در عین حال از جریان چپ طرد نشوند. مواضع ظاهری توده ای ها در سال 1359 حمایت از خط امام و مخالفت با لیبرال ها بود! از سوی دیگر علاوه بر تلاشی که مهدی پرتوی مسئول شبکه نظامی حزب توده برای نفوذ در ارتش داشت و توانست افرادی را تا حد فرمانده نیروی دریایی ارتش و نیز فرمانده ارشد ارتش در جبهه های غرب و مشاور وزارت دفاع و عضو کمیسیون های شورای عالی دفاع را در چارچوب اهداف حزب به کار گیرد، تلاش برای کسب اطلاعات از منازعات درونی خط امام و نیز مداخله هایی مثل متهم کردن بخشی از نیروهای خط امام به «حجتیه ای» بودن از جمله فعالیت های حزب توده تا زمان انحلال مجدد آن در ابتدای سال 1362 بود.
چریک های فدایی خلق در آخرین مقطع مبارزات چریکی، به عنوان گروه آوانگارد در میان مارکسیست ها شناخته می شدند.
تعدادی از اعضای این گروه که در آخرین سال های رژیم شاه روش مبارزه مسلحانه را کنارگذاشته بودند، پس از پیروزی انقلاب اسلامی عنوان «راه کارگر» را بر گروه خود نهادند. برخی از هواداران چریک های فدایی خلق در خارج کشور نیز در این زمان گروهی به نام «راه فدایی» را تشکیل دادند. اما «عمده قوا»ی چریک های فدایی خلق با همین نام در جریان فتح مراکز نظامی به دست مردم بخش هایی از دانشگاه های پایتخت و شهرهای دیگر را در تیول خود درآورده و خود را به عنوان نیروی پیشتاز خلق مطرح می ساختند.
آنان از پشتیبانی خبری رسانه ها و حتی «رسانه ملی» برخوردار بودند و در حالی بیانیه گروهک خود را از صدا و سیما پخش می کردند که رهبران شان در هنگام مصاحبه با تلویزیون چهره خود را از مردم می پوشاندند و از انقلاب اسلامی با تعبیر «قیام» یاد می کردند. آنها دولت موقت بازرگان را دولت مشروع ملی نامیده و در عین حال آن را دولت «بورژوازی کمپرادور» محسوب می نمودند.
پشتیبانی سیاسی و رسانه ای ازتحرکات تجزیه طلبانه در کردستان و ترکمن صحرا و حضور مستقیم مسلحانه در مناطق مزبور، همراهی با ایده انحلال ارتش، دامن زدن به اعتصاب در محیط های کارگری و تلاش ناموفق برای انجام راهپیمایی به سوی بیت امام (مدرسه علوی) از جمله اولین اقدامات این گروهک در اولین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود. از اوایل سال 1358 انشعاب در این سازمان شروع شد. ابتدا افراطیون به محوریت اشرف دهقانی منشعب شدند و سپس در سال 1359 یکی از اعضای مرکزیت گروهک به نام فرخ نگهدار که از دوره زندان رژیم شاه به حزب توده متمایل شده بود در مخالفت با رویکرد مسلحانه، گروه «اکثریت» فدائیان خلق را تشکیل داد. در فروردین 1360 گروه اکثریت نیز در داخل خود دچار انشعاب شد و مصطفی مدنی انشعابی به نام «جناح چپ اکثریت» فدائیان خلق را ایجاد کرد. او مدتی بعد به جناح اقلیت پیوست. اقلیت فدائیان خلق در نیمه دوم سال 1359 برخلاف سابقه ای که در تمسخر ابوالحسن بنی صدر داشت، به خاطر رفتار تقابل آمیز بنی صدر با خط امام وارد فاز حمایت از اولین رئیس جمهور تاریخ ایران شد. در آذر 1360 علی کشتگر عضو جناح اکثریت نیز در مخالفت با وحدت با حزب توده انشعاب دیگری را در این سازمان به وجود آورد. ورود منافقین به فاز مسلحانه در خرداد 1360 و همراهی بخشی از چریک های فدائی خلق، این گروه را با تمام انشعاب هایش از صحنه سیاسی داخل ایران حذف کرده بود. حتی جناح اکثریت فدائیان خلق که با ادعای همراهی با نهادهای انقلاب و تأکید بر لزوم مسلح شدن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به سلاح سنگین و مخالفت با لیبرال ها در دوره بنی صدر سعی در جلب اعتماد پیروان خط امام را داشت، نتوانست از همداستانی با سرنوشت مجموعه نیروهای مخالف آرمان حکومت دینی رهایی یابد.
شاید منفورترین گروهک چپ گرای پس از انقلاب اسلامی گروهک «پیکار در راه آزادی طبقه کارگر» بود. اعضای این گروهک بخشی از مرتدان (خارج شدگان از دین) سازمان مجاهدین خلق بودند که در سال های انتهایی رژیم شاه به مبارزه مسلحانه بی اعتقاد شده بودند. در سال 1357 چند ماه قبل از پیروزی انقلاب، بقایای جریان ارتداد مجاهدین خلق در قالب چند گروه اقلیت به نام های «اتحاد مبارزه در راه آرمان طبقه کارگر» و «نبرد در راه رهایی طبقه کارگر»، «رزمندگان آزادی طبقه کارگر» و یک گروه اکثریت به نام «پیکار در راه آزادی طبقه کارگر» اعلام موجودیت کردند. آنها در همان ابتدا از عملکرد تقی شهرام و قتل شریف واقفی و... اعلام برائت کردند. گروهک پیکار در اندک زمانی به دو جناح اقلیت و اکثریت تقسیم شد.گرایش این گروهک به ایدئولوژی مارکسیستی «مائوتسه دون» (بنیانگذار چین کمونیست) و نیز «انورخوجه» رهبر آلبانی سبب شد که همایشی برای اتحاد 11 گروه مائوئیست ترتیب داده شود و سازمانی به نام «سازمان وحدت انقلابی» شکل گیرد. با پیوستن پیکار به محاربه خرداد 1360 منافقین، کادر اصلی این سازمان شامل افرادی مثل احمدی روحانی، سپاسی آشتیانی و... دستگیر و اعدام شدند. تعدادی از بقایای پیکار نیز همراه با گروهک تجزیه طلب «کومله» و چند گروه کوچک دیگر «حزب کمونیست ایران» را تأسیس کردند.
از دیگر گروههای پیرو چین و آلبانی، حزب رنجبران بود. این حزب و نیز سازمان توفان و بالاخره «اتحادیه کمونیست های ایران» دنباله های گروهی از منشعبان از حزب توده در دهه چهل بودند.
مبارزه با «سوسیال امپریالیسم شوروی» وجه مشخص شعارهای این گروه ها بود. آنها اولین چپ گرایانی بودند که به مجموعه همراهان بنی صدر در «دفتر هماهنگی رئیس جمهور» پیوستند. این گروه های مائوئیست نیز در جریان عزل بنی صدر با شورش مسلحانه منافقین همراهی کردند و در غائله هایی مثل ماجرای آمل در پاییز 1360 نقش آفرین بودند. پس از سال 1361 آخرین بقایای این احزاب به خارج از کشور گریختند و بعضی از آنان به گروه های کمونیستی آمریکا و آمریکای لاتین پیوستند.

نام:
ایمیل:
نظر: