1- باورتوهم آلود مارکسیستها به انقلاب محتوم پرولتاریا علیه بورژوازى وتشکیل جامعه بىطبقه، قرن بیستم رادستخوش کنش هاى سیاسى واجتماعى مبتنى برایدههاى سوسیالیستى ساخت. اگرچه امروز کمونیسم راباید درموزههاى تاریخ جستجوکرد اما در روزگارى نه چندان دور ازشوروى تا چین واز چین تا آمریکاى جنوبى در بخشهاى عظیمى از اروپا بسیارى ازتوده ها رامفتون ومسحور خود ساخته بود .
ایدئولوژى دیالکتیک طبیعى وتضاد طبقاتى مبتنى بریک “ انقلاب پایانى “ نضج یافت که اگر چه هیچ وقت به واقعیت نپیوست اما تمام نشانه هاى گفتمان کمونیسم حول این دال محورى مىچرخید . این باور غلط توانست قریب به صد سال توده ها را تا حد فدا کردن جان بازى دهد وچارچوبهاى زندگى فردى واجتماعى آنها را به اشتباه رقم بزند.
2- بلاشک سیاست ما عین دیانت ماست ولى جاى این پرسش باقى است که تا چه حد اصول دیانتمان رادرسیاستگذارى ها دخیل کردهایم. معاد وقیامت یکى ازاصول اساسى دین اسلام وسایر ادیان الهى است .قیامت نقطه عطف حقیقى تاریخ بشریت است وسیاست تا قیامت است وپس ازقیامت سیاستى وجود ندارد . درحکومت اسلامى سیاست یعنى هدایت جامعه به سوى تعالى که این موضوع اعم اززندگى دنیوى و معنوى است . مگر مى توان قیامت را از زندگى اجتماعى حذف کرد و مگر نه این بود که بخش عمده اى ازسیاست پیغمبر اکرم ( ص ) در مدینه النبى مبتنى برتبشیر وانذار از قیامت بود . راز محبوبیت وجامعه پذیرى پیامبر اسلام (ص) نه موفقیتهاى اقتصادى بود ونه پیروزى درجنگهاى خارجى بلکه این باور عمومى به معاد ودرونى شدن اجتماعى اصول وفروع دیانت بود که فوج فوج مردم را تا مرز شهادت درراه خدا به پیش مى برد وچه آرزویى بزرگتر از شهادت براى یک مسلمان واقعى .
صعصعه ابن صوحان هنگامى که سوره زلزال را از ر سول (ص) شنید، گفت : اگر دیگر هیچ ازقرآن نشنوم ،اندرز همین سوره مرا کافى است .
“هنگامى که زمین به سخت ترین زلزله خود به لرزه درآید و بارهاى سنگین اسرار درون خویش را همه ازدل خاک بیرون افکند ... “ ( 1) وچنین روزى نقطه پایان سیاست هاست وخدا مى داند که تا چه حد ما درسیاستمان براى تشکیل جبهه “ابرار” برنامهریزى کردهایم . مضاف براینکه قیامت صرفا متعلق به اسلام نیست ویک میان فرهنگ است . تمام ادیان الهى مبشر ومنذر اتفاقى بزرگ به اسم قیامت بوده و هستند . این قابلیت میان فرهنگى امکان یک سیاستگذارى جهانى را فراهم مىکند که بدون تردید اگر قرار باشد قدمى برداشته شود باید این حرکت ازحکومت اسلامى درایران آغاز شود .
3- تشییع بىنظیر آیتالله مشکینى (ره) در تهران وقم اگر چه درظاهر شمهاى ازارادت همیشگى ملت ایران به روحانیت است اما ظرایف ودقایق منحصر به فردى درآن نهفته بود . آیتالله مشکینی(ره) رئیس مجلس خبرگان- جایى که حلقه وصل زمین و آسمان ،سیاست ودیانت و تشخیص دهنده بى بدیل مقام ولایت در جمهورى اسلامى است- به واسطه شخصیت ارزشمند حقیقى و حقوقى خویش ازجایگاه والایى در نزد ملت ایران برخورداربوده و هست. حضور حماسى ملت ایران در تشییع پیکر ایشان این ارادت همراه با فهم ومعرفت مردم را درعالى ترین درجه به منصه ظهور رساند .
علاقه به روحانیت درجامعه ایران منبعث ازدرک عمومى نسبت به روابط پا بر جاى سیاست ودیانت است این موضوع قابلیتها وظرفیتهاى فراوانى به وجود آورده تا با تکیه بر آنها بتوان به مدل سازى والگو بردارى ازمدینه النبی(ص) دست زد . قیامت انگارى وتبشیر و انذار از این حادثه بزرگ درسیره رسول اکرم (ص) مبین نقش ویژه یادآورى ودرنهایت درونى کردن اجتماعى قیامت است .
اگردرسال 1340 تشییع بىنظیر پیکر آیات عظام بروجردى وکاشانى ، نخبگان دینى را به پتانسیل عظیم مردمى درحمایت ازنهاد دین واساسا دین انگارى سیاسى آگاه کرد وبعدها همین آگاهى منجر به انقلاباسلامى به رهبرى حضرت امام خمینى ( ره ) شد. امروزحماسه حضور مردم در تشییع پیکر آیتالله مشکینى نوید دهنده فصل نوینى از مباحثات ومطالعات سیاست دینى در کشور ماست که با تکیه براین اقبال عمومى وبه همت متفکرین جامعه اسلامى مىتواند تمام مفاهیم ،نشانهها ، اصول و فروع شریعت مقدس رادربر بگیرد . اینجاست که مىتوان گفت قیامت وسیاست نه تنها بىربط نیستند بلکه سیاست درحکومت اسلامى براى قیامت است وقیامت نقطه پایانى برتمام سیاستهاى ماست .
والسلام