بسم الله الرحمن الرحیم
تقریبا به طور همزمان با درخواست مشترک اشغالگران عراق از شورای امنیت برای بازگشت نیروهای سازمان ملل به این کشور و افزایش تعداد این نیروها تا سقف 50 درصد استراتژیست های پنتاگون طرحهای تازه ای برای احیای دیکتاتوری در عراق ارائه کرده اند و آنرا یگانه راه نجات عراق معرفی می کنند!
یک گروه مشاوره به ریاست « مایکل اوپنهایمر » مدیر مرکز امور جهانی در دانشگاه نیویورک در پایان بررسی ها و تحقیقات خود درباره عراق موفق به کشف بزرگی شده و بعنوان جمع بندی دیدگاهها و پیشنهادات خود به بوش کوچک و دستیارانش توصیه کرده است که عراق باید به هر قیمت ممکن به حالت دیکتاتوری سابق باز گردد! این کشف بزرگ از آن جهت اهمیت دارد که شعار اصلی بوش برای اشغال عراق پایان دادن به دیکتاتوری صدام بود. وی به مردم عراق موکدا وعده می داد که این کشور را به « بهشت دمکراسی در خاورمیانه » تبدیل خواهد کرد. بوش حتی پس از سرنگونی رژیم بعثی عراق هم به مردم این کشور قول داد که دوران دیکتاتوری در عراق به سر آمده و آنها دیگر هرگز اثری از دیکتاتوری و خفقان در عراق را شاهد نخواهند بود بلکه ارتش آزادی بخش آمریکا راههای دمکراسی را برای عراق هموار خواهد کرد و چنان فضای دل انگیزی در عراق ایجاد خواهد شد که همسایگان عراق به حال این کشور و مردمش غبطه بخورند.
حدود 5 سال از اعلام وعده های بوش کوچک به مردم عراق می گذرد و بجز قتل و کشتار دستجمعی شهروندان عراقی که حتی درون خانه هایشان هم امنیت ندارند چیز دیگری نصیب آنها نشده است . اکنون گروههای تحقیق دانشگاهی آمریکا همان نسخه های سابق را برای مردم عراق تجویز می کنند و خاطرنشان می سازند که دیکتاتوری بهترین گزینه است !
« مایکل اوپنهایمر » در این زمینه می گوید : « اگر به دنبال راهکاری برای حضور نامحدود آمریکا در عراق و منطقه هستیم یک دولت دیکتاتور سناریوی شماره یک برای عراق است . این تنها راهی است که به آمریکا و انگلیس اجازه می دهد که به ذره ای از منافع مورد نظر خود دست پیدا کند. ما باید فکر کردن درباره چگونگی این امر را آغاز کنیم . »
مدیر مرکز امور جهانی دانشگاه نیویورک ضمن رد خروج زودهنگام نظامیان آمریکائی از عراق اصرار دارد که « طرح ریزی برای روی کار آوردن یک دیکتاتوری در عراق ممکن و شدنی است ولی دستکم به حضور 3 ساله آمریکا در عراق نیاز دارد . »
خوبست یکبار دیگر در اظهارات « اوپنهایمر » دقت کنیم تا دریابیم در محاسبات واشنگتن فقط « منافع مورد نظر آمریکا » اهمیت دارد و سرنوشت و منافع ملی عراق از کوچکترین اهمیت و اعتباری برخوردار نیست . « اوپنهایمر » از اشتیاق روزافزون آمریکا برای یافتن یک « دیکتاتور صفر کیلومتر » سخن بمیان آورده و می افزاید : « اگر شما بتوانید یک فرد مستبد را برای برقراری دیکتاتوری در عراق پیدا کنید احتمالا بایستی آنرا بچسبید و رها نکنید. چون دیکتاتوری محتمل ترین راه نجات عراق است . » لازمست در این آخرین جمله های « اوپنهایمر » نیز قدری تامل کنیم تا دریابیم حتی از دیدگاه مراکز آکادمیک آمریکا هم به دیکتاتوری برای کشورهای جهان سوم بعنوان « راه نجات » می نگرند و حتی بر سر آنها منت می گذارند که بهترین راهکار نجات آنها را کشف کرده اند! کاملا آشکار است که « اوپنهایمر » و دستیارانش در این تحقیق کشف تازه ای نکرده اند بلکه دقیقا همان مطالبی را بازگو می کنند که نومحافظه کاران 5 سال برای جا انداختن آن زحمت کشیده اند تا بلکه یکبار دیگر بعثی ها را بر مقدرات عراق حاکم سازند اما اکنون موفق به این کار نشده اند. البته بعثی ها هم در طول این دوره 5 ساله مرتبا با انجام عملیات انفجاری و جنایتهای چندش آور نشان داده اند که استعدادهای شگرفی برای جنایت و کشتار دارند و بدون ملاحظه نسبت به عواقب قتل عام شهروندان مظلوم عراقی روزانه صدها تن را به قتل می رسانند و اشتهای سیری ناپذیری برای تکرار این روند فاجعه آمیز دارند. البته برای بعثی ها که به کشتار بی حد و مرز بعنوان یک « روش حکومتی » در دوران صدام عادت کرده اند چنین اقداماتی چندان هم غیرمنتظره نیست لکن مسئله اینست که این جنایات چگونه با ادعای آمریکا برای ایجاد بهشت دمکراسی در عراق سازگاری دارد « اوپنهایمر » حتی پاسخ این سئوال را هم می دهد و می گوید اگر ارتش آمریکا 3 سال دیگر به همین روال در عراق حضور نظامی داشته باشد زمینه های استقرار دیکتاتوری جدید فراهم خواهد شد. مسئله کاملا روشن است . اگر مردم عراق 3 سال دیگر شاهد کشتار دستجمعی عزیزان خود باشند خسته خواهند شد و به هر حاکم جنایتکاری که کشتارهایش را متوقف کند رضایت خواهند داد! از دیدگاه محافل آکادمیک آمریکا این بهترین راهکار و در واقع یگانه راه تامین منافع نامشروع آمریکا در عراق است که در پرتو آن آمریکا می تواند به غارت منابع نفت و گاز عراق ادامه دهد و هر فریاد اعتراضی را در گلو خفه کند.
اهمیت و حساسیت این راهکار پیشنهادی « اوپنهایمر » زمانی بهتر مشخص می شود که بدانیم سفارت آمریکا پنتاگون و سیا از همان ابتدای اشغال عراق تاکنون ارتباط تنگاتنگی با گروههای تروریستی در عراق داشته اند و بسیاری از این گروههای تروریستی را خودشان به وجود آورده اند تا با ایجاد « حمام خون » در عراق اوضاع را تعمدا ناامن جلوه دهند و تداوم حضور نظامی اشغالگران در عراق را قابل توجیه نماید.
موضوع مهم دیگر اینکه نسخه جدید « اوپنهایمر » حتی با رویاهای رژیم های مرتجع عرب نیز کاملا سازگاری دارد و موضوع تجدید حاکمیت « بعث بدون صدام » را بعنوان « یگانه راهکار نجات عراق » ! معرفی می کند. این در واقع بازگو کردن آرزوی رژیم های مرتجع عرب به زبان آکادمیک است که ثابت می کند آمریکا در سرنگونی صدام اشتباه کرده و با احیای شبکه جهنمی بعثی ها و باز گرداندن آنها به قدرت بایستی اشتباهش را جبران کند و توسط بعثی های شرور عراق را نجات دهد! از همان ابتدا روشن بود که اشغالگران به چیزی جز منافع نامشروع خود نمی اندیشند. بوش با شعارهای عوامفریبانه اش سعی داشت زمینه های تسلط آمریکا و صهیونیست ها بر عراق را فراهم کند ولی حتی یک مورد از وعده هایش را هم عملی نکرد و امروز به مردم عراق با لحن تحقیرآمیزی اعلام می کند که لیاقت چیزی بجز دیکتاتوری را ندارند و راه نجات آنها همان حاکمیت بعثی های شرور است ! البته این آرزوی بوش و دستیارانش برای حفظ سلطه بر منابع نفت و گاز عراق است ولی بعید نیست که بوش حتی این آرزو را هم درست همانند سایر آرزوهای برباد رفته اش برای خاورمیانه بزرگ و حفظ برتری اسرائیل برای همیشه به گور ببرد چون حتی امروز هم به نجات عراق نمی اندیشد و فقط در فکر غارت منابع نفت و گاز عراق است .