بصیرت: آیا واقعا مساله فلسطین فقط یک مساله ملی و قومی است و فقط مربوط به فلسطینیان یا اعراب است و به ما ایرانیها مربوط نیست ونباید کاسه از آش داغتر شد؟آیا بین منافع ملی و آموزههای اسلامی و دینی در مساله فلسطین تضاد و تعارض است؟ و از این دو باید به منافع ملی اندیشید و آرمانهای دینی و اسلامی را فدای منافع ملی کرد؟
"ولتجدن اشد الناس عداوة للذین آمنواالیهود " (1)
آیا واقعا مساله فلسطین فقط یک مساله ملی و قومی است و فقط مربوط به فلسطینیان یا اعراب است و به ما ایرانیها مربوط نیست و به زعم آقایان نباید کاسه از آش داغتر شد؟
آیا بین منافع ملی و آموزههای اسلامی و دینی در مساله فلسطین تضاد و تعارض است؟ و از این دو باید به منافع ملی اندیشید و آرمانهای دینی و اسلامی را فدای منافع ملی کرد؟ !
آیا واقعا مساله فلسطین پای میزهای مذاکره صلح و سازش حل و فصل میگردد و نباید با روند سازش مخالفت کرد؟ !
آیا واقعا اگر ایران اسلامی به امید منافع ملی دست از حمایت فلسطین بردارد مشکلات فلسطینیان حل میشود و ایران نیز جایگاه مطلوب و مورد پسند خود را در نظام بین المللی بویژه نزد سلطه گران غارتگر پیدا میکند؟ !
پاسخ به سؤالات فوق منوط به تبیین برخی مسائل بنیادین میباشد که ذیلا به آنها پرداخته میگردد.
ماهیت فرهنگی سیاسی پدیده صهیونیزم
برخی اظهارنظرهای انجام شده ناظر بر عدم درک صحیح و درست از ماهیتشکلگیری پدیده سرطانی صهیونیسم است. مطالعه برخی از آرمانها و اهداف ارائه شده توسط سردمداران رژیم صهیونیستی و نظریه پردازان اندیشه صهیونیسم در مورد نژاد پرستی و قوم گرایی صهیونیستها، ترور و خشونت گرایی و نظامی گری آنان و اخراج فلسطینیان و ایجاد جامعه یهودی، توسعهطلبی و طرح مساله اسرائیل و کشور بدون مرز و دولتی برای یهودیان جهان و مشابه آن که نشات گرفته از ده فرمان جنبش صهیونیسم است، پاسخ مستدل و محکمی بر ساده انگاری های نظریات ارائه شده است و بیانگر این مساله است که موضعگیری این کشور یا آن کشور و یا تغییر شیوه مبارزه از حالت فعال به انفعال و تن دادن به صلح و سازش و سکوت هرگز عامل بازدارنده صهیونیستها برای پیگیری اهداف توسعه طلبانه و جنایتکارانه آنان نخواهد شد. و ثمرهای جز خواری و ذلت و حقارت برای کشورهایی که به بهانه حفظ منافع ملی خود در برابر ظلم و جنایات ددمنشانه صهیونیستها نسبتبه مردم مظلوم و ستمدیده فلسطینی سکوت میکنند نخواهد داشت و استمرار این روش ذلتبار طولی نخواهد کشید که با قدرت یافتن و سیطره وسیع صهیونیسم، منافع ملی خیالی صاحبان این ایده نیز در زیر چکمههای نژاد پرستی قوم یهود عنود پایان خواهد یافت.
نژادپرستی صهیونیستها
تئودور هرتزل از اندیشه پردازان قوم صهیون، جریان دینی بودن یهود را نفی میکند و بر جریان قومی یهود تاکید مینماید و میگوید:
"ملتیهود تنها یک طایفه یا دین نیست، بلکه یک جریان قوم گرایانه است. به همین دلیل یهودیان از هر نژاد، کشور، ملیت، طبقه و فرهنگ باید در راه یک هدف مانند ملتی واحد در کنار هم به فعالیتبپردازند. " (2)
هرتزل پس از تاکید بر جریان قوم گرایانه یهود به برتری نژاد یهود بر دیگر ملل تاکید مینماید و گوید: (یهود ملتی است کاملا متمایز و برتر نسبتبه سایر ملل و ابناء بشر)
همانگونه که ملاحظه میشود نژاد پرستی جزء آرمان و مرام صهیونیست هاست. این تفکر که به یهودیان باورانده که یهود قوم برگزیده است و در زمره بهترین و باهوشترین ابناء بشر هستند موجب گردیده که به آنان جسارت داده تا سرزمین، اموال و املاک فلسطینیان و مردم عرب را تصرف و مصادره نموده و خانهها را بر سرشان خراب کنند و بر خرابههای آنان سکونتیابند و سرود برتری بخوانند.
نژاد پرستی صهیونیستها به حدی آشکار است که در پرتکل یازدهم صهیونیسم آمده:
"غیر یهودیان مانند رمه گوسفند و ما به منزله گرگ، و شما میدانید که اگر گرگ به گله بزند چه بر سر گوسفندها میآید. "
سلطهجوئی و توسعهطلبی صهیونیستها
روحیه سلطه گری صهیونیستها به نحو گستاخانهای در اظهارات مدیر صندوق ملی اراضی یهود در سال 1940 بخوبی مشهود است او میگوید:
"در این مملکت جایی برای دو ملت نیست. اگر اعراب این کشور را ترک کنند جا برای ما باز خواهد شد و اگر اعراب بمانند کشور باریک، بدبخت و بی نوا خواهد شد. اسرائیل وقتی بوجود خواهد آمد که اعراب از این جا به کشورهای همسایه منتقل شوند. فقط با چنین نقل و انتقالی کشور قادر خواهد شد که میلیونها نفر از برادران ما را جذب کند "
اسحاق شامیر نخست وزیر گذشته رژیم صهیونیستی روحیه سلطهطلبی صهیونیسم را چنین به تصویر میکشاند :
"سرزمین اسرائیل از آن ملت اسرائیل است و تا آخر خواهد بود و هیچ شریکی را بر سرزمین خود نمیپذیرد
نتانیاهو در مراسم استقبال از نماینده حزب لیکود اعلام میکند:
"اسرائیل تنها به مرزهایی که سازمان ملل برای آن در نظر گرفته محدود نمیشود بلکه مرزهای واقعی اسرائیل را خدا تعیین کرده است " وایزمن رئیس جمهور گذشته رژیم صهیونیستی گوید:
"اسرائیل مساوی 770/20 کیلومتر مربع میان مدیترانه و اردن و سوریه و لبنان نیست اسرائیل یک شبکه موجود جهانی است و اگر غیر از این بود اسرائیل در اولین جنگ از میان رفته بود.
ولادمیر جایوتنسکی بر ضرورت اخراج و آوارگی فلسطینیان تاکید میکند و میگوید:
"فلسطین باید از آن یهودیان باشد. باید اعراب را با استفاده از تمامی راه کارها مجبور به خروج از آن کرد. ما آنان را دست آخر مجبور به خروج از فلسطین و اردن خواهیم کرد تا به بیابانهایشان بازگردند و ما دولتیهود را در دو سوی اردن برپا سازیم " (3)
صهیونیستها اعتقاد دارند که سرزمین موعود آنان از فرات تا نیل باید در اختیار دولتیهود و ساکنان این مناطق باشد و ساکنان این مناطق باید اموال آنان مصادره و در صورت مقاومتباید قتل عام شوند.
هشدارهای امام در مورد توسعهطلبی رژیم صهیونیستی
بی جا نیست که معمار کبیر انقلاب اسلامی از روزهای آغازین شکلگیری نهضت اسلامی خطر توسعهطلبی صهیونیستها را به شیوههای مختلف گوشزد کرده و از آن به عنوان جرثومه فساد یاد کرده که اگر با او مقابله نشود موجب گسترش فساد میشود.
امام در یکی از فرمایشاتشان میفرمایند:
"اگر جلوی این جرثومه فساد گرفته نشود طمع او بر تمام منطقه است و او قناعت نمیکند فقط بر فلسطین و مسجدالاقصی. همه را میخواهد غلبه کند " (4)
و در جای دیگر میفرماید:
"من قریب 20 سال است که به کشورهای عربی توصیه میکنم که با هم مجتمع شوید و این ماده فساد را طرد کنید. اگر اسرائیل قدرت پیدا کند اکتفا به بیت المقدس نمیکند " (5)
امام به توسعهطلبی این ماده سرطانی اشاره کرده و میفرمایند:
"یک همچو جرثومه فسادی را شما باید با اتفاق خودتان از بین بردارید. اگر از بین برندارید این یک ماده سرطانی است که سرایت میکند به جاهای دیگر. اکتفا به جولان نمیکند رای آنها این است که اسرائیل از همه نژادها بالاتر است و از فرات تا نیل هم مال اوست... اسرائیل قناعت نمیکند به آنجایی که هست. قدم به قدم پیش میرود. و هر قدمی که رفت هی میگوید ما کاری نداریم. فردا قدم بالاتری برمی دارد امروز لبنان است فردا خدای نخواسته سوریه پس فردا عراق و... "
"من کرارا تذکر دادهام که اسرائیل از نیل تا فرات را از خود میداند و شما را غاصب سرزمینهای خویش میشمرد اگر چه اکنون جرات اظهار نظر صریح آن را ندارد " (6)
جواز ترور و خشونت در اندیشه صهیونیستها
روحیه ترور و قتل و کشتار غیر یهودیان جزء ماهیت قوم نژادپرست و غاصب صهیونیست هاست و از بیان آن نیز هیچ ابائی ندارند.
مناخیم بگین نخست وزیر گذشته رژیم صهیونیستی در خاطراتش گوید:
"سازمانهای تروریستی صهیونیستها اقدام به اخراج اعراب کرده و با کشتار اعراب کار اخراج را سرعتبخشیدند " او ادامه میدهد: "ما به عنوان صهیونیسم به کارایی ترور فیزیکی اعتقاد داریم " (7)
روزنبرگ در کتاب خود بنام (جایگاه تروریسم در اندیشه صهیونیستی) مینویسد:
"روحیه صهیونیستها روحیهای شرور است که حاضر به پذیرش صلح نیست. در واقع روحیهای تجاوزگر است که اگر کسی را برای کشتن نیابد خود را خواهد کشت. " (8)
آنانکه در این همایش بر سیاستسازشکارانه با رژیم صهیونیستی تاکید کردند و گفتهاند ما در خصوص مخالفتبا روند سازش اشتباه کردیم و معتقد بودند که قرارداد اسلو راه مطلوبی جهت رسیدن فلسطینیها به حقشان بود و نظر دادهاند که در صورت سازش فلسطینیها و اسرائیلیها ما با آن مخالفتی نخواهیم کرد و آنرا خواهیم پذیرفت "
خوبست مروری کارشناسانه و البته منصفانه بر مذاکرات ذلتبار گذشته که با حمایتها و واسطه گریهای دلالهای صهیونیست انجام شده داشته باشند و ببینند آیا تاکنون مذاکره و سازشهای گذشته دستاوردی جز افزایش نیرنگ و فریب و خونریزی و قربانی و آوارگی داشته است ؟
آیا با کسانی که نظامی گری و تجاوزگری را جایگزین منطق و گفت وگو میکنند و تئوری ائتلاف برای جنگ را برای سلطه گری و توسعهطلبی خود مطرح میکنند. و تروریسم دولتی را برای ترور خانه بخانه رهبرای فلسطینی تصویب مینمایند و گفتمان قلدری و برتری نژادی و خشونت را جایگزین صلح و آرامش ارائه میدهند میتوان گفت و گو کرد و پای میز مذاکره عزتمدارانه با آنان نشست؟ ! و آیا تاکنون سردمداران رژیم صهیونیستی حیات خود و موفقیتخود را در گفت و گوهای سازش و مذاکرههای فریبکارانه تثبیت و تقویت نکرده و از این بابت منافع زیادی به جیب نزدهاند؟ !
وقتی رئیس جمهوری ایران که خود طراح گفت و گوی تمدنها هستند در پاسخ به سؤالی که شما با اسرائیل و آمریکا گفتمان کنید میفرمایند (آمریکا و اسرائیل اهل گفتمان نیستند و آنها فقط نظر خود را تحمیل میکنند و میگویند ملتها یا با ما هستند یا بر ما. شما میخواهید مشکل را با گفتمان حل کنید؟)
چگونه است که عدهای نغمه صلح و سازش و گفت و گو با قلدران سلطه گری را مطرح میکنند که در طول تاریخ مذاکرات سازش کارانه کمترین امتیازی برای مسلمانان فلسطینی بدست نیامده است؟
اندیشه قتل عام همراه با تحقیر مسلمانان
هرتزل بنیانگذار جنبش صهیونیسم در کتاب خود (دولتیهودی) گستاخانه جواز شکار دسته جمعی را صادر میکند و مخالفان خود را حیوانات درندهای میداند که لیاقت تک تیر نیستند. او مینویسد:
"فرض کنیم که ما خواهان پاکسازی یک کشور از حیوانات درنده آن باشیم. بدیهی است که ما تیر و کمان برنخواهیم داشت تا تک تک بدنبال خرسها برویم بلکه یک برنامه شکار دسته جمعی ترتیب داده و با یورش به حیوانات با استفاده از ارتشی از تیراندازان ماهر وپرتاب بمبهای شدیدالانفجار در میان این حیوانات آنان را از بین خواهیم برد " (9)
نژاد پرستی و برتری جوئی صهیونیستها آنچنان موجب تحقیر شخصیت و کرامت مسلمانان گردیده که سردمداران رژیم صهیونیستی علنا و گستاخانه اعراب مسلمان را مورد اهانت قرار میدهند و جان و مال و ناموس آنان را به بازیچه میگیرند.
رافائلایتان گوید:
"عربها جیرجیرک هایی هستند که باید بدترین خشونت را علیه آنها بکار ببریم خشونتهایی چون اعدام. زندان و تخریب خانه هایشان باید بکار برد.
اعراب هیچ حقی بر ما ندارند. آنان باید در خدمت دولت ما باشند در مقابل هر سنگی که به سوی ما پرتاب میشود باید دهها شهرک بسازیم " (10)
دیوید بن گوریون اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی در کتاب خود (تاریخ هاگانا) مینویسد:
"هیچ جایی از فلسطین متعلق به غیر یهودیان نیست ما به اعراب خواهیم گفت که از آنجا خارج شوند واگر آنها این کار را نکردند ما آنان را به زور اخراج خواهیم کرد. وضعیت فلسطین تنها با اعمال زور حل و فصل میشود " (11)
برنامه شرطی کردن نسل کشی در ارتش جزء برنامههای صهیونیستهاست و بخاطر همین مساله اکثر سربازان اسرائیلی با روحیه تنفر و انزجار و نسل کشی مسلمانان شرطی شدهاند و این برنامه غیر انسانی در سال 1990 توسط یکی از سرهنگهای رژیم صهیونیستی اعلام شد (به نقل از کتاب محاکمه صهیونیسم)
اینکه مردم برخورد ددمنشانه و وحشی گریهای صهیونیستها را در برخورد با زنان و کودکان و مردم مسلمان فلسطین در سیمای جمهوری اسلامی ایران مشاهده میکنند گوشهای از خوی و مرام و آرمان ددمنشانه آنهاست. خوی وحشی گری و بعیتبخاطر روح نژادپرستی در عمق وجود آنهاست. اینکه با سنگ استخوان دستان نازک جوانان فلسطینی را میشکنند. اینکه موی سر جوانان را میگیرند و محکم به دیوار میکوبند و میترکانند، اینکه کودکان معصوم را در آغوش پدرشان مظلومانه به گلوله میبندند، اینکه با بولدوزر و موشکهای هوا به زمین خانههای فلسطینی را بر سرشان خراب میکنند، اینکه با هلی کوپتر افراد مبارز را به موشک میبندند و مبارزان را در خیابان یا داخل ماشینها یا خانههایشان به گلوله میبندند. همه اینها از اعتقادات قوم یهود عنود و خوی ددمنشی و سبعیت این رژیم نژاد پرست است.
اینکه قرآن خطر یهودیت منحرف از شریعت موسی را بشدت مورد مذمت قرار میدهد و نمودهای خیانت، عهدشکنی، تمرد، تحریف را به این قوم نژاد پرست نسبت میدهد، میخواهد انسانها را به ماهیت پلید این قوم عنود توجه دهد.
و بدیهی است این ماهیت پلید هرگز، نه گفت و گویی را برمیتابد و نه صلح و سازش عدالت گونه را. تجربه نیم قرن گذشته نیز ثابت کرده که فلسطین و آزادی رهایی بخش این پیکره اسلامی از چنگال اشغالگران صهیونیسم در پشت میزهای مذاکره حل نخواهد شد و معامله بر سر حقوق ملت فلسطین به معنای خیانتبه آرمان مردم مسلمانی است که بیش از نیم قرن مورد تجاوز و ستم قرار گرفته و نتیجهای جز ذلت و حقارت از پشت میزهای مذاکره عایدش نگشته است.
مقام معظم رهبری فلسفه پیدایش غده سرطانی صهیونیسم را برای مقابله با کشورهای اسلامی و ایجاد تفرقه و تشتت در میان امت اسلام میدانند و این خوی تجاوزکارانه را چنین ترسیم مینمایند:
"غرب و قدرتهای غربی از آغاز پیدایش غده سرطانی صهیونیسم در این منطقه با هم تعامل دوجانبهای داشتند، وظیفه اسرائیل این بوده که منافع قدرتهای متجاوز غربی را در منطقه اسلامی حفظ کند. یعنی همیشه رو در روی کشورهای اسلامی و تهدید دایمی بالفعلی قرار داشته باشد و کشورهای اسلامی رادر یک دغدغهای دایمی نگهداری، تا آنها نتوانند با هم متحد شوند و یک مجموعه همدل و هم جهت را بوجود بیاورند و از امکانات و ثروت و نیروی انسانی خود برای منافعشان استفاده کنند. متقابلا وظیفه آنها هم این بوده است که این غده سرطانی را در این منطقه با همه وجود نگهدارند البته امروز این نقش بیشتر از همه بر عهده آمریکاست. " (12)
مطالب فوق الذکر گوشهای از ماهیت نژادپرستانه و سلطه گری و غارتگری و تجاوز و ترور و خشونت رژیم غاصب صهیونیستی است که به صراحت پرده از اندیشه پلید و ضدمردمی و ضد اسلامی این قوم عنود برمیدارد.
آیا با این وصف میتوان قبول کرد که دشمنی اسرائیل بستگی به دشمنی ایران با آنان دارد؟ و اگر ایران دشمنی نکند و موضعگیری نکند آنان از خوی تجاوزگری و سلطه گری دستبرمیدارند؟ آیا واقعا اسرائیل یک تهدید استراتژیک برای جهان اسلام و کل منطقه و ایران بشمار نمیآید؟ و آیا موضعگیری سازش کارانه و ذلتبار میتواند مانع تجاوزگری آنها شود؟
آیا واقعا مخالفتهای ایران با فرایند سازش در پیمانهای کمپ دیوید و اسلو باعث افزایش کینهها شده است و یا کینههای اسرائیل و روحیه تجاوزگری و سلطه جویی او مستقل از مخالفتهای ایران بوده است؟
توطئه قوی کردن مساله فسطین
یکی از مطالب ایراد شده در همایش فلسطین، نگاه ایرانی تاکید بر ملی بودن مساله فلسطین است، گفتهاند "قضیه فلسطین قبل از اینکه اسلامی باشد ملی و مربوط به فلسطینیان است "
- "فلسطین مربوط به فلسطینی است و ما حق دخالت نداریم " - "فلسطینیها حمایت ما را قبول ندارند " -
یکی از سخنرانان در اظهارات خود گفته است :
"ما حق نداریم برای مردم فلسطین تعیین تکلیف کنیم و حق تصمیمگیری بجای آنها را نداریم. ما حق نداریم تندتر از اهالی فلسطین حرکت کنیم. ایران زمانی میتواند در مورد فلسطین سخن بگوید که قبلا رضایت مردم آن سرزمین را فراهم کرده باشد.
مساله فلسطین در درجه اول یک مساله ملی و مرتبط با آن اهالی است و نگاه آرمانی اسلامی را زمانی میتوان پذیرفت که قبلا توسط مسلمانان فلسطینی مورد پذیرش قرار گرفته باشد " .
ملی گرایی و تکیه بر ناسیونالیسم افراطی یکی از شیوههای استعماری برای ایجاد تفرقه در میان ملتهای مسلمان است.
ملی گرایی همراه با تعصبهای کور و منازعات قومی و قبیلهای و دعواهای مرزی (نه به معنای وطن دوستی) از ترفندهای ماهرانه و فریبکارانه استعمار نو محسوب میشود.
یکی از فریبها و حیلههای غرب و رسانههای صهیونیستی با استفاده از شیوههای تبلیغی روزنامههای غرب، مساله تقلیل اهداف و آرمانهای بلند فلسطین در حد منازعات و اختلافات بین اعراب و اسرائیل است.
تاکید بر عربی تلقی کردن مساله فلسطینی و منطقهای شمردن آرمان مردم فلسطین و تبدیل آن به اختلافات منطقهای و درون کشوری به قصد بی اهمیت جلوه دادن مساله فلسطین و تبدیل آن به یک مساله درگیری ملیت و نژاد عرب با ملیت و نژاد یهود و نهایت صهیونیستها و به عبارت دیگر اختلاف و جنگ بین دو نوع ملی گرایی است. در حالی که ناکارآمدی این شیوه استعماری و ماهیت فریبکارانه این سیاستبرآگاهان سیاسی کشورهای اسلامی بیش از گذشته روشن است و حربه قومی و ملی کردن مساله فلسطین، امروزه به یک حربه زنگ زده بیخاصیت مبدل شده که حتی خود صاحبان این نظریه در این دوران مجبور به پس گرفتن ایده خود گردیدهاند، مطرح شدن این حربه ناکارآمد آن هم از سوی برخی نظریه پردازان ایرانی جای بسی شگفتی و حیرت است.
کیست که نداند امروز مساله فلسطین مساله جهان اسلام است؟ نه مساله قومی و ملی مربوط به فلسطین؟ و چه کسی است که انکار نماید تجاوز صهیونیستها به مردم فلسطین تجاوز علیه اسلام و همه کشورهای اسلامی است نه فقط فلسطین؟ تمام تلاش رسانههای غربی صهیونیستی در این است که مساله فلسطینی را به یک درگیری قومی و ملی تبدیل کنند تا هم امکان بیشتری برای حمایت و تقویت نژاد پرستان صهیونیستباشد و هم مردم مبارز و مجاهد و مسلمان فلسطینی را از حمایت مسلمانان عالم محروم سازند و فلسطینیان را یکه و تنها گذارند.
بسیاری از کمکهای رژریمهای فاسد گذشته از جمله رژیم شاه ایران که جرات و جسارت علنی اقدام علیه مسلمانان را نداشتند با همین بهانه جنگ قومی و ملی بوده که به اسرائیل کمک میکردند.
نهایتسعی و تلاش حضرت امام در طول سالیان مبارزه با این غده سرطانی افشای همین توطئه استعماری قومی کردن و ملی کردن مساله فلسطین و در مقابل آن بینالمللی کردن مساله قدس و فلسطین است.
مطرح کردن جملاتی از سوی حضرت امام از قبل (مساله قدس مساله اسلام است، فلسطین پاره تن اسلام است. مسلمانان باید مساله فلسطین را مساله خودشان بدانند، و اعلام آخرین جمعه ماه مبارک رمضان هر سال در 6 ماه پس از پیروزی انقلاب به عنوان روز جهانی قدس و دعوت از همه مسلمانان جهان برای اعلام انزجار از رژیم صهیونیستی و حمایت از آرمان فلسطین برای مقابله با این توطئه و خارج کردن مساله فلسطین از محدوده منطقهای و عربی است .
و اتفاقا اعلام جهانی بودن فلسطین یکی از بزرگترین ضربهها بر پیکر رژیم غاصب و نژاد پرست صهیونیستی و حامیان آنان بود چرا که با اعلام و گسترش این سیاست جان تازهای در کالبد فلسطینیان دمیده شد و موجب گردید حامیان فلسطین و قدس شریف و ملت مبارز و ستمدیده فلسطین را از یکصدو پنجاه میلیون اعراب به حدود یک و نیم میلیارد مسلمان گسترش دهد.
گسترش موج اسلام خواهی در درون فلسطینیان و شدت یافتن مقاومت مسلمانان، حربه فریب و خدعه ملی کردن مساله فلسطین را زنگ زده کرد و آهنگ رسانههای صهیونیستی را نیز از تبلیغات مسموم قومی و ملی دانستن مبارزات فلسطینیها به رشد اصولگرایی و بنیادگرایی اسلامی تغییر داد و نهایتبا فریبکاری دیگری با لقب دادن تروریستهای اسلامی وارد فاز فریب و نیرنگ دیگری ساخت تا به نحو دیگر ضربه خود را بر پیکر قهرمانان فلسطینی وارد سازد.
موضعگیریهای امام نشان داد که آرمان فلسطین تنها یک آرمان منطقهای و قومی نیستبلکه آرمان جهانی و انسانی و اسلامی است که همه آزادیخواهان جهان و طرفداران حقوق انسانی را از مدعیان دروغین و سیاستبازان حقوق بشر جدا میسازد.
بدیهی است که فلسطین و پایتخت آن بیت المقدس قبله اول مسلمین و معراجگاه رسول خدا بشمار میرود و طبعا اشغال آن به عنوان بخشی از پیکره اسلام نمیتواند یک امر ملی مربوط به فقط فلسطینیان تلقی گردد.
بدون تردید تحقق آرمانهای بر حق مردم فلسطین و تنبیه متجاوزان به حقوق کلیه مسلمانان جهان، تنها در سایه جهانی کردن آرمان فلسطین و قدس و وحدت و یکپارچگی مسلمانان جهان در برابر صهیونیسم بین المللی امکانپذیر است و هیچ عامل سیاسی یا فرهنگی دیگر و هیچ روند جهانی دیگری نمیتواند به مثابه آن چنان قدرت سیاسی ایجاد کند که موجب در هم شکستن مقاومت صهیونیسم و حامیان سلطه گر او در برابر خواست مسلمانان فلسطین گردد.
بویژه اینکه رژیم صهیونیستی با در اختیار داشتنن سلاحهای پیشرفته و تسلیحات هستهای و عدم امضاء هیچ پیمان بین المللی در مورد کنترل و منع تولید سلاحهای غیرمتعارف و پیوند استراتژیک آمریکا و اسرائیل، یک تهدید جدی و خطر دائمی برای جهان اسلام بشمار میآید. و نباید مسلمانان سایر بلاد با ساده اندیشی در نگرش قومی و درون کشوری به فلسطین ازاین خطر بزرگ غفلت نمایند.
البته قابل انکار نیست که افشاگری امام نسبتبه توطئههای جنایتکارانه رژیم ددمنش صهیونیستی و آرمانهای مطروحه از سوی انقلاب اسلامی ایران و دمیدن روح آزادیخواهی و جهاد و شهادتطلبی و جرات و جسارت علیه متجاوزان صهیونیستی، تحقق اهداف پلید صهیونیستها را با کندی و شکست روبرو ساخته و خشم و عصبانیت آنان را علیه خود برانگیخته است اینکه شیمون پرز ایران را تهدیدی استراتژیک میداند و میگوید:
"اسرائیل از سوی هیچ کشوری به جز ایران تهدید نمیشود واین کشور بزرگترین تهدید بر ضد امنیت و موجودیت اسرائیل است " (13)
و اسحاق رابین نخست وزیر مقتول اسرائیل میگوید:
"در صورت هر گونه جنگ احتمالی هراس اسرائیل از ایران است "
آیا این افتخار استیا اشکال؟
آیا اینگونه اظهارات عمق چالش اسرائیل با جمهوری اسلامی را نمیرساند.
فاعتبروا یا اولی الابصار
پینوشتها:
1. سوره مائده، آیه 81.
2. ده فرمان جنبش صهیونیسم، نوشته انیس صایغ، ترجمه سعید.
3. هفته نامه اردنی المجد.
4. تبیان، دفتر چهارم ص 109.
5. همان، ص 95.
6. همان، ص9.
7. هفته نامه اردنی المجد.
8. همان.
9. همان.
10. همان.
11. همان.
12. دیدار رهبر معظم انقلاب با اعضاء شرکت کننده در همایش رسانههای جهان اسلام در دفاع از انتفاضه 13/11/80.
13. رسالت 11/6/78.
ادامه دارد...