بصیرت:در روزهای اخیر برخی از گروههای سیاسی تلاش کردند تفاوت هرچند جدی دیدگاههای دو شخصیت روحانی را وسیله اجرای نقشه های خطرناک خود که درتضعیف انقلاب و روحانیت است، قرار دهند.
به گزارش مرکز اطلاع رسانی بصیرت؛ جنگ تبلیغاتی این گروههای سیاسی که در سالهای گذشته با تکیه بر تکنیکهای پروپاگاندا سابقه داشته است این بار شکلی تخاصم گونه از روابط آقایان مصباح و هاشمی رفسنجانی را هدف تبلیغات خود قرار داده است. اما برخورد صمیمانه این دو شخصیت مذهبی و سیاسی و اظهارات منسوب به آیت الله مصباح درباره سابقه دیرینه این دوستی و همکاری، توجه همه را به خود جلب کرد.
در بحبوحه سال 1340 یک تیم تحقیقاتی با محوریت شهید بهشتی به منظورتدوین الگوی حکومت اسلامی تشکیل شد این گروه علمی که اعضای آن عمدتاً شاگردان دروس حوزوی حضرت امام خمینی(ره) و دارای تفکرات سیاسی بودند با احساس نیاز و آینده نگری، 27 سال قبل از انقلاب اسلامی چنین فعالیتی را آغاز کردند.
حضرات آیات شهید بهشتی، سید علی خامنه ای، مصباح، هاشمی رفسنجانی، ربانی املشی، مفتح، ربانی شیرازی و علی مشکینی تشکیل دهنده این گروه بودند.
حاصل این پژوهش گروهی که به چندین هزار فیش می رسید با حمله غافلگیرانه ساواک مفقود شد ولی اثرات این اقدام، هدفمندی در مبارزه علیه رژیم ستم شاهی بود که در ذهن اعضای آن باقی ماند و هر کدام چه قبل و چه بعد از انقلاب از دستاورد آن بهره بردند.
کار مشترک هاشمی و مصباح فقط به این محدود نشد و زمانی که حجج اسلام هاشمی و باهنر نشریه ای به نام مکتب تشیع منتشر می کردند، نوشتههای آیت الله مصباح بارها در آن به چاپ رسید و حتی مصباح و هاشمی از سال 41 تا43 نشریه هایی به نام بعثت و انتقام که جنبه مبارزاتی مخفیانه داشت منتشر کردند. مطالب منتشره در بعثت بیشتر در جهت افشای مفاسد حکومت طاغوت و تداوم نهضت روحانیت بود.
از سالهای 44 به بعد حجة الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی در همکاری با گروههای مبارز مسلح فعال بود. اما آیت الله مصباح یزدی با مسوولیتی که شهید بهشتی در زمینه اداره مدرسه حقانی به عهده گرفت بیشتر به تعلیم و تربیت نیروی فکری همت گماشت وشخصیتهای بیشماری از این مکتب درس آموختند که بعد از انقلاب پست های مهم حکومتی را دارا شدند.
این دو شخصیت در دوران مبارزه مسلح گروههای مسلح همکاری خاصی با یکدیگر نداشتهاند. شاید یکی از دلایل اصلی این امر مخالفت آیت الله مصباح با هر گونه همکاری گروههای دارای افکار التقاطی بود. نحوه مواجهه با افکار دارای آراء خاص و نامنطبق با موازین اسلام ناب از جمله مسائلی است که در آن به اختلاف سلیقه بین آیت الله مصباح و برخی دیگر از شخصیتهای روحانی دامن میزد. با این حال سرانجام تلخ همکاری با گروههای التقاطی چیزی بود که بسیاری از آن اختلاف سلیقهها را از موضوعیت انداخت و پس از پیروزی انقلاب پیش از آن که عموم مردم با نام آیت الله مصباح آشنا شده باشند، او از سوی جبهه روحانیت خط امامی و از جمله آقای هاشمی رفسنجانی برای مناظره با تئوریسین برجسته مارکسیسم در ایران انتخاب شد.
در سالهای بعد نیز در جریان تغییر متون دانشگاهی پس از انقلاب فرهنگی به آیت الله مصباح به عنوان یک تکیه گاه علمی نگریسته میشد. در این مقطع نیز چیزی که به اختلاف دیدگاه اساسی بین این دو شخصیت دلالت کند مشاهده نمیشود.
در دوره هشت ساله دولت آقای خاتمی، این دو شخصیت مذهبی آماج بیشترین هجو و اهانت مطبوعات موسوم به اصلاح طلب بودند. مطبوعات وابسته به جریان موسوم به اصلاح طلب در کنار ارائه تعابیری مثل عالیجناب سرخپوش از هاشمی رفسنجانی، از آیت الله مصباح به عنوان تئوریزه کننده دیکتاتوری یاد میکردند. نقدهای صریح آیت الله مصباح بر الگوهای لیبرال زده سیاسی و اقتصادی علت این همه هجمه بود.
در سه سال اخیر مطرح شدن برخی از دیدگاههای ناگفته آقای هاشمی رفسنجانی درباره الگوی آینده حکومت دینی با نقدهای قاطعی از آقای مصباح روبهرو شد. این فرصتی بود تا مطبوعاتی که قبل از آن چهره یک دژخیم را از آقای هاشمی رفسنجانی ترسیم کرده بودند، به آب و تاب دادن این تفاوت دیدگاه بپردازند.
انگیزههای این گرایش را در اظهارات اخیر عطریانفر(از موسسان روزنامههای زنجیرهای و عضو برجسته ستاد انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی) بخوبی میتوان دید. او تصریح کرد: هر چه دامنه اختلافات آقایان هاشمی و مصباح گستردهتر و شفافتر ارائه شود، به شفاف سازی تصمیمات در جامعه سیاسی ایران کمک میکند و کار حرفهای، هم جذابتر خواهد شد. از رونق افتادن این مسائل باعث افت و ناکارآمدی فعالیت حرفه ما خواهد شد.