صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۸۸ - ۱۳:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۱۱۸۸۱۸
صبح صادق اهداف طرح میانجیگرى و خروج از وضعیت فعلى را بررسى مى‌کند

رضا گرمابدری
تفاوت انتخابات ریاست جمهوری دهم با سایر انتخابات هایی که برگزار شد در این بود که در انتخابات های گذشته دشمن تمایل داشت که از انتخابات علیه نظام استفاده کند، اما حداکثرکاری که می توانست انجام دهد، دعوت مردم به تحریم انتخابات بود، اما در انتخابات ریاست جمهوری دهم دشمن بسیار فراتر از دوره های گذشته را مدنظر قرار داده بود. دشمن با زمینه ها و مقدماتی که فراهم کرده بود در این رویا به سر می برد که از ناحیه برگزاری این انتخابات می تواند اقدام به براندازی کند. بررسی آنچه که در پیش وپس از انتخابات واقع شد نشان می دهد دشمن به زعم خود تمامی موارد لازم برای براندازی را فراهم آورده بود، از این رو اقدامات انجام گرفته مبتنی بر یک برنامه ریزی دقیق و محاسبه شده بود. هنگامی که نظام با این موضوع هوشمندانه برخورد کرد و دشمن را به عقب راند تا جایی که دشمن مجبور شد به تدریج از میزان تحرکاتش علیه نظام بکاهد، بازی خوردگان داخلی که اوضاع را نامساعد می دیدند آهسته آهسته بحث «میانجی» را به میان آوردند تا از این رهگذر بتوانند موقعیت خود را در نظام حفظ کنند. حدود دو هفته است که بحث «میانجی» و «خروج کشور از وضعیت فعلی» مطرح شده و درخصوص آن کم و بیش نظراتی هم ابراز شده است. نکته قابل تأمل در این موضوع این است که چنین اقدامی به معنای مشروعیت بخشیدن به اقداماتی است که تاکنون از سوی آشوب طلبان و رهبرانشان انجام گرفته است. به اجرا گذاشتن چنین طرحی نمی تواند تأمین کننده مصالح ملی باشد مگر با سه شرط الف- اقرار به اشتباه بودن آنچه که انجام دادند ب- نفی تمامی شعارهایی که آشوبگران طی این مدت سردادند،ج- تبری جستن از هرگونه اقدامی که آشوبگران انجام داده و یا در صدد انجام آن هستند در محکوم نمودن هرگونه حرکت براندازانه.
1- مشروعیت: نظام برای برخورد با موضوع آشوب ها دو راه پیش رو دارد.
الف- مذاکره و گفت وگو، یعنی همان چیزی که در روزهای اخیر مطرح شده است.
ب- عدم مذاکره و انتخاب راه دیگری که بتواند به این غائله خاتمه دهد اشتیاق طرف مقابل برای مذاکره و گفت وگو از طریق لحاظ کردن «میانجی» بازگو کننده آن است که اگر چه طرف مقابل برای بقای خود به شدت احساس نگرانی می کند و به این نتیجه رسیده که چند صباحی بیشتر نمی تواند موضوع را ادامه دهد اما از طرفی هم نمی خواهد بازنده مطلق باشد از این رو با پنهان کردن عجز خود در ادامه کار تلاش می کند با کسب امتیازات حداقلی از نظام، مشروعیتی برای حرکت براندازانه خود کسب کند تا بیش از این دچار ریزش نیرو نشود. ارزیابی حوادث واقع شده و توجه به عمق و وسعت تخریب های مادی و معنوی حاکی از آن است که نظام نبایستی به آنها اجازه دهد که آنها برای رفتار معاندانه خود مشروعیت کسب کنند.
آنها چون آگاهانه وارد این منازعه شدند وبی رحمانه خود را با نظام درگیر ساختند باید تمام هزینه های آن را بپردازند. وضعیت آنها مشابه سرنشینان کشتی است که دچار توفان شده و متلاشی گردیده و هر یک از سرنشینان بر روی تخته پاره ای قرار گرفته تا کشتی نجات از راه برسد و آنها را به ساحل نجات برساند. در موضوع انتخابات آشوبگران و سرانشان همان سرنشینانی هستند که به تخته پاره چنگ زده اند و جمهوری اسلامی ایران آن کشتی نجاتی است که می تواند آنها را به ساحل نجات برساند.
حال چنانچه آنها شروط نظام برای مذاکره را نپذیرند نظام می تواند راه مناسب دیگری را اتخاذ کند. راه دیگر می تواند مدارا با تحرکات ایذایی آنها باشد که پس از مدتی دچار فرسایش شدید خواهند شد و چنانچه در این مرحله مضمحل نشوند در درون ساختار مستحکم نظام هضم خواهند شد و حضور آنها برای مردم به امری عادی تبدیل خواهد شد تاجایی که به آنها توجه نمی کنند و چنانچه اقدام ناشایستی هم از آنها سرزند مورد شماتت هم قرار می گیرند.
2- اقرار به اشتباه بودن آنچه که انجام دادند: با شدت گرفتن اقدامات تخریبی آشوبگران و آشکارشدن رضایت دشمنان از اقدامات آنها مشخص گردید که آنها در زمین دشمن بازی می کنند. علی رغم اینکه مشخص شد آنها به نفع دشمن عمل می کنند از اقدامات خود دست برنداشتند. آنها بر این گمان بودند که حمایت دشمن از آنها می تواند فشار برنظام را افزایش دهد تا جایی که نظام به خواسته نامشروع آنها تن بدهد با چنین تصوری آنها همراهی دشمن را پذیرفتند و از امکاناتی که دشمن در اختیار آنها گذاشته بود بهره بسیار بردند. در حال حاضر که همه چیز آشکار شده و با روشنگری های انجام گرفته توسط نظام، مردم به نقش دشمن در آشوب ها و نحوه ارتباط آشوبگران با آنها پی برده اند، ضروری است که سران آشوب صادقانه در پیشگاه مردم به اشتباه بودن رفتارشان در برابر نظام اقرار کنند.
3- نفی تمام شعارهایی که در این مدت دادند: آشوبگران در طی این مدت شعارهایی سردادند که گویای جهت اهداف پلید آنها بود. شعارهای آنها چندگانه بود. در جایی متوجه مقامات عالی رتبه نظام بود که با مشروعیت کامل در جایگاه خود مشغول انجام وظیفه هستند. در جایی متوجه ساختار نظام بود و در مواقعی هم سیاست های سنجیده خارجی نظام را مورد هدف قرار می دادند. باید تکلیف این شعارهای ساختارشکنانه معلوم شود و سران آشوب باید تمام این شعارها را نفی کنند.
4- تبری جستن از اقدامات تخریبی آشوبگران: آشوبگران از ابتدای بعد از انتخابات به بهانه اعتراض به نتیجه انتخابات اقدام به تخریب و ویرانگری کردند و خسارات زیادی به اموال عمومی و خصوصی وارد کردند و از همه مهمتر سبب کشته شدن چند نفر هم شدند و رهبرانشان هم به بهانه های مختلف و با تهمت ها و دروغ های سرشار از مبالغه، فضای کشور را متشنج و خوراک رسانه های بیگانه را مهیا کردند. این اقدامات در راستای حمایت از سران آشوب انجام می گرفت لذا لازم است برای روشن تر شدن موضوع سران آشوب تبری خود از این اقدامات را اعلام و آن را محکوم کنند.
در کل گفت وگوها باید در جهت محکوم کردن تمامی اقداماتی باشد که چهره نظام را مخدوش کرد. کسی نباید از نظام باج خواهی کند و طلب کار باشد. آنچه که در این مسیر می تواند راهگشا باشد تمکین سران آشوب نسبت به شروط پیش گفته است در غیر این صورت، نظام راه دوم که قبلاً مورد اشاره قرار گرفت را انتخاب خواهد کرد و یقیناً بر آن فایق خواهد آمد و در مقابل فرصت طلایی بازگشت سران آشوب به دامن نظام از بین خواهد رفت.

نام:
ایمیل:
نظر: