برخى از محققان علوم اجتماعى معتقدند تنها را تعاملات تمدنى درهزاره سوم تاکید برپدیدههاى میان فرهنگى و اشتراکات ایستارى در بین جوامع است. سالهاى آخر قرن بیستم “ پایان تاریخ “ فرهنگها به تعبیر فوکویاما نبود بلکه فرجام فرهنگى جهان تا نقطه آغاز ابدیت دستخوش تحولات بسیارى خواهد شد که مسلما مسیر تجویز و تحمیل نظامهاى معنایى انسانساز در آن بسته است. علىالخصوص که چنین نظام هاى معنایى مانند” لیبرال دموکراسى “از یک بار ایدئولوژیک گریز ناپذیر نیز برخوردار باشند.نسخه همگرایى جهان امروز میان فرهنگى است که مبتنى بر فطرت بشریت و با اتکال به اعتماد عموم جوامع بتواند مسیر خیر و صلاح فرد واجتماع را در مقاطع زمانى و مکانى مختلف بنمایاند. این الگو بدون تردید ادیان الهى هستند که انسان مدرن در تشنگى معنویت صواب به زلال شریعت و طریقت پیغمبران الهى روى آورده است .روز گذشته رهبر معظم انقلاباسلامى طى سخنانى اتحاد وانسجام را،نیاز حقیقى امت اسلامى وضرورتى جدى دانستند و با اشاره به امکانات وسرمایههاى فراوان دنیاى اسلام افزودند: اسلام عزیز به عنوان نسخه منحصر به فرد” صلاح وسعادت ملتها” در اختیار امت اسلامى است و دلهاى آحاد مسلمانان لبریز از محبت و عشق به پیامبر خاتم است. بنابراین جهان اسلام مىتواند با اتحاد حول وجود پربرکت نبى مکرم اسلام،هوشمندانه با دشمنان خدا مقابله کند وراه سعادت وپیشرفت وتعالى را بپیماید.درواقع همانگونه که مقام معظم رهبرى به درستى اشاره کردهاند اسلام نسخه منحصر به فردى است که به عنوان اکمل ادیان الهى قادر است اعتماد عموم جوامع رانسبت به خود جلب کند. نفوذ گسترده و فزاینده اسلام دراروپا و آمریکا که خود را داعیهدار جهان مسیحى مى دانند مبین و مصداق این مدعاست. اسلام به عنوان یک میان فرهنگ فطرى کامل وبدون نقص مىتواند تعاملات تمدنى جهان اسلام با خارج را تسهیل کند ونه به عنوان کاتالیزور گفتگوى فرهنگى بلکه در موضع هدف زمینهساز تحولاتى شگرف در جامعه جهانى شود. این موضوع دردرجه اول مستلزم هوشمندى امت اسلامى در حفظ اتحاد و انسجام داخلى است.استراتژى غرب در تفرقهافکنى میان ملتهاى مسلمان اعم ازشیعه وسنی، عرب وعجم و ... در سالهاى اخیر ازیک الگوى واحد وسازماندهى شده پیروى مىکند . در چرایى اینکه غرب برایجاد تفرقه درجهان اسلام مصر است واین استراتژى نسبت به ادیان وایدئولوژىهاى دیگرى چون بودائیسم، شینتو،چین کنفوسیوس وحتى مسیحیت ویهودیت غیرغربى چندان با جدیت دنبال نمىشود بایدگفت که سردمداران زر و زور درغرب به پتانسیل میان فرهنگى کامل اسلام براى ایجادهمگرایى در جهان حول ریسمان الهى واقف شدهاند وتنها راه به فعلیت نرسیدن این ظرفیت که حیات منحوس آنها را به خطر خواهد افکند ایجاد جنگهاى فرقهاى عظیم و دامن زدن به اختلافات مذهبى بین مسلمانان مى دانند .دراین برهه حساس امت اسلامى مىتواند با هوشمندى واتحاد حول وجود نازنین رسول اکرم(ص) ختمى مرتبت دردام خطرناک غرب نیفتد و زمینههاى صلاح وسعادت ملتهاى جهان درمقابله با دشمنان خدا را فراهم کند .والسلام