صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۱۱۰۱۱۸

بصیرت:رسانه ها و مقام های غربی عموماً از درک درست معنای آمادگی ایران برای ارائه یک بسته جدید به گروه 6 عاجز مانده اند. رسانه های غربی عموماً اینگونه برداشت کرده اند که ایران خود را برای مذاکره درباره پرونده هسته ای اش آماده می کند. اعلام خبر ارائه این بسته درست یک روز قبل از نشست معاونان وزرای خارجه گروه 6 در فرانکفورت هم این دیدگاه را تقویت کرده است. واقعیت ماجرا اما این است که بسته پیشنهادی جدید ایران اساساً ربطی به موضوع هسته ای ندارد. پس از کامل شدن اجرای مدالیته توافق شده با آژانس در سال 2007، اکنون چیزی به نام پرونده هسته ای باقی نمانده است که گفت وگو درباره آن، آن هم با گروه 6 لازم باشد. در مدالیته توافق شده با آژانس 6 مسئله به عنوان «موضوعات باقی مانده» شناسایی شده بود که تمامی آنها اکنون حل و فصل شده و آژانس طی نامه هایی رسمی به ایران اعلام کرده است که دیگر هیچکدام از آن مسائل را به عنوان «موضوعات باقی مانده» محسوب نمی کند. در انتهای مدالیته، ایران و آژانس توافق کرده بودند اگرچه ایران مطالعات ادعایی را به عنوان یک موضوع برای بحث با آژانس به رسمیت نمی شناسد، ارزیابی خود از این ادعاها را تنها پس از آنکه اصل اسناد مورد ادعا به تهران تحویل شد، به آژانس ارائه نماید. با وجود آنکه پس از آن تاریخ آژانس هرگز نتوانست به تعهد خود درباره ارائه اصل اسناد مطالعات ادعایی به ایران عمل کند- والبرادعی در تمام گزارش های خود و از جمله در گزارش اخیر بابت این موضوع از آمریکا انتقاد و آن را به کارشکنی در فرآیند راستی آزمایی متهم کرده است- اما ایران نهایتاً پس از چند جلسه فشرده کاری با نمایندگان آژانس، در بیش از 100 صفحه ارزیابی خود از این جعلیات را ارائه داد. به این ترتیب و با توجه به اینکه آژانس در گزارش اخیر خود «صحت» (authenticity) اسناد مطالعات ادعایی را هم زیر سوال می داند، اساساً دیگر چیزی به نام پرونده هسته ای ایران نمی ماند که گفت وگو درباره آن لازم باشد. آژانس اکنون طبق تعهد خود در سند مدالیته موظف است روند رسیدگی به پرونده ایران را عادی کند و هرگونه بحث اضافی فقط می تواند طبق پادمان و با دبیرخانه آژانس انجام شود.
بنابراین، مقصود ایران از تدوین بسته سپتامبر مذاکره درباره پرونده هسته ای نیست. ایران هسته ای واقعیت مسلمی است که ایران برای تثبیت آن نیازی به اجازه گرفتن از غربی ها ندارد همچنانکه روزی که وارد این مسیر می شد از کسی اجازه نگرفت. تمامی راه های بازداشتن ایران از توسعه فناوری هسته ای امتحان شده و یکی یکی به بن بست رسیده است. غربی ها همچنان سعی می کنند بگویند کارت هایی در جیب دارند که هنوز استفاده نشده و می تواند در صورت به بن بست رسیدن دیپلماسی علیه ایران به کار گرفته شود. واقعیت خارجی اما به هیچ وجه وجود گزینه های بیشتر را تایید نمی کند. تحریم و حمله نظامی گزینه هایی برای بازداشتن ایران از تبدیل شدن به یک قدرت هسته ای نیستند؛ تحریم عملاً امکانپذیر نیست و حمله نظامی هم حتی اگر دیوانه ای برای اجرای آن پیدا شود، روند هسته ای ایران را شتاب می دهد بدون اینکه قادر به اخلال در آن باشد. ژست «دست های پر» توسط غربی ها در مقطع فعلی دقیقاً به این دلیل اتخاذ شده است که همه چشم ها به دهان آنها دوخته شود و کسی به دست های آنها نگاه نکند. اینکه می بینیم امروز غربی ها زیاد حرف می زنند به این علت است که عجالتاً کار دیگری از آنها ساخته نیست، و الا یک ضرب المثل معروف هست که می گوید هنگامی که سلاح ها به کار بیفتد، زبان ها خاموش می شود.
ایران اکنون به خوبی می داند که با چه موقعیتی وارد مذاکرات خواهد شد. غرب در حالی وارد گفت وگو می شود که چاره ای جز گفت وگو برای آن باقی نمانده است. این موضوع قطعی است که اگر غربی ها می توانستند به روش های غیرمذاکراتی موضوع را حل کنند هرگز خفت التماس به ایران برای مذاکره را بر خود هموار نمی کردند. به طور طبیعی در هر گفت وگویی در آینده این موضوع مدنظر خواهد بود که گزینه های روی میز غرب، «واقعاً» به یک گزینه یعنی مذاکره تقلیل پیدا کرده و بقیه گزینه ها فقط در فضای رسانه ای به حیات خود ادامه می دهند بی آنکه حقیقتی داشته باشند. مهم تر از این، نظام جمهوری اسلامی اکنون دارای یک سرمایه اجتماعی 40 میلیونی و دولت ایران برخوردار از حمایت 80 درصدی مردم است. احمدی نژاد در حالی رئیس جمهور ایران شد که غربی ها همه سرمایه داخلی و خارجی خود را برای جلوگیری از تکرار دولت او به کار گرفته بودند. روز 22خرداد وقتی مردم ایران پای صندوق رای می رفتند هیچ ابهامی دراین باره که غرب کدام کاندیدا را می پسندد و کدامیک را دشمن خود می پندارد وجود نداشت، با این حال همانطور که سرویس های اطلاعاتی غربی هم پیش بینی کرده بودند احمدی نژاد انتخابات را برد و غربگرایان ناکام ماندند. در بحران های پس از انتخابات هم معلوم بود- و الان آشکارتر است- که غربی ها کجا ایستاده بودند و چگونه تلاش کردند شکست خود پای صندوق های رای را کف خیابان های تهران جبران کنند. احمدی نژاد اکنون در حالی رئیس جمهور ایران است که هر دو آزمون را از سر گذرانده است: آزمون انتخابات و آزمون غائله های پس از انتخابات. واضح است که همه این توفیقات در ساختن بستر مذاکرات احتمالی آینده لحاظ خواهد شد و اساساً به روز رسانی بسته پیشنهادی معنایی جز این ندارد. پله ای که ایران اکنون روی آن ایستاده همان پله ای نیست که پیش از انتخابات روی آن قرار داشت. غربی ها تا می توانستند علیه ایران توطئه کردند و حالا که همه پروژه ها ناکام مانده دست به سوی ایران دراز کرده اند. درست است که غربی ها مایلند همه چیز فراموش شود گویی هیچ کاری نکرده اند و هیچ اتفاقی نیفتاده، اما هیچ کس نمی تواند خودش را تکذیب کند.
غربی ها تصور می کردند و این تصور خود را هم به صراحت ابراز کرده اند که پس از انتخابات، ایران ضعیف شده و حالا بهترین فرصت برای امتیازگیری از آن است. بسته پیشنهادی ایران از یک جنبه تلاشی است برای اینکه نشان دهد چنین دیدگاهی تا چه حد توهم آلود است. ابعاد قدرت ملی و منطقه ای ایران یا به عبارت دیگر توان مذاکراتی آن در حیطه های مختلف به خوبی در این بسته بازنموده شده است. غربی ها اگر در پی آنند که به واقع دریابند ایران ضعیف شده است یا نه می توانند علاوه بر آنچه در صحنه منطقه می بینند به محتوای این بسته نیز مراجعه کنند. ایران در این بسته امکانات خود برای نقش آفرینی منطقه ای و بین المللی را فهرست کرده و این راه را پیش پای غربی ها می گذارد که مسیر تقابل یا تفاهم، هر کدام را می خواهند در پیش بگیرند، همان کاری که غربی ها سعی می کنند با ایران انجام بدهند. نگاه از این منظر به مسئله، به خوبی نشان می دهد که چرا متوقف ماندن در بحث هسته ای یک مسیر انحرافی است.
مهدی محمدی
 

نام:
ایمیل:
نظر: