صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۱۱۸۸۲۴

مرتضى صفار هرندى
پیروزی الگوی امام خمینی (ره) به عنوان پرچمدار روحانیت مترقی شیعه پس از تجربه های ناموفق جریان های سیاسی «اسلام شعار» ولی التقاطی اعم از گروه های متمایل به الگوهای چپ یا لیبرال، تمایل به روحانیت را در میان بخشی از فعالان سیاسی جوان فزونی بخشیده بود؛ خصوصاً که تعرض گروه های تروریستی به استوانه های روحانیت و شهادت بزرگانی مثل شهید مطهری و شهید مفتح این گرایش را تقویت می کرد.
جوانان مسلمان احساس می کردند که پاسخ سوال های خود را بایستی از محضر عالمان دین بیابند. در خلال اولین سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی جوانانی که تا اندکی قبل از آن تحت تأثیر آثار افرادی مثل دکتر شریعتی نگاه مثبتی به حوزه های علمیه نداشتند با راهنمایی های امام (ره) به سمت این حوزه ها و تشکل روحانی ها کشیده می شوند که تشکیل جامعه مدرسین جایگاه ویژه ای در پاسخگویی به این نیاز داشت. دست کم دو گروه مشهور جوان را می توان سراغ گرفت که در این دوره به شخصیت های حوزوی تمایل یافته اند: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دفتر تحکیم وحدت (اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های کشور).
در همان بهار 1358 یعنی پس از شهادت شهید مطهری یکی از خواسته های دانشجویان مسلمان از حضرت امام (ره) معرفی یک شخصیت روحانی به منظور هدایت فکری آنها بود، این همان خواسته ای بود که معرفی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای از سوی حضرت امام به دانشجویان را دنبال داشت. اما درگیری های کاری حضرت آیت الله خامنه ای در شورای انقلاب، وزارت دفاع، شورای عالی دفاع و... مانع تداوم این ارتباط بود و شخصیت هایی مثل موسوی خوئینی ها نیز که بیشترین ارتباط را با دانشجویان داشتند در حد یک مراد فکری نبودند. پس از ماجرای تشکیل دفتر تحکیم وحدت و خصوصاً به دنبال رهنمودهای امام (ره) درباره وحدت حوزه و دانشگاه حضور مدرسان شناخته شده حوزه علمیه قم همانند آیت الله مصباح یزدی، آیت الله حائری شیرازی، آیت الله ربانی املشی، آیت الله محفوظی، حجت الاسلام منیرالدین حسینی و... در این تشکل بسیار چشمگیر شده بود. این ارتباطات در حدی بود که برخی از اعضای دفتر تحکیم وحدت تحصیل در حوزه ها را آغاز کردند و به کسوت روحانیت درآمدند. در جریان انقلاب فرهنگی جامعه مدرسین در زمینه کمک علمی به جهت تحول محتوای علوم انسانی خود را موظف می دید به گونه ای که حضرات آیات مکارم شیرازی، مظاهری، سیدعلی محقق و خرازی برای کمک به پژوهش های علم روان شناسی، حضرات آیات میرمحمدی، تجلیل، دوزدوزانی و تهرانی برای علم حقوق و آیات روحانی، آذری، احمدی میانجی و مومن برای علم اقتصاد و ابراهیم امینی، طاهرشمس و سید ابوالفضل موسوی تبریزی برای علوم تربیتی همکاری خود را با دانشگاه ها آغاز کردند. اگرچه این همکاری به دلیل عدم همراهی برخی از اعضای ستاد انقلاب فرهنگی و نیز ورود جناح بندی های سیاسی در مناسبات نیروهای خط امامی دفتر تحکیم وحدت و جامعه مدرسین تغییر یافت، اما پس از بروز اختلافات سیاسی نیز در جبهه خط امام برخی از اعضای دفتر تحکیم وحدت مانند محمود احمدی نژاد، ثمره هاشمی و... ارتباط خود را با اعضای جامعه مدرسین حفظ کردند اما بخشی دیگر متأثر از اختلافات بیت منتظری و جریان مهدی هاشمی با جامعه مدرسین و نیز اختلافات فکری دولت موسوی با این تشکل روحانی، ارتباط خود را با آن قطع کردند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دیگر تشکل جوان خط امامی بود که یکی از اعضای جامعه مدرسین درجایگاه نمایندگی امام در آن نقش ایفا کرد. گروه های تشکیل دهنده این سازمان از قبل از انقلاب با بزرگانی مثل شهید مطهری، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، شهید شاه آبادی، آیت الله امامی کاشانی، آیت الله راستی کاشانی و... ارتباط داشتند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی با پیشنهاد اعضای گروه منصورون که از گذشته با آیت الله راستی کاشانی ارتباط داشتند امام این فقیه برجسته حوزه علمیه قم و نجف را به نمایندگی خود در سازمان برگزیدند. پیشنهاد تشکیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با الهام از نظرات امام راحل از سوی شهید مطهری و با پادرمیانی افرادی مثل شهید مهدی عراقی، جلال الدین فارسی مطرح شد. در اولین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مقدمات تأسیس این سازمان در همان محل کمیته استقبال از امام (مدرسه رفاه) با حضور نمایندگانی از سه گروه توحیدی صف، امت واحده و منصورون فراهم شد سپس چهار گروه دیگر یعنی بدر، فلاح، فلق و موحدین به آنها پیوستند. جلسات شورای هماهنگی این سازمان را در آن زمان سلامتی از «امت واحده»، ذوالقدر از «منصورون»، بخشنده از «موحدین»، حسن واعظی از «فلق»، علی عسگری و گاهی حسین فدایی از «بدر» و حسین صادقی و گاهی شهید بروجردی از «توحیدی صف» تشکیل می دادند. این هفت گروه حول محور پیروی از اسلام اصیل و خالص، پذیرش رهبری امام براساس اصل ولایت فقیه با هدف پاسداری، تداوم و گسترش انقلاب اسلامی در ابعاد ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی و بالاخره مقابله با گروه های مخالف انقلاب بالاخص سازمان مجاهدین خلق (منافقین) گرد هم آمده بودند.
مقابله مردمی با فتنه مربوط به بازداشت فرزند مارکسیست آیت الله طالقانی، بر عهده گرفتن فعالیت های اطلاعاتی برای انهدام گروهک تروریستی فرقان، ایفای نقش موثر در شکل گیری تشکیلات کمیته و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و راه اندازی تشکیلات پیش مرگان مسلمان، آموزش نیروهای جهادی افغانستان و حضور در ائتلاف پیروان امام در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی و دفاع از ولایت فقیه در جریان تصویب آن از جمله اقدامات سازمان در اولین ماه های فعالیت بود. مجاهدین انقلاب اسلامی از ابتدا با حمایت از کاندیداتوری بنی صدر در اولین انتخابات ریاست جمهوری مخالفت کرد و در انتخابات اولین دوره مجلس نیز از اعضای تشکیل دهنده ائتلاف بزرگ خط امام بود.
اهداف مشترک اعضای سازمان مجاهدین انقلاب مانع از بروز اختلاف سلایق در ماه های اول فعالیت آن نبود، اختلاف بر سر انتشار یا عدم انتشار بیانیه به مناسبت روز کارگر (به دلیل شائبه همراهی با گفتمان مارکسیست ها) در اردیبهشت 1358، نیز بزرگداشت دکتر شریعتی (با توجه به برخی از دیدگاه های خاص وی) در خرداد همین سال مهمترین موضوعات اختلافی در اولین ماه های فعالیت مجاهدین انقلاب اسلامی بود.
اما مبنایی ترین و لذا تعیین کننده ترین اختلاف از همان روزهای اول موضوع تعیین نماینده امام در سازمان بود که برخی از اعضا مثل محمد سلامتی از ابتدا با آن مخالف بودند. اما به هر حال اکثریت اعضا با آن همراهی کردند. ابتدا شهید مطهری و آقایان انواری، امامی کاشانی، مهدوی کنی، شهید شاه آبادی و راستی کاشانی جزو گزینه های این جایگاه بودند. اما در نهایت و به دنبال شهادت شهید مطهری، امام راحل، آیت الله راستی کاشانی را به عنوان نماینده خود در سازمان برگزیدند. در جریان بروز اختلاف سلیقه بین مدیران کشور بر سر برنامه های اقتصادی تعدادی از اعضای سازمان حامی برنامه های اقتصادی دولت میرحسین موسوی و گروهی دیگر معتقد به نظر جامعه مدرسین و آیت الله راستی کاشانی به عنوان نماینده امام در سازمان بودند، پس از مخالفت امام با تقاضای مخالفان آیت الله راستی کاشانی برای برکناری وی از نمایندگی امام در سازمان آنان به ایده تفاوت بین نظر و حکم نماینده امام روی آوردند و سپس مدعی لازم الاتباع نبودن آیت الله راستی شدند. به دنبال حکم حضرت امام و خروج اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از سازمان مخالفان نماینده امام در اکثریت قرار گرفتند.
اما امام هیچ گاه تلقی آنان از حدود اختیارات نماینده خود را نپذیرفتند و همین امر بود که سبب خروج دسته جمعی جناح مخالف آیت الله راستی از سازمان در سال 1361 شد.

نام:
ایمیل:
نظر: