صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۱۱۷۳۳۲

ایران، این واژه را می توان در اینترنت جست وجو کرد. چکیده پاسخی که از هزاران مقاله و مصاحبه و تفسیر و تحلیل می توانید بگیرید، این جمله کوتاه است؛ «ایران در غرب آسیا و خاورمیانه واقع و مقتدرترین کشور این منطقه است.»بر این یافته تاریخی و جغرافیایی، دوست و دشمن اتفاق نظر دارند و به همین جهت بسیاری از رفتارهای غرب ناشی از نگرانی درباره اقتدار کشور ایران در منطقه و حتی فراتر از منطقه است.ایران از نظر جغرافیایی پلی میان آسیا و اروپا است و با توجه به وجود همسایگانی که ساختار قدرت آنها محلی است، ایران می تواند بزرگ ترین نقش را در منطقه بازی کند.نگرانی از این اقتدار علت اصلی مخالفت کشورهای غربی با بومی شدن انرژی هسته یی در ایران است که ریشه های آن را می توان در تلاش همین کشورها برای جلوگیری از پیشرفت ایران، حداقل طی یکصد سال گذشته یافت. ایران تنها کشور منطقه است که در تاریخ جدید هیچ گاه قدرت های استعماری اروپا نتوانسته اند به طور مستقیم آن را اشغال کرده و به صورت مستعمره درآورند. تنها یک اشغال نظامی در شهریور سال 1320 به صورت کوتاه مدت اتفاق افتاد که روسیه و انگلیس وارد شمال و جنوب کشور ایران شدند ولی ناچار به سرعت خاک ایران را تخلیه کردند، چرا که از تشکیل هسته های مقاومت نظیر آنچه در بوشهر برای سربازان انگلیسی اتفاق افتاده بود بیم داشتند.از آن پس قدرت های استعمارگر که شیوه استعماری خود را تغییر داده و به استعمار نو روی آورده بودند، می کوشیدند با نفوذ در حاکمیت ایران، این کشور را زیر سیطره خود بگیرند که این خود فصلی مهم از تاریخ کشور ایران است و باید در جای دیگری به آن پرداخت.این مقاله قصد آن دارد با برشمردن مزایای استراتژیک قدرت ایران نظری بر رویارویی قدرت های غربی با این کشور و تلاش ها برای کاهش اقتدار و حوزه نفوذ آن بیندازد.پیش از آن باید یادآور شوم در تاریخ معاصر ایران زمین دو بار کشورهای غربی کوشیدند از دستیابی ایران به صنایع مادر نفت و فولاد که یک ایران صنعتی و بسیار مقتدر براساس آن بنا می شد، جلوگیری کنند و در هر دو مورد کشور ما توانست از اختلافات موجود بین قدرت ها سود برده و گام هایی در جهت این دو مهم بردارد.اگر امروز غرب تا مغز استخوان با ایجاد صنایع هسته یی در ایران مخالف است، می توان به حرکتی مشابه در صنایع فولاد نیز اشاره کرد و یادآور شد از زمان امیرکبیر، کشور ما ایران برای دستیابی به صنایع ذوب فلزات تلاش کرده بود، چرا که متوجه ارزش و اهمیت این صنایع در جهت توسعه و پیشرفت کشور شده بود. در نخستین تلاش امیرکبیر دانشجویانی را به اروپا فرستاد که تکنولوژی ذوب فولاد را به کشور ما بیاورند. این تلاش داستان بسیار جالبی دارد با پایانی غم انگیز، چرا که از همان زمان اروپا می دانست اگر کشور ایران به تکنولوژی ذوب آهن دست پیدا کند بازار خود را در این منطقه از دست خواهد داد. به همین سبب شاگردان امیر دست از پا کوتاه تر به کشور بازگشتند، گرچه در بازگشت امیر را در فین کاشان محبوس دیدند و شاهد آخرین ضربه یعنی قتل امیر نیز شدند. این آرزو همچنان ادامه یافت تا اینکه در هنگامه اختلاف آلمان با انگلیس که به جنگ جهانی دوم منتهی شد، کشور آلمان منافع خود را در نزدیکی با ایران به عنوان مقتدرترین کشور خاورمیانه دید و پذیرفت تجهیزات صنایع فولاد را به ایران صادر کند. محل کارخانه ذوب آهن در کرج منطقه یی که هنوز نام ذوب آهن را بر خود دارد آماده شد، تجهیزات اساسی بار کشتی آلمانی بود که به ایران بیاید، ولی نیروی دریایی انگلیس کشتی را با محموله گرانقیمت آن غرق کرد تا از برآورده شدن آرزوی ایرانیان جلوگیری کند. بعد از این ماجرا و بعد از جنگ، سال های طولانی هیچ یک از قدرت ها حاضر به صدور تکنولوژی ذوب آهن به ایران نبودند تا اینکه چند سال پیش از انقلاب شوروی در ادامه مبارزات خود با غرب حاضر شد یک کوره بلند ذوب آهن در کنار زاینده رود، یعنی اصفهان، برای ما طراحی کند.صنایع نفت نیز وضعی مشابه داشت. ملی شدن صنعت نفت کشور که در آغاز دهه 30 خورشیدی با پایمردی دکتر محمد مصدق و حمایت مردم ایران عملی شد، یک هدف اصلی داشت و آن بومی کردن این صنعت بود. گرچه در تاریخ بیشتر بر بار مالی آن تکیه و تاکید شده است. همین امر به کودتای 28 مرداد و سقوط دولت ملی دکتر مصدق انجامید، چرا که غرب میل نداشت صنایع نفت و گاز ایران در اختیار کارگران و مهندسان ایرانی باشد. به هر حال موضوع تا آنجا کشید که بعد از انقلاب اسلامی ایران توانست مدیریت صنایع نفت خود را به دست گیرد.با این اوصاف بیراه نیست اگر بگوییم مخالفت غرب با صنایع هسته یی ایران هدفی جز کاهش اقتدار ایران ندارد و اما این اقتدار در دو وجه پدیدار است؛ یکی وجه استراتژیک که اصولاً جغرافیای ایران حاوی آن است و ایران را به کشوری صاحب نفوذ در منطقه تبدیل می کند و دیگری وجه توسعه و پیشرفت کشور است که غرب اصولاً با آن مخالف است. در این زمینه به مصداق های ذوب آهن، نفت و گاز اشاره کردم. غرب می داند کشور استراتژیکی مانند ایران اگر به پیشرفت های اساسی در علوم و صنایع دست پیدا کند به سرعت مدارج ترقی را خواهد پیمود و از هر نظر مقتدرترین کشور غرب آسیا خواهد شد چرا که اطراف ایران را کشورهایی احاطه کرده اند که از نظر استراتژیک مشابهتی با ایران ندارند و از نظر فرهنگی و علمی باید سالیان طولانی تلاش کنند تا به سطح کشور ایران برسند. نگاهی کوتاه به افغانستان، پاکستان، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، عراق و همسایگان شمالی جز روسیه و ترکیه نشان می دهد سال ها طول می کشد این کشورها به ثبات برسند تا بتوانند برنامه های توسعه خود را به اجرا بگذارند و زیرساخت ها را برای خروج از دایره توسعه نیافتگی آماده کنند.در کنار این روند موضوع مهم تر اینکه تمامی این کشورها در حوزه نفوذ فرهنگی ایران قرار دارند و سرنوشت آنها به نوعی مرتبط با سرنوشت کشور ایران است. در حقیقت آنان با تکیه بر ایران می توانند به برنامه های توسعه یی خود ادامه دهند و وجود یک ایران مقتدر باعث پیشرفت آنان نیز خواهد شد. همین امر نیز باعث نگرانی غرب است چرا که یک بلوک مقتدر از کشورهای غرب آسیا که ایران مرکز ثقل آن باشد خواب کشورهای غربی را آشفته می کند. با توجه به آنچه گفته شد کشور ایران برای رسیدن به برنامه های خود که اصل آن بر تبدیل شدن به قدرت اول منطقه است با مشکلات و چالش های بسیاری روبه رو است که نیازمند توسعه سیاسی، نضج و قدرت گرفتن مردمسالاری برای رویارویی با آن است.ایران با ساختارهای دموکراتیک و دولت هایی برآمده از رای اکثریت می تواند قدرت چانه زنی دیپلماتیک خود را افزایش دهد و با تربیت نیروهای پرتوان برای دیپلماسی خود از برخوردهای موجود جهان و تنگناهای کشورهای غربی برای ثابت کردن هویت و اقتدار خود سود بجوید تا به هدف برسد.گرفتاری امریکا و متحدان غربی این کشور در افغانستان و عراق و پاکستان در درجه اول برگ برنده ایران برای چانه زنی است چرا که قدرت های غربی به این نتیجه رسیده اند کمک ایران به نوعی ثبات در منطقه می انجامد که براساس آن می توانند از باتلاق حمله نظامی خود رهایی یابند. اینک که غرب در اندیشه رهایی از مشکلات خود در کشورهای همسایه ایران است و حتی در عراق و افغانستان نیازمند کمک های ایران است باید از این شرایط به نفع منافع ملی سود بجوییم و لوکوموتیو اقتدار و توسعه ایران را به حرکت درآوریم. این حرکت جز با خردورزی و پشتیبانی همه نیروهای جامعه ایران میسر نیست.حضور شخصیت های شناخته شده به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری نشان می دهد آنان با توجه به شرایط موجود کشور برای خدمت به اهداف اقتدار و توسعه کشور گام به جلو گذارده اند و اگر با حمایت مردم دولت را به دست گیرند، می توانند با همین حمایت به خواست ملی ایرانیان برسند.در نتیجه با پرهیز از اختلافات درونی باید کاندیداهای اصلاح طلب را حمایت کرد تا روزهای نزدیک به انتخابات یکی از آنان با توجه به اقبال مردم دولت را به دست بگیرد. به عقیده اینجانب پیروزی فقط در سایه اتحاد و اتفاق امکان پذیر است و مسیر اقتدار ایران را دولت های معتقد به توسعه همه جانبه یعنی اصلاح طلبان می توانند طی کنند.
بهروز بهزادی
 

نام:
ایمیل:
نظر: