صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۱۱۱۰۸۵

على رضا قربانپور
منطقه آفریقا و کشورهای مختلف آن از دوران جنگ جهانی دوم و بالاخص در دوران جنگ سرد در کانون توجه سیاست خارجی ایالات متحده قرار گرفت. با این وجود تمام بخش های این قاره از ارزش برابر برای این کشور برخوردار نبوده و هر یک به فراخور شرایط و عللی مورد بحث و درگیری واشنگتن بوده است که در این میان کشور سودان برای سال های متمادی محوریت خود را در این راستا حفظ نموده است. با گذشت بیش از 30 سال از شروع بحران سودان همچنان امید چندانی در بهبود شرایط این کشور جنگ زده آفریقایی به وضوح دیده نمی شود. جدای از علل این جنگ و بدون توجه به آینده نیروهای سازمان دهنده آن، اصرار ایالات متحده به اعزام نیروهای چند ملیتی به این کشور حکایت از اهمیت فوق العاده این سرزمین جنگ زده در معادلات قدرت منطقه ای کنونی دارد. آنچه بیش از هر چیزی به این موضوع دامن می زند افشای کمک های مالی و تسلیحاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی به شورشیان و نیز معرفی حکومت سودان به عنوان دولت ناقض حقوق بشر و همچنین حمایت از انجمن وطن ملی برای ساقط کردن حکومت مرکزی است. در هر حال با توجه به نکات بالا سوالی که به ذهن خطور می کند این است که اصولا رویکرد آمریکا در قبال مسائل سودان و یا به عبارت دیگر دخالت آمریکا در امور این کشور آفریقایی در چه راستایی قابل تبیین است؟ با توجه به شواهد موجود دخالت آمریکا در امور سودان برحسب عوامل ذیل قابل بررسی است:
1-با وقوع حادثه 11 سپتامبر توجه حکام واشنگتن به سرزمین های بدون دولت چون افغانستان یا سرزمین هایی با دولت های ضعیف چون سودان معطوف شد. به زعم آنها این مناطق به دلیل نداشتن دولتی مقتدر بستر مناسبی برای رشد گروه های جهادی هستند.
2-مسیحیان جنوب سودان در دوران استعمار توسط انگلستان به منظور تفرقه افکنی در این کشور و نیز تبلیغ مسیحیت ریشه گرفت. اگر آن زمان انگلستان به دنبال جلوگیری از انتشار اسلام و زبان عربی در این خطه بود، اکنون نیز آمریکا با ادامه حمایت از آنها و تعیین شرایط صلح به نفع آنها در همین راه قدم برمی دارد.
3-نفت؛ نفت سودان از اهمیت اساسی برای آمریکا و رژیم صهیونیستی برخوردار است. با توجه به تلاش های آمریکا به عدم اتکای صرف به نفت و انرژی حوزه خلیج فارس و نیز منابع داخلی خود، بخش های نفت خیز آفریقا از جمله سودان مورد توجه آمریکا قرار گرفته است. جالب توجه آن که بسیاری بر این باورند، امروز شرکت های نفتی آمریکایی در کنار دولت این کشور دست در دست هم سعی در جدایی جنوب و ایجاد دولتی مسیحی در جنوب این کشور دارند.
آنچه توجه به آن در اینجا خالی از فایده نیست، همکاری برخی از کشورهای منطقه از جمله اریتره و اتیوپی در قالب سازمان ایکا با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده در کنترل شاخ آفریقا و از جمله سودان است.در دو کشور (اتیوپی و اریتره) از ترس نفوذ اسلام گرایی از سودان به خاک خود همکاری های گسترده ای با آمریکا و رژیم صهیونیستی دارند. هدف آنها تضعیف دولت خارطوم، جلوگیری از وحدت جنوب و شمال سودان و تلاش برای روی کار آوردن یک حکومت لائیک در این کشور است. از این رو می توان گفت منافع مشترک تل آویو-واشنگتن در این بین نقش تعیین کننده ای در تداوم بحران سودان دارد. نیاز هر دو کشور به نفت و مبارزه با سیل اسلام گرایی از منافع دوسویه این دو بازیگر در جهت رخنه در سودان است.

نام:
ایمیل:
نظر: