توی تحریریه نشسته بودیم که شلوغی و همهمه ای آرام حواسمان را به خود جلب کرد. جوان ترین وزیر احمدی نژاد و شاید نزدیک ترین مرد دولت به صفحه نسل سوم، به تحریریه کیهان آمده بود.
نگاهی گرم، امیدی مواج در چشم هایش و طنین آرام بخش در صدایش کافی بود تا به هر میزی که برسد، لحظاتی را خبرنگاران و دبیر آن سرویس با او مأنوس شوند. به میز ما- نداریم، میز قرضی یک سرویس دیگر که ما قاچاقی آنجا جلوس می کنیم- که رسید بعد از معرفی سایرین به عنوان سرویس...، گفتند اینها هم نسل سوم اند... اولین جمله ای که درحال دست دادن به ما گفت، برایمان ماندگار شد: ادبیاتی که به کار می برین، جالبه! بعد هم جملاتی باهم رد و بدل کردیم و رفت... وزیر بود اما مثل همیشه با طمأنینه و صبر و علم پاسخ می داد، وزیر بود ولی از چند قدمی میزها، بلند سلام می داد، وزیر بود ولی انگار نه انگار که وزیر بود! راحت و صمیمی و دوست داشتنی، مهم تر از همه آنکه این وزیر 41ساله که متولد تهران است بیشتر به نسل سومی ها نزدیک است و ما خوب توانستیم با او حرف هایمان را بزنیم. وزیری که شاید رسانه ای ترین و دقیق ترین وزیر کابینه احمدی نژاد باشد، این را در انواع و اقسام مصاحبه هایش می توان دید که با صداقت و دقت، آخرین اخبار و آمار را ارائه می دهد و با شهامت از کوتاهی ها عذرخواهی می کند. مردی که دکترای حرفه ای خود را سال68 از دانشگاه علوم پزشکی شیراز گرفت، تخصص بیماریهای داخلی را سال71 و فوق تخصص گوارش و کبد را سال75 از همان دانشگاه اخذ کرد تا در همین سالها هم ریاست بیمارستان مشهور نمازی شیراز را عهده دار شود و هم معاونت پشتیبانی دانشگاه علوم پزشکی شیراز را. پس از سال75 هم آنقدر مسئولیت داشته که امروز همه به وزارت او و کارآمدی اش زبان تحسین بگشایند. انتشار دو کتاب پژوهشی و سردبیری مجله الکترونیک پزشکی شیراز هم از جمله برخی اقدامات فرهنگی اوست.
شیرین است با وزیری سخن بگویی که حافظه اش خوب کار می کند، قدرت تعامل خوبی دارد، ابهت وزارت و میز و ریاست او را نگرفته و به قول ما نسل سومی ها- البته ما که پیر شدیم- خود جنس باشه! آن هم در سرویس علمی و آموزشی، آن هنگام که می خواست از تحریریه خداحافظی کند... راستی دکتر لنکرانی مردادماه سال 84 و در مجلس رأی اعتماد گفته بود، مهمترین اولویتش بیمه روستائیان است و امروز شاید با افتخار بگوید توانستم بخشی از اولویت اعلام کرده ام را عملی کنم، چیزی که شاید بسیاری از وزرا حتی نمی توانند قول سالهای بعدش را هم بدهند؛ این دقایق کوتاه را بگذارید به حساب یکسالگی دولت و سرآغاز گفتگوهای نسل سوم با وزرا که البته دکتر لنکرانی هم از این دورخیز ما در امان نخواهد بود. محسن حدادی
¤ نسل سوم یعنی چه؟
در تعاریف رایج به نسلی اشاره می کند که نه قبل از انقلاب را دیده و نه بحبوحه های انقلاب و جنگ را. مستقیماً وارد فضایی شده که با عناوینی چون سازندگی و امثالهم نشان دار شده. نسل سوم را در جاهای دیگر به شکل های دیگری هم معنا می کنند و این در کشورهای مختلف تفاوت دارد.
¤ خودتان را نسل سومی می دانید؟
من آنقدرها هم جوان نیستم (می خندد)...
¤ نسل سوم را مثل خودتان می دانید؟
این گروهی که به عنوان نسل سوم مطرح می شوند، نسل هوشیارتر، قویتر و کارآمدتری نسبت به گروه های قبل تر هستند.
¤ زمانی که به سن و سال نسل سومی ها بودید چه می کردید؟
من در شروع انقلاب 13ساله بودم (یعنی سن و سال نسل چهارمی های امروز) و چون زودتر از معمول، تحصیلم را شروع کردم در هنگامه انقلاب، دانش آموز سال اول دبیرستان بودم. نام دبیرستان ما هم دانشگاه بود!
¤ دانشگاه؟
بله.
¤ کجا بود؟
شیراز.
¤ از دبیرستان دانشگاه بگویید؟
دبیرستان ما به دلیل نامی که داشت با دانشگاه شیراز ارتباط تنگاتنگی برقرار کرده بود و فضای سیاسی تری نسبت به دیگر دبیرستان های شیراز داشت.
¤ دانش آموز فعالی بودید؟
من از همان بدو ورود به دبیرستان، عضو انجمن اسلامی بودم و فعالیت هایی هم داشتم.
¤ چه سالی وارد دانشگاه شدید. البته نه دبیرستان دانشگاه بلکه مقطع بالاتر از دیپلم؟
سال تحصیلی 61-62 وارد دانشگاه شدم و بیشتر ایام جنگ را دانشجو بودم.
¤ چقدر به نسل سومی ها اعتقاد دارید؟
میانگین سنی رئیسانی که منصوب کرده ایم در دانشگاه ها، حدود4-5 سال جوانتر از انتصابات قبلی ها است البته به غیر از 4-5سال اول انقلاب. میانگین سنی رئیسان تا دولت قبل 45تا 47سال بود اما در زمان ما به 42سال رسید.
¤ اگر بخواهید فیلم بسازید و طبعا درباره حوزه کاریتان باشد درباره چه معضلات و چه چیزهای خوب و بدی فیلم می سازید؟
فیلمسازی مثل شعرگفتن است. کسی که می خواهد این کار را بکند باید احساساتی را در آن خصوص داشته باشد. من در دوران قبل از وزارتم چون بیشتر با بیماران کبدی در ارتباط بودم و در بحث پیوند کار کرده ام، ذهنم اول به این موضوع کشیده می شود. ولی اگر بخواهم وزیرانه(!) فکر کنم، روی بحث های بهداشتی و پیشگیری متمرکز می شوم.
¤ تلویزیون نگاه می کنید؟
باید بگویم؛ خیلی به ندرت...
¤ چه برنامه هایی را می بینید؟
اگر برسم اخبار ساعت ...11
¤ نرگس را می بینید؟
فرصت نمی کنم.
¤ اصلا ندیده اید؟!
گاهی وقت ها سر شام... (دونکته: 1-وزیر حدود ساعت 11 شام می خورد 2-چون ساعت 11 اخبار را نگاه می کند نمی گذارد همسر و فرزندانش، نرگس را ببینند، الهی...)
¤ فکر می کنید آخرش چه می شود؟
می گویند آخرش خوشه (می خندد)
¤ این سؤال آخر ماست؟
الحمدلله (می خندد)
¤ مطالعه می کنید؟
دوجور کتاب مطالعه می کنم. یک سری مطالعاتی که به مسئولیت هایم برمی گردد چه علمی باشد چه اداری. یکسری هم برای دل خودم مطالعه می کنم. سری اول باز به دو دسته تقسیم می شود یک دسته آن علمی است که بیشتر به رشته من یعنی گوارش و کبد مربوط می شود و دسته دیگر هم مطالعات کاری است که شامل گزارشات جهانی در بحث سیاست گذاری های بخش سلامت می شود.
آن مطالعاتی که برای دل خودم انجام می دهم هم دو جور است. یک سری را برای چیز یاد گرفتن می خوانم که در این ایام بیشتر با کتاب های حدیث سروکار دارم. یک سری هم برای تجدید روحیه و تمدد اعصاب کتاب می خوانم که بیشتر شعر است.
¤ دو سؤال آخر بعد از آخر.
آخر بعد از آخر؟! (می خندد)
¤ تعریف شما از کیهان چیست؟
(مکث می کند)
¤ بی رودربایستی بگویید اصلا فکر کنید آقای شریعتمداری اینجا تشریف ندارند؟
(مدیرمسئول کیهان که شاهد گفت و گوی ما با وزیر بهداشت است می گوید: اصلا می خواهید من بروم.) (همه می خندند)
وزیر بهداشت: برای کیهان، اولین چیزی که به ذهنم می آید مفهوم لغتی آن است؛ کهکشان و امثال این کلمات. ولی از نظر مفهوم روزنامه ای؛ «یار سال های دلتنگی». (و این جمله را با مکثی سنگین گفت!) فکر می کنم این تعبیر خوبی است در مورد روزنامه کیهان.
¤ چرا دلتنگی؟
خب دیگه اینجوری گفتیم. دیگه چرا قرار نشد بپرسید (می خندد و کلمه «بپرسید» را با لهجه شیرین شیرازی می گوید.) یکی از همراهان وزیر می گوید: این سؤال نسل سومی نیست به نسل اول و دوم ربط دارد. یکی از همکاران پاسخ می دهد: سؤال نسل چهارمی است... همهمه ای برپا می شود در پاسخ به دلیل سال های دلتنگی آقای وزیر...
¤ و سال پیامبر اعظم؟
سال پرخیر و برکت همراه با پیروزی و نصرت برای همه مسلمانان جهان باشد. انشاءالله.
و با ایما و اشاره کلی آدم غیر از خود وزیر! فهمیدیم که کوپونمان تمام شده و باید بگوییم خیلی ممنون که وقتتونو گرفتیم! ما هم البته همین کار را کردیم... عصر خوبی بود.