حمله مسلحانه اخیر یک فرد ناشناس به کلیسایى در ایالات متحده آمریکا حکایت از گسترش دامنه خشونت به اماکن مذهبى در این کشور دارد. در این حادثه فرد مسلح ناشناسى پس از ورود به کلیسایى در ایالت «میسوری» به سوى حاضران در کلیسا تیراندازى کرد که در نتیجه آن کشیش و دو نفر از عبادتکنندگان جان باخته و 5 نفر دیگر مجروح شدند.
مسلما این بار «بوش» و همراهانش نمىتوانند حادثه را به عوامل القاعده و طالبان نسبت دهند! میان حادثه تیراندازى دانشگاه ویرجینیا و حادثهاى که در کلیساى میسورى رخ داد فاصله چندانى وجود ندارد. «خشونت»در داخل آمریکا تبدیل به «جزئى درونی»در کلیه مناسبات مذهبی، علمی، اجتماعى و اقتصادى شده است. هرچند که شبکههاى تلویزیونى و رسانههاى آمریکایى سعى دارند بر روى این واقعیت سرپوش بگذارند، اما خروجىهاى این خشونت کنترل نشده خود را به عناوین مختلف بروز مىدهد.
طى سالهاى اخیر خشونت در آمریکا به علل مختلفى افزایش یافته است. حضور فردى افراطى وابسته به ایالت تگزاس در راس معادلات سیاسى کاخ سفید، بروز جنگ افغانستان و عراق، حضور فعال کارخانههاى اسلحهسازى در سیاست خارجى واشنگتن و تقویت لابىهاى صهیونیسم بینالملل موجب شدهاند تا چهره سیاسى و اجتماعى آمریکا به چهرهاى خشن و غیرقابل انعطاف تبدیل شود.
بوش، چنی، رامسفلد، جان بولتون و دیگر جنایتکارانى که جنگ عراق را طرح ریزى و اجرا نمودند، جملگى افرادى هستند که خود را فرزندان کلیسا و مذهب مىدانند. از همان ابتداى سال 2000 میلادى مشخص بود که محصول تلفیق عقاید مضحکانه نومحافظهکاران با خشونت میلیتاریستى تاثیر مستقیمى بر مناسبات جامعه آمریکا خواهد گذاشت.
امروزه «تروریسم واقعی» خود را در آمریکا به معرض نمایش گذاشته است. کاخ سفید پس از انفجار برجهاى دوقلوى نیویورک که با همراهى پشت پرده سیا، موساد و القاعده صورت پذیرفت، سعى داشت تا کشورهاى خاورمیانه را به عنوان کانون صدور تروریسم در جهان معرفى نماید اما اینک «تروریسم واقعی» در آمریکا خود را در دانشگاهها، کلیساها، مدارس وخیابانها بروز داده است. مسلما وحشتى که از این نوع تروریسم منتج مىشود نیز واقعى و دامنهدار است.
وحشتى که سیاستمداران و کمپانىهاى فیلمسازى درآمریکا عاملان اصلى ایجاد و گسترش آن به شمار مىآیند.