در آستانه دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در خصوص امنیت عراق، اریک کلارک، سخنگوی نیروهای فرماندهی مرکزی آمریکا مستقر در پایگاه منطقه ای خلیج فارس اعلام کرد که هیچ اقدامی برای آزادسازی کارگزاران دیپلماسی ایران در عراق انجام نخواهد داد. وی همچنین گفت این افراد به روند توقف خشونت ها در عراق ضربه زده اند بنابراین آزادسازی آنان در کوتاه مدت امکان پذیر نیست.بیان چنین ادبیاتی از سوی مقامات آمریکایی نشان می دهد که آنها همچنان از الگوهای تهدید و ارعاب استفاده می کنند. الگوهایی که تاکنون نه تنها هیچ نتیجه ای برای آنها نداشته بلکه آنان را در بن بست های استراتژیک و بحران های پیچیده امنیتی و سیاسی در عراق، افغانستان، فلسطین و... گرفتار کرده است.به کارگیری چنین ادبیاتی که اریک کلارک از آنها استفاده می کند نمی تواند زمینه ساز برخی موفقیت ها در روابط دیپلماتیک و سیاسی میان ایران و آمریکا درخصوص عراق باشد.این نوع ادبیات تهاجمی بیش از آنکه بر امنیت عراق و ثبات سازی این کشور کمک کند، به فضای التهاب سیاسی و ابهام آمیزتر کردن نتایج مذاکرات دو کشور در موضوع عراق کمک می کند. اگر آمریکایی ها خواهان ایجاد ثبات و برقراری امنیت در عراق هستند بایستی به قواعد بازی در شرایط بحرانی عراق توجه کنند. تحقق این امر نیازمند درک درست و منطبق با واقع تحولات عراق و پذیرش ضعف های بسیار واشنگتن در روند تحولات سیاسی و امنیتی این کشور است. آنها بر اساس یک نیاز استراتژیک از ایران خواستند که در ایجاد امنیت عراق با آمریکایی ها مذاکره کند و ایران نیز حسب خواست عراقی ها که دوستان و متحدین ایرانی هستند و براساس تقاضای رسمی دولت آمریکا، به مذاکره با آنها روی آورد. دور اول این مذاکرات در هفتم خرداد انجام گرفت که علی رغم تلاش های ایران، آمریکایی ها اقدام موثری برای کاهش بحران امنیتی عراق و مهار آن انجام ندادند.دور دوم مذاکرات میان دو کشور نیز در شرایطی انجام گرفت که هدف اولیه مذاکرات دور اول که همان ایجاد ثبات و مهار بحران ناامنی در عراق بوده، نتایج ملموس و قابل قبولی نداشته است. معمولا یکی از نشانه های ایجاد ثبات و تعادل در محیط های بحرانی تمایل بازیگران عمده به حداقل توافقات استراتژیک است و اگر مقامات آمریکا به دنبال نیل به هدف های موثر در عراق باشند بایستی از خواسته های حداکثری و فزاینده خود در عراق که تحقق نیافتنی است عدول کنند و به حداقل امتیازات موثر بیندیشند. متأسفانه ادبیات و رویکرد مقامات آمریکایی طی دو ماه گذشته و پس از دور اول مذاکرات نشان می دهد که آنها همچنان به زیاده خواهی های استراتژیک در عراق می اندیشند چیزی که تحقق آن در شرایط فعلی عراق امکان پذیر نیست. در شرایطی که کارگزاران دیپلماسی آمریکا همچنان از ادبیات تهاجمی و افراطی خود درخصوص نقش ایران در عراق استفاده می کنند انتظار گرفتن همکاری ایران در عراق دشوار است. آنها بایستی به یک تعادل امنیتی تن بدهند و به نفوذ منطقه ای و تأثیرات معنوی فزاینده و سازنده ایران در عراق احترام بگذارند. لازمه تعادل امنیتی نیز تمایل آمریکایی ها به مصلحت گرایی وعدول از خواسته های استراتژیک حداکثری است. مشکل آمریکایی ها این است که علی رغم شعارهایی که می دهند و اتهاماتی که به ایران نسبت می دهند خود به حل مسالمت آمیز بحران امنیتی عراق توجهی ندارند. آنان به جای تقویت دولت قانونی و مردمی بغداد، به حمایت از نیروهای ایدئولوژیک سیاسی و تجهیز و تسلیح آنها روی آورده اند. چنین رویکردی در حقیقت «بازی گمراه کننده ای» است که آمریکایی ها در پیش گرفته اند. این بازی اگر برای دولت نوری مالکی نتیجه ای نداشته باشد، برای آمریکایی ها نیز ثمره ای نخواهد داشت زیر گذشت زمان به نفع آنها نیست و نومحافظه کاران زمان زیادی برای بازی گمراه کننده و فریبنده در عراق ندارند.