صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۱۱۸۸۲۷
درباره استفاده از یک نماد بیگانه با هویت ملى - اسلامى در سیما

م. حق گو
نخست) ضعف و ناکامی نظام اجتماعی در ایجاد زمینه ای برای شکل گیری احساس هویت اجتماعی، به احساس بی هویتی اجتماعی و در نتیجه، هویت یابی در قالب گرایش های کنشی و نمادی (ظاهری) به الگوهای بیگانه می انجامد. منظور از هویت اجتماعی، تصور، درک و ارزیابی فرد از خودش در منظر دیگران است. اگر این تصور و ارزیابی، مثبت باشد و فرد احساس کند در منظر دیگران یا جامعه، دارای جایگاه، ارزش و احترام است، احساس هویت اجتماعی مثبت خواهد یافت. در غیر این صورت احساس بی هویتی اجتماعی کرده و در نتیجه از الگوهای نظام اجتماعی خود رویگردان شده و برای جبران بحران بی هویتی اجتماعی خود به الگوهای غیرخودی گرایش پیدا خواهد کرد.
گرایش برخی نوجوانان به الگوهای بیگانه و تبیین آن با احساس بی هویتی اجتماعی نسبت به نظام اجتماعی، تنها در پوشش ظاهر خلاصه نمی شود، بلکه در سطوح مهم تر و حساس تر اندیشه و طرز تفکر، حتی در بین نوجوانانی که در ظاهر گرایشی به غیر ندارند نیز وجود دارد. ریشه همه این بحران ها، بحران بی هویتی و سرگردانی است.
به عبارتی با توجه به این موضوع که مهاجمان فرهنگی به تجربه دریافته اند که برای گشودن زمینه تسلط بر ملت ها باید در وهله اول فرهنگ آن جوامع را دستخوش تحولات مطلوب خود کنند و آن نیز میسر نخواهد شد مگر آنکه ملت ها وابستگی به فرهنگ غیر را بپذیرند و تقلید و پیروی از الگوهای آن را از ضروریات اجتناب ناپذیر زندگی خود بدانند، لذا لازم است که مردم و به خصوص جوانان جامعه هدف، احساس کنند خود چیزی ندارند و یا آنچه دارند بی ارزش و غیر مفید است.
دوم) نماد مظهری است که نشانگر یک اندیشه، شیء، مفهوم، کالا، چگونگی می تواند باشد. در اصطلاح هنری، نماد چیزی است که چیز دیگر را از طریق قیاس یا تداعی نشان دهد؛ مانند رنگ سفید که معمولاً نماد «صلح، صفا، صداقت و معصومیت» است. نماد می تواند یک شیء مادی باشد که شکلش بطور طبیعی یا بر پایه قرارداد با چیزی که به آن اشاره می کند پیوند داشته باشد. شکل گیری نمادها ضرورتا یک روند آگاهانه نیست بلکه می تواند از راه آموزه های الهی، یا مکاشفه و یا براساس تصورات شیطانی و نفسانی به صورت آگاهانه یا در بسیاری از موارد ناخودآگاه صورت گیرد.
گاه نمادها از رویاها نتیجه می شوند یا از آنها تأثیر می پذیرند که این گونه نمادها پر از انرژی روانی و دارای نفوذی جبری و مقاومت ناپذیر هستند. همچنین می توانند بیانگر خیال پردازی های ذهنی، فلسفی و عرفانی باشند. نمادها همچنین یک «تصویر نشانه » هستند که اطلاعاتی را به صورت تصویری و بدون استفاده از کلام ارائه می دهند و در واقع یک علامت هنری و گرافیکی هستند که حقیقت، داستان یا مفهمومی را به شیوه ای بسیار ساده و همه فهم روایت می کنند. بنابراین، نمادها به خودی خود دارای بار معنائی مثبت یا منفی نیستند، یک نماد می تواند مفاهیمی متعالی را بیان کند و یک نماد می تواند مبین، اندیشه های پلیدی باشد. به عبارتی دیگر نمادها به خودی خود پدیده های بد یا خوبی نیستند، بلکه بدان دلیل که حامل پیامی هستند می توانند نمادی خوب و یا نمادی بد و حتی شیطانی باشند.
در واقع نمادها می توانند حامل نشانگر یک آرمان، اندیشه و جریان سیاسی- اجتماعی و یا تاریخی- اسطوره ای، دینی- مذهبی باشند. یکی از مهم ترین عرصه های توجه به نمادها در حوزه مباحث فرهنگی می شود. انواع مکاتب و نحله های فرهنگی و هنری، نمادهائی برای بیان خود دارند. این نمادها، براساس تمایل کهن گرایانه یا تجددگرایانه اصحاب یک نحله فرهنگی-هنری می تواند از تصاویر کهن یا نو بهره مند باشد. جنبش ها و نهضت های فکری- سیاسی نیز از رنگ ها، نمادها و نشان ها استفاده می کنند تا پیروان خود را با آن متمایز و دیگران را به خویش متوجه کنند. نماد یین- یانگ که از دو رنگ ترکیب یافته، مورد علاقه چینیان و دیگر کشورهای شرق دور است. و پیام آن یگانگی جهان همراه با تضاد عناصر است.
سوم) افسانه ها، همواره رابطه مستقیمی با طرز زندگی و فکر مردم داشته اند. به عبارتی افسانه ها از یک سو از طرز فکر، زندگی و نیازهای اجتماعی مردم نشات گرفته و از جانب دیگر این افسانه ها خود بر زندگی اجتماعی، فردی و تنظیم روابط مردم تاثیر داشته اند. بخشی از اساطیر هر دیار به آفرینش آسمان و زمین و ساکنان آن و خاستگاه آنان اختصاص دارد و در چین نیز چنین است. در اساطیر چین، مبدا آفرینش هیولایی به نام »پان گو» که بر گرفته از آثار و افسانه های سده ششم تا سوم پیش از میلاد است. در سیستم های فلسفی چین چون بسیاری از دیگر ملل باستانی، آغاز آفرینش از زایش «نظم» از «بی نظمی» و درهمی است. بنیاد فرمانروایی درست در هم نوایی و هماهنگی آسمان و زمین نهفته است.
در آثار بازمانده از سده سوم پیش از میلاد کائوس یا درهمی و بی شکلی بیش از پیدایی آسمان و زمین چونان تخمی است و هم از این تخم است که «پان گو» زاده می شود. پوسته بالای این تخم که سبک تر است، آسمان و عنصر «یانگ» و پوسته زیرین آن که سنگین تر است، زمین و عنصر«یین» را هستی می بخشد. در این اسطوره دور شدن آسمان از زمین هیجده هزار سال به طول می انجامد و هر روز آسمان سه متر از زمین دور می شود و این سه متر حاصل رشد روزانه«پان گو» است که تن او فضای میان آسمان و زمین را پر کرده است. وقتی که«پان گو» بعد از هیجده هزار سال مرد، همه عناصر طبیعت از تن او پدیدار شد.
در فلسفه چینی واقعیت عبارت است از یک فرآیند تغییر مداوم و پیوسته که تائو (Tao) نامیده می شود. از نظر این فلسفه تمامی پدیده ها یک فرآیند تغییر مداوم یا تائو هستند. اساسی ترین مشخصه تائو دوره ای (پریودیک) بودن آن است. از دیدگاه چینیان باستان و تائوباوران، در همه پدیده ها و اشیاء غیر ایستا در جهان هستی، دو اصل متضاد ولی مکمل وجود دارد. یین و یانگ هر دو چیز متضاد که البته در عین حال با هم هماهنگ و مکمل اند، می باشد. نه یین و نه یانگ هیچکدام بدون وجود دیگری معنایی ندارد و این دو با هم که باشند «یک» را به وجود می آورند. یین در کمترین مقدار خود قرین با یانگ در بیشترین مقدار است و به تدریج که یین زیاد می شود از یانگ کاسته می شود.
از زمان های دور، شکل دایره در نماد یین مظهر تاریکی و یانگ، مظهر نور، در فرهنگ چین مطرح بوده است. این نمودار ترتیب متقارنی از یین، تاریک و یانگ، روشن است. به گفته چوانگ تزو زندگی عبارت است از هماهنگی در ترکیب یین و یانگ. یانگ و یین دو نیروی حیاتی آدمی و نشانه کیفیت های متضادند. یانگ با قدرت مردانه، نشانه سمت چپ و کیفیت های مثبتی نظیر خیر، آسمان ، روز ،بلند ، داغ و اسید و یین یا نیروی زنانه نشانه سمت راست و کیفیت های منفعلی مانند شر، زمین ، شب، کوتاه، سرد و قلیا بود. چینی ها برا این باور بودند که اگر تمام عوامل در تعادل کامل باشند، بدن سالم و آسوده خواهد بود و بیماری محصول عدم توازن میان دو نیروی حیاتی است. بنابراین فلسفه یانگ و یین اولاً یک فلسفه دیالکتیکی است و هستی بر اساس یک تضاد عاشقانه ساخته شده است؛ بر خلاف تضاد هگل که از برخورد یک حالت خصمانه بوجود آمده است. همه هستی دارای یک وجود است. هم به تضاد دیالکتیکی توجه می کند هم وحدت وجودی خود را حفظ می کند. هستی بالذات وحدت دارد اما در حرکت تضاد پیدا می کند.
چهارم) جهان امروز، جهان تصویر است . به عبارتی موثرترین ، کارآمدترین و ماندگارترین شیوه بیان و ارائه اطلاعات به مخاطبان در هزاره سوم، تصویر است و بی شک تلویزیون به دلیل گستره فراگیرش به عنوان یکی از عمده ترین مصادیق تصویر محسوب می شود که امروزه در جهان کوچک شده عصر ارتباطات، به یکی از مهم ترین رسانه های شکل دهنده افکار عمومی بدل شده است. در واقع تلویزیون یک وسیله القاگر و ارتباطی است که با بهره گیری از جادوی تصاویر متحرک به یک پدیده تاثیرگذار در زندگی بشر تبدیل شده است و میزان این تاثیرگذاری نیز رابطه مستقیمی با اندیشه نهفته در لایه های زیرین اثر دارد، هر چه این تفکر ژرفتر باشد میزان تاثیر پذیری و متقابلا تاثیرگذاری آن افزایش می یابد. از همین روست که رهبر معظم انقلاب تاکید فرموده اند:
«رادیو و تلویزیون، یک دستگاه سرگرم کننده نیست؛ یک دستگاه آموزنده است. صدا و سیما در جمهوری اسلامی، باید وسیله ای برای سوق دادن مردم به فرهنگ اسلامی و ابزاری برای معرفت و آشنایی مردم با درخشندگی های اسلامی و انسانی باشد.»
مروری بر ضوابط اجرایی، اهداف و اولویت های رسانه ملی در تولیداتش که هر ساله از سوی کارشناسان فن در این سازمان تهیه و به تایید رئیس سازمان صدا و سیما می رسد، گویای آن است که وظیفه اصلی و به تعبیری علت العلل تاسیس چنین دستگاهی، رشد، تعالی و گسترش باورهای متعالی دین مبین اسلام در جامعه و البته در تمامی عرصه های سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی و ... می باشد و به یقین تحقق چنین اندیشه ای است که می تواند صدا و سیما را در چنان جایگاه رفیعی قرار دهد که معمار کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) از آن با عنوان «دانشگاه» یاد کرد. در حقیقت می توان گفت که مأموریت محوری رسانه ملی مدیریت و هدایت فکر، فرهنگ، روحیه و اخلاق رفتاری جامعه بوده و نقش به سزایی را در آسیب زدایی از فکر و فرهنگ و اخلاق جامعه ایفا می کند.
رهبر معظم انقلاب با توجه به نقش حساس صدا و سیما در تبیین زیر ساخت های فرهنگی جامعه، همواره توجه مسئولان آن سازمان محترم را به حساسیت جایگاهشان جلب می کند چنانچه در مناسبتی فرمودند:«صدا و سیما را واقعاً باید در جهت یک دانشگاه پیش ببریم. بنابراین، صدا و سیما را دانشگاهی برای تدریس اصول اسلام انقلابی بدانید، برداشت ما از صدا و سیما این است. امام که فرمودند(دانشگاه)، آنچه که در این دانشگاه تدریس می شود، عبارت از پیام ها، پایه ها، مفاهیم و درس های اسلام ناب و اسلام انقلابی و اسلام واقعی است. این، آن چیزی است که در صدا و سیما ایده آل است. حقیقتاً بایستی مفاهیم و معارف اسلامی پخش و منعکس بشود. علاوه بر این، صدا و سیما کوشش کند که مردم متدین بشوند. یکی از وظایفی که واقعاً باید آقایان به آن توجه کنند، متدین سازی است. کاری کنید که مستمعان بر اثر صحبت شما، حقیقتاً به صورت عمیق متدین بشود. »
پنجم) متاسفانه گاه به علت کم توجهی مسئولان سیما به مسئله «تهاجم فرهنگی» و «شبیخون فرهنگی» شاهد بروز اتفاقاتی از صفحه کوچک این«جعبه جادو» هستیم که شایسته نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست. به عنوان مثال دو سال پیش بود که به علت شباهت های فراوان و غیرقابل انکار دکور یکی از برنامه های شبانه و پرطرفدار یکی از شبکه های سیما با نمادهای مورد نظر یکی از «فرقه های شیطان پرستی» اعتراضات مردمی تا آنجا افزایش یافت که مسئولان شبکه مورد نظر ترجیح به جلوگیری از ادامه برنامه دادند. اما نکته قابل تاملی که نگارنده را به تحریر این مطالب تشویق کرد، بحث عجیب آرم شبکه اول سیما، شبکه ملی است. با اندکی تامل در دایره میانی آرم شبکه اول به خوبی می توان به شباهت های فراوان این آرم با نماد معروف «یین : یانگ» که در بالا به تفصیل به آن اشاره شد پی برد.
شاید در وهله نخست این اتفاق چندان مهم به نظر نرسد لکن وقتی به بحث گسترش به اصطلاح «عرفان های غیردینی» در جامعه در دهه اخیر و همچنین حساسیت های فراوان رهبر معظم انقلاب نسبت به جلوگیری از گسترش این تفکرات انحرافی در سطح جامعه مراجعه کنیم، دیگر نمی توانیم این حوادث را یک اتفاق ساده فرض کنیم. بی شک در این مقاله قصد متهم کردن شخص و یا اشخاصی در رابطه با این اتفاق را نداشته و نداریم لکن نمی توان از جامعه توقع داشت که نسبت به چنین اتفاقاتی بی تفاوت بود. به عبارت دیگر، سازمانی که به فرموده رهبر معظم انقلاب وظیفه متدین سازی مردم جامعه را بر عهده دارد، حق چنین اشتباهاتی را ندارد. پرسش از رئیس محترم صدا و سیما آن است که در کجا و توسط چه کسی این آرم تصویب شده است.

نام:
ایمیل:
نظر: