صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۱۰۹۸۸۵

نویسنده: فهمی الهویدی
مترجم: محمدجواد گودینی

حسنی مبارک از واشنگتن باز می گردد و من در میان اخبار انتشاریافته چیزی که باعث مسرت و خوشحالی باشد، نیافتم.
رسانه های رسمی مصر پیش از سفر مبارک به واشنگتن، این سفر را تاریخی توصیف کردند و پیش از آنکه نتایجش روشن گردد، آن را سفری موفق خواندند. سفیر آمریکا در قاهره سخنانی ایراد کرد که روزنامه «الاهرام» آن را در عناوین خود ذکر کرد و سفر مبارک را «فرصت برای شنیدن نصایح» درخصوص مسائل مختلف منطقه برشمرد. در روزنامه الأهرام آمده است: رئیس جمهور با حکمت و نقش تاریخی که بر دوش دارد در این سفر بر اصول اساسی مصر تأکید ورزید.( الأهرام 8/20)
زیر این سقف، سخنان فراوانی درباره بازگشت مجدد و نقش آفرینی مصر و درس هایی که رئیس جمهور مصر به همتای آمریکایی اش آموخته است، گفته می شود. تمامی این سخنان نیکو بوده و ما آرزو داریم این گونه باشد، اما آیا دلیلی برای تأیید آن وجود دارد و با واقعیت های موجود منطبق است؟
تردیدی در اهمیت نقش مصر وجود ندارد، اما مفهوم اهمیت کمی مبهم بوده و نیاز به شفاف سازی دارد. اهمیت، از تأثیرگذاری سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی نشأت می گیرد و نوعی دیگر از اهمیت نیز وجود دارد و آن اهمیت داشتن در چارچوب استراتژی کشورهای بزرگ است.
در این زاویه، هنگامی که مقامات واشنگتن از اهمیت نقش مصر سخن فرسایی کرده و آن را تمجید می کنند، لازم است به این سوال پاسخ گوییم: در کدام چارچوب این نقش آفرینی انجام می شود و در کدام ظرف قرار دارد؟
بیشتر اشاره هایی که از سوی مقامات آمریکایی و برخی از همفکران اروپایی شان درخصوص اهمیت نقش مصر مطرح می گردد، به طور کامل با محتوای رسانه های غربی درباره مصر متفاوت است. مقالات « واشنگتن پست» و پژوهش اخیری که در مجله «اکونومیست» - با تمامی احترام و ارزشی که دارد- سخن از اوضاع نگران کننده سیاسی و اقتصادی مصر به میان آورده بود.
پنهان نیست که نمی توان از اوضاع حقوق بشر و دموکراسی در مصر دفاع کرد و مسئله موروثی کردن حکومت به موضوعی برای محکومیت تبدیل شده است. به طور اختصار، جهان خارج همان چیزهایی که در کشورمان مصر می گذرد را می داند و به همین خاطر عجیب نیست که مصر جزء کشورهای «ناکام» سیاسی گنجانده شده است.
در بخش اقتصادی، کافی است بدانیم میزان درآمد شهروندان مصری در رتبه 112 ( و برخی می گویند 127) دنیا قرار دارد، در حالی که متوسط درآمد افراد در جهان معاصر به 9 هزار دلار در سال می رسد. این وضعیت در مصر بین 200 تا 600 دلار است. درباره خدمات بهداشتی، آموزشی و مسکن باید بگوییم کسانی که روزنامه های صبح را ورق می زنند، هر روزه اخباری درخصوص اشکالات و خلل های آب شرب، آب مزارع و ... می خوانند.
این عیب های مفتضح را نه تاریخ و نه جغرافیا نمی تواند بپوشاند و تنها به اهمیت کشور و شهرت آن آسیب نمی زند و تنها تهدیدی برای امنیت ملی به حساب نمی آید، بلکه قدرت تأثیرگذاری کشور را نیز نابود می کند.
با وجود این مشکلات، سخن از «همپیمانی استراتژیک» میان آمریکا و مصر، مسئله ای نگران کننده به شمار می رود که سوالات فراوانی را درباره دقت تعبیر و جایگاه هر یک از دو کشور در این همپیمانی برمی انگیزد. از سوی دیگر، آنچه میان این دو کشور وجود دارد، وضعیت غیر متعادل و حالت راکب و مرکوب است.
زمانی که خواندم اوباما در کنفرانس مطبوعاتی اعلام داشت: ایالات متحده و مصر همراه با هم فعالیت کرده و به طور منسجم با یکدیگر ارتباط دارند و «مبارک در طول این مدت سی ساله، رهبر، مشاور و دوست بوده است»، شدیداً متأثر شدم. این گفتار به تدبر و دقت فراوانی نیاز دارد. آیا مصر در اقدامات آمریکا در مناطق عربی نشین شریک بوده است؟ از آنجا که رئیس جمهور آمریکا از سر بی اطلاعی سخن نمی گوید، وقتی انسان این سخن را می شنود چقدر باید ناراحت و رنجیده خاطر شود؟
ماچیزی درباره «خلوت گاه» مبارک و اوباما نمی دانیم و باید منتظر معلومات بیشتری از سوی نشریات آمریکا در این زمینه بمانیم تا برایمان روشن گردد که نقطه مسکوت مناقشات و مباحثات دو جانبه در کجاست. تا زمانی که آن دیدار پنهانی برایمان روشن نگردد، تنها مسائل روشن و اعلام شده پیش روی ماست. برخی از مذاکرات مربوط به موضوع مصر است و برخی دیگر درباره پرونده ایران و فلسطین است. مبارک یادآور شد که مذاکرات به مسئله اصلاح در مصر می پردازد و در انتخابات پیش رو براساس برنامه اصلاحات عمل خواهد کرد. این سخن، شهروند مصری را متحیر ساخته و سخت می توان آن را باور کرد. در نشریه «الشروق» آمده است یکی از کارشناسان آمریکایی از سخن رئیس جمهور مصر این استنباط را کرد که او بازنشست نخواهد شد و برای انتخابات آینده، خود را معرفی خواهد کرد.
درخصوص ایران، اوباما و مبارک از «نگرانی مشترکشان درخصوص انتشار سلاح هسته ای در منطقه» پرده برداشتند. من در این گفتار هیچ اشاره ای به موفقیت یا عدم موفقیت سفر مبارک ندارم. اما باید توجه داشت که در این سخن موضوع هسته ای اسرائیل نادیده گرفته شده است، گویا هیچ خطری برای منطقه در پی ندارد. این گفتار، برای دور داشتن توجهات از برنامه هسته ای اسرائیل به شمار می رود که طمع ورزی این رژیم خطر حقیقی منطقه است.
اگر فردی در جمع اعراب اعلام دارد تلاش های سازش در فلسطین« در مسیر صحیح خود» در حرکت است، شنوندگان به او می خندند و او را متهم به یاوه گویی می کنند. این گفتار غیرقابل باور است؛ بویژه با وجود تحرکات اخیر اسرائیل درخصوص شهرک سازی و عدم توجه به خواسته های بین المللی درخصوص توقف آن. دفتر امور آوارگان سازمان ملل در ابتدای این ماه گزارشی صادر کرد مبنی بر این که 1500 خانه فلسطینیان تخریب شده و 53 خانواده فلسطینی از منازلشان طرد شده اند تا مقدمه ای برای شهرک سازی جدید و یهودی سازی بیت المقدس باشد.
این ابهامات فراوانی که سفر مبارک به واشنگتن را در برمی گیرد، این سوال مهم را در ذهن تداعی می کند: آیا مصر بازیگر مهمی است یا بازیچه ای در دست دیگران؟

نام:
ایمیل:
نظر: