صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۴ شهريور ۱۳۸۵ - ۰۹:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۱۱۰۶

پایان جنگ رژیم صهیونیستی با حزب الله لبنان نقطه آغازی است برای پدید آمدن مسائل جدید با پیامدهای ناشناخته که با حدس و گمان هم به سختی می شود درباره آن سخن گفت. افراد زیادی درخصوص مسائل مرتبط با این جنگ اظهار نظر کرده اند و به محورهای گوناگونی پرداخته اند. یکی از موضوعاتی که نظر تحلیلگران را به خود جلب کرده است، اصرار آمریکایی ها بر ادامه جنگ در زمانی است که تقریبا تمام کارشناسان نظامی و مسئولان دولتی رژیم صهیونیستی به این نتیجه رسیده بودند که ارتش این رژیم جعلی قادر به شکست حزب الله نیست. این اصرار غیرمنطقی این سوال را ایجاد کرد که چرا با وجود ناتوانی صهیونیست ها از شکست دادن حزب الله آمریکایی ها بر ادامه جنگ اصرار می ورزند؟ بعضی از صاحب نظران در پاسخ به این سوال اعلام کردند، چون طرف های اصلی جنگ ایران و آمریکا بودند و پیشینه این دوکشور در سه دهه گذشته سراسر درگیری و تخاصم بوده و این روند همچنان ادامه دارد و پیوند این امر با موضوع هسته ای ایران احتمال شدت یافتن و افزایش تخاصم را بیشتر می کند و بنابر احتمالی امکان دارد به فاز نظامی هم کشیده شود و چون بعد از جنگ عراق علیه ایران، آمریکایی ها ارزیابی دقیقی از توان نظامی ایران ندارند، آمریکایی ها اصرار داشتند تا جنگ حزب الله و رژیم صهیونیستی طولانی تر شود تا آنها بتوانند تاکتیک های جنگی حزب الله را به دقت مورد مطالعه و بررسی قرار دهند. به زعم آمریکایی ها ساختار تاکتیکی حزب الله در عملیات نظامی برگرفته از برنامه های نظامی جمهوری اسلامی ایران است و آنها با آشنا شدن با شیوه رزم حزب الله می توانند تاکتیک های رزمی جمهوری اسلامی ایران و به ویژه سپاه را کشف کنند و با بازخوانی آن راه های برخورد و مقابله با آن را تهیه کنند تا در یک برخورد احتمالی نظامی مانند رژیم صهیونیستی غافلگیر نشوند. رویکرد این دسته از تحلیلگران به این موضوع کاملا هوشمندانه و دقیق است و حضور کارشناسان نظامی آمریکا در کنار نظامیان رژیم صهیونیستی حدود دو هفته پس از درگیری موید این نظر است. این حرکت آمریکایی ها مبتنی بر یکی از دو پیش فرض زیر انجام گرفته است. آمریکایی ها یا حزب الله لبنان را یک سپاه پاسداران کوچک شده دیده اند و یا سپاه پاسداران را یک حزب الله بزرگ شده. آیا این دو پیش فرض درست هستند؟ برای پذیرفتن درست بودن این پیش فرض مانع جدی وجود ندارد، اما مهم این است که دریابیم از مجموع عوامل دخیل در جنگ حزب الله با ارتش رژیم صهیونیستی چند درصد آن با مسائل مربوط به سپاه پاسداران مشترک است. شاید اصلی ترین وجه اشتراک میان رزمندگان حزب الله لبنان و نیروهای سپاه مبانی اعتقادی و دیدگاه واحد نسبت به مقابله با نیروهای استکباری و صهیونیستی و حریص بودن برای آزمودن آموزه های دینی در میدان عمل باشد. چنانچه آمریکایی ها به این نکته دست پیدا کرده باشند هر چند بسیار مهم است اما نکته جدیدی تلقی نمی شود و اگر تصور کرده باشند که تاکتیک های نظامی حزب الله همان تاکتیک های نظامی سپاه است باز هم اشتباه کرده اند و گرفتار ساده اندیشی شده اند زیرا شیوه های ابداعی حزب الله در مقابله با ارتش رژیم صهیونیستی به این توهم پایان داد که آخرین دستاوردهای نظامی در نزد کشورهای قدرتمند است. حزب الله با به کارگیری این شیوه های ابتکاری اثبات کرد در حوزه نظامی مسائل کشف نشده بسیاری وجود دارد و حزب الله تنها یک برگ از این کتاب قطور را ورق زد، چنانچه کارشناسان نظامی آمریکا این نکته را درک کرده باشند، در انجام ماموریت خود موفق بوده اند در غیر این صورت کوتاه نظرانه به نکاتی خواهند پرداخت که مقامات نظامی آمریکا را از واقعیات دور خواهد کرد. شاید اصلی ترین رهاورد این جنگ برای آمریکایی ها این باشد که آنها موفق شدند از روزنه ای کوچک به اقیانوس بیکران توانمندی های فکری و خلاقیت های نظامی ایران نظر بیندازند اگر چنین شده باشد آمریکا و ایران به خواسته های خود رسیده اند.

http://www.sobhesadegh.ir/

نام:
ایمیل:
نظر: