صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۱۱۲۰۹۳

مهدی سعیدی
با سخنانی که از «حلقه خارج نشین» کودتاگران، در این ایام انتشار یافته، عمق کینه و عداوت آنها نسبت به بنیان اندیشه سیاسی حضرت امام (ره) و رکن رکین انقلاب اسلامی که جایگاه ولایت فقیه باشد، بیش از پیش آشکار شده است. در این ایام «فراریان واداده» و »پناهندگان به بیگانه» بسیج شده اند تا با تمام توان ریشه نظام اسلامی را به خیال خام خود بزنند غافل از اینکه شجره طیبه انقلاب اسلامی ریشه در اعتقاد دیرینه ملت ایران به اسلام و آموزه های تشیع داشته و ابلهان، توان خاموش کردن چراغ پرفروغ ولایت را نخواهند داشت چرا که:
«چراغی را که ایزد برافروزد
هرآنکس پف کند ریشش بسوزد»
آخرین نمونه از این تلاشهای ناکام، دست نوشته مرتدی چون حسین حاج فرج دباغ معروف به سروش است که چند صباحی پیش با صراحت تمام منکر آسمانی و الهی بودن قرآن کریم گشته و آن را کلام بشری پیامبر(ص) خوانده بود که مملو از خطاهای علمی و تاریخی است. وی پیش از انتخابات حمایت همه جانبه خود را از مهدی کروبی اعلام کرده بود. عدم اقبال مردم به کاندیدای موردنظر وی که حتی از آراء باطله نیز رای کمتری کسب نمود دل بیمار روشنفکر موردنظرمان را بیش از پیش آشفته ساخته و کینه های دیرینه اش را نسبت به نظام اسلامی و رهبری حکومت دینی به غلیان در آورده است.
وی در این نامه - که بیشتر به دست نوشته های گروهک منافقین شباهت دارد - خطاب به رهبری انقلاب بی شرمانه می نویسد: «شما گفتید که «حرمت نظام هتک شد» و آبروی آن به یغما رفت. باور کنید که در تمام عمر خود خبری بدین خوشی از کسی نشنیده بودم. آفرین بر شما که نکبت و ذلت استبداد دینی را اذعان و اعلام کردید. شادم که آخر الامر آه سحرخیزان به گردون رسید و آتش انتقام الهی را برافروخت.»
این «پشمینه پوش زشت خو» که ادبیات وزین پارسی را به خدمت اندیشه فاسدش درآورده است، در بخشی دیگر از توهمات بوالهوسانه خود می نویسد: «ما نسل کامکاری هستیم. ما زوال استبداد دینی را جشن خواهیم گرفت. جامعه ای اخلاقی و حکومتی فرادینی طالع تابناک مردم سبز ماست.»
نوشته سروش را باید در کنار منافقین و فاسقین دیگری چون اکبر گنجی محسن کدیور و عطاءالله مهاجرانی ارزیابی نمود که این روزها نمک خورده و نمکدان شکسته قلم و زبان ناتوان خود را در خدمت تهاجم به انقلاب اسلامی قرار داده اند. این افراد که نام و نشان ناچیز خود را نیز از انقلاب اسلامی وام دارند امروز گوی سبقت را از سلطنت طلبان و گروهک رجوی و ... ربوده و تمام وقت در خدمت رسانه های صهیونیستی قرار گرفته اند.
البته امروز تکلیف «نویسنده مانیفست جمهوری خواهی» و«نافی کلام وحیانی» در کنار«امام جمعه سبزپوش پناهنده به بیگانه» و«سیاست مدار زن باره» برای ملت فهیم ایران مشخص است اما آنچه در این میان محل تامل است سکوت سران داخلی فتنه سبز همچون موسوی و کروبی و خاتمی در برابر این اظهار نظرهاست. امروز ملت ایران منتظر است تا شاهد اعلام برائت این مدعیان خط امام از کلام خارج نشینان دشمن اندیشه امام باشند و گرنه فرضیه همگرایی آنان با گنجی و سروش و کدیور و مهاجرانی به واقع نزدیک خواهد شد.

نام:
ایمیل:
نظر: