صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ مهر ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۱۱۶۴۵۸

حسین امیدى
رفت و آمدهای 5 ماهه و 5 دیدار منطقه ای میچل که نمایندگی ویژه اوباما را داشت و وزیر خارجه آمریکا را از مدار تلاش هایش کنار گذاشته بود، چنان با سرسختی مواضع نتانیاهو روبه رو شد و نتوانست توقف شهرک سازی صهیونیست ها ( حتی به شکل جزیی آن را) به عنوان مقدمه دیدار نیویورک به صهیونیست ها بقبولاند که کاخ سفید امکان این نشست سه جانبه را غیرممکن تلقی کرد ولی در نهایت برای توجیه ادامه نمایش، دیدار در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل منعقد شد. گفته می شود، هم اسرائیلی ها از طریق سفر باراک به قاهره و تماس با اردن و هم آمریکایی ها در تماس مستقیم با کشورهای عربی، خواستار قانع کردن ابومازن برای پذیرش دیدار شده اند تا امیدهای سراب صلح اوباما برای فلسطین ناکام نشود. البته در آخرین تماس های آمریکا با ابومازن، تهدید شده که اگر بر مواضع خودمبنی بر ضرورت توقف شهرک سازی اصرار نماید، به عنوان عامل شکست تلاش های صلح معرفی خواهد شد.
این دیدار برای اوباما، حیاتی بود، چرا که از یک سو با سرافکندگی میچل برای قانع کردن صهیونیست ها در توقف شهرک سازی روبه رو بود و از سوی دیگر مقامات اسرائیلی، مذاکره با فلسطینی ها را به سخره گرفته و حتی لیبرمن آن را «وقت تلف کردن» توصیف می کرد. یعنی اینکه پس از تمامی تبلیغات سیاسی و مانورهای اوباما نباید«نمایش صلح خواهی» به پایان برسد و نیاز به «مدیریت منطقه» و اوضاع ملتهب آن، برضرورت این دیدار تأکید می کرد.
اینکه چرا آمریکایی ها و اوباما نتوانستند مأموریت های میچل را به نتیجه برسانند دو احتمال مطرح است: احتمال اول اینکه؛ اساساً تمامی رخدادهای 5 ماهه گذشته یک سناریوی مشترک بوده تا فضای عدم اعتماد عربی به آمریکا در دوره بوش به نحوی بازسازی شود که اسرائیل هم ناچار به دادن امتیاز نباشد. در این احتمال، آمریکا و اسرائیل در سناریوی خود تلاش کردند تا یک جابه جایی مهم در سطوح مطالبات دو طرف را اعمال کرده و طرف فلسطینی و عربی را در مقابل دو راهی تعجیزی قرار دهند. ابتدا اینکه خواسته های افراطی و حداکثری اسرائیل را در مقابل وعده های موقتی و کوچک قرار دهند و ادامه هرگونه مذاکره و راه حل را منوط به پذیرش این معادله نمایند. در حالت دیگر طرف های عربی باید مسئولیت توقف مذاکره و راه حل سیاسی را بپذیرند و با پذیرش امر واقع، زمان برای تحکیم پایه های اشغال و استمرار شهرک سازی و یهودی سازی در سرزمین های باقیمانده فلسطین را ایجاد نمایند.
احتمال دوم این است که اوباما نتوانسته منطق کمیته بیکر-هامیلتون را به طرف اسرائیلی بقبولاند و لابی های صهیونیستی و حامیان نئومحافظه کار و جمهوریخواه آن توانسته اند، منطق جاری دولت های آمریکا در حمایت یکجانبه از اسرائیل را به کرسی بنشانند.
البته نتانیاهو با تکیه بر تجربه نخست وزیری در سال 1996 به خوبی آموخته است که نباید خود را در مقابل دولت آمریکا تصویر کند، چرا که با فضای چالش، نمی تواند دولت آمریکا را علیه ایران تحریک کرده و یا مطالبات خود را افزایش دهد.
با اینکه محافل آمریکایی هم در رسانه ها، از این دیدار سه جانبه به عنوان رخدادی بی محتوا و برای «گرفتن عکس» یادکرده اند ولی آنچه از سوی اوباما منعکس شده و یا دو طرف فلسطینی و اسرائیلی بیان کرده اند. نیز قابل توجه است. براساس گزارش های موجود، هر دو طرف مواضع خود را مورد تأکید قرار داده اند که از قبل نیز روشن بود و به بن بست رسیده بود. اوباما بر حق «دولت یهودی»، «صلح همه جانبه در خاورمیانه»، « تشکیل دولت مستقل فلسطینی»،«ضرورت آغاز فوری مذاکرات نهایی بدون شرط مانند امنیت اسرائیل و فلسطینی ها و قدس و آوارگان و مرزها» تأکید کرده و به جای توقف شهرک سازی از کلمه مهار استفاده نموده و در مقابل از فلسطینی ها و کشورهای عربی خواسته تا گام های تنازلی و اعتمادساز برای اسرائیلی ها بردارند.
نتانیاهو طی سخنرانی خود در دانشگاه بارایلدن قبلاً اعلام کرده که عدم توقف شهرک سازی، اعتراف به دولت یهودی، ضرورت عادی سازی فوری عربی با اسرائیل، تعویق مسائل اصلی در مذاکرات ( مانند قدس، آوارگان، مرزها و ...) از اصول قطعی او برای هر تلاش صلح است و راه حل و مرزهای موقت و دولت بدون توان نظامی برای فلسطینی ها را می پذیرد و هرگونه تخلیه شهرک های یهودی نشین را رد می کند. ظاهراً همین محورها توسط نمایندگان رژیم صهیونیستی با طرف های آمریکایی هم توافق شده و پنج کشور عربی حاشیه خلیج فارس هم عادی سازی مقدماتی روابط با اسرائیل را پذیرفته اند. در این دیدار سه جانبه اوباما تأکید کرده که از این پس خانم کلینتون و تیم وزارت خارجه( دنیس راس که حامی علنی صهیونیست ها است) ، میچل را همراهی خواهند کرد و باید تا پایان اکتبر (پایان مهرماه) مذاکرات آغاز شود. اگر چه نتانیاهو بازگشت به مرزهای 1967 را بطور قطعی رد کرده ولی اوباما، شهرک سازی در این منطقه را غیرقانونی می داند و کشورهای عربی تا دو هفته دیگر برای هماهنگ کردن مواضع سیاسی خود، اجلاس وزرای خارجه اتحادیه عرب را خواهند داشت.
منابع اروپایی که در تدوین طرح صلح اوباما شرکت داشته اند، می گویند در طرح اوباما حداکثر 33 درصد از سرزمین فلسطین به فلسطینی ها واگذار می شود و شهرک های صهیونیستی هم در آن باقی می مانند.
در صورتی که نتانیاهو وارد روند صلح شود، با فشار جریان های افراطی و شهرک نشین های صهیونیست و فروپاشی ائتلاف حکومتی خود روبه رو خواهد بود و اگر علناً با طرح آمریکا مخالفت کند، مشکلات دیگری در عرصه خارجی خواهد داشت و لذا بدیهی است که نتانیاهو به نحوی از کنار طرح اوباما عبور می کند که با حکومت او وارد چالش نشود و توپ را در زمین فلسطینی ها قرار دهد، یعنی از طریق طرح مطالبات حداکثری، مانند مشروعیت سازی برای دولت یهودی و یا حذف قدس و آوارگان و راه حل دائمی، دوره حکومتی اوباما را به پایان خواهد برد.
در دیدار سه جانبه در نیویورک، اوباما ونتانیاهو بر اهداف خود دست یافتند و آمریکا خود را «متعهد به فرآیند صلح!!» نشان داد و نتانیاهو توانست، شروط خود را بر آمریکا و طرف فلسطینی و عربی تحمیل کند. این دیدار تأکید کرد که منطق نژادپرستانه بر تعاملات بین المللی حاکم بوده و سیاست استمرار اشغال و شهرک سازی و یهودی سازی فلسطین با فرمول« مذاکره برای مذاکره» در جریان است. نکته جالب این است که همزمان با دیدارهای نیویورک، بخش جدیدی از شهرکسازی در کرانه باختری و قدس شرقی و تخریب منازل فلسطینی ها در بیت المقدس از سوی وزارت جنگ رژیم صهیونیستی تصویب می شود و تجمع بین المللی در نیویورک و منطق حاکم بر مناسبات بین المللی، هیچ واکنشی از خود نشان نمی دهند. در حالی که نتانیاهو در سخنرانی خود در مجمع عمومی به حاضران در نشست سازمان ملل توهین علنی می کند و تحقیقات کمیته حقوق بشر را به سخره می گیرد و با وعده حمایت آمریکا وتوی هر اقدام جدید در این خصوص، در مقابل وجدان انسانی و جهانی می ایستد و عکس العملی نیز دیده نمی شود، می توان انتظار داشت که مذاکرات ماه آینده نیز مانند مذاکرات 20 سال گذشته از مادرید تاکنون، از سراب فراتر نمی رود.
ابومازن در آخرین موضع خود اعلام کرده اگر چه امیدی به همراهی نتانیاهو برای صلح ندارد ولی «مذاکره با رژیم صهیونیستی!!!» را ترک نخواهد کرد.
شاید هشدار کارتردر این زمینه را بتوان جدی ارزیابی کرد که «زمینه های ضرورت تشکیل یک دولت در فلسطین اشغالی در حال قوت گرفتن است.» این بدان معنا است که تمامی ظرفیت های نمایشی در مذاکرات سازشی به پایان رسیده و رویای مشروعیت سازی برای دولت یهودی در فلسطین و بلعیدن قدس و تخریب مسجدالاقصی و حذف خیزش اسلامی در فلسطین و منطقه با تلاش های پایانی و بی رمق صهیونیست ها و حامیان آن همراه است. همه گروه های جهادی فلسطینی و حتی فتح، دیدار نیویورک را تحقیر آمیز و به سود صهیونیست ها و اوباما ارزیابی کرده و بازنده اصلی را ابومازن می دانند که کمترین آثار آن سرپوش گذاشتن بر جنایات ضدبشری صهیونیست ها در غزه و ادامه سیاست زندانی کردن و گرسنه سازی مردم غزه است.

نام:
ایمیل:
نظر: