در حالى که بوش و همراهانش در اردوگاه نومحافظه کاران ایالات متحده آمریکا همچنان به راهبردهاى نادرست خود در عراق ادامه مى دهند،بسیارى از دموکراتها و جمهوریخواهان سنتى از”خروج از عراق”به عنوان تنها راه فرار از باتلاق عراق سخن مى گویند.البته با وجود افرادى مانند دیک چنى در کنار بوش،به سختى مى توا ن پیش بینى کرد که این خروج تا آخر سال 2008 میلادى صورت گیرد.همین مسئله سبب افزایش نگرانى ها و تردیهاى کبوترها و برخى از بازها شده است.بدیهى است که ادامه حضور نیروهاى آمریکایى در عراق مترادف با وسعت دامنه شکست کاخ سفید در بغداد است.از این رو دولتهاى بعدى آمریکا اعم از جمهوریخواهان و دموکراتها با عواقب و تبعات به مراتب سخت ترى رو برو خواهند شد.
هم اکنون بسیارى از تئوریسینهاى آمریکایى معتقدند که “خروج از عراق”تنها راه حل پیش روى نومحافظه کاران محسوب مى شود.مطابق آخرین نظرسنجىها، ملت آمریکا نیز خواستار خروج هرچه سریعتر نیروهاى خود از عراق هستند.استیصال آمریکا در عراق به مرحله اى رسیده است که دیگر نمى توان با استناد به تفکرات کهنه و مضحکانه نومحافظه کاران آن را توجیه نمود.دیگر تیم دونفره بوش-چنى همانند دوران انتخابات سال 2004 در مقابل تیم ناکارآمد کری-ادواردز قرار نگرفته اند!بلکه امروز واقعیات آمریکا و عراق هستند که کاخ سفید را به زانو در آورده اند.
روزنامه اسپانیایى “الپاییس” در یکى از تازه ترین شماره هاى خود با “مستاصل” توصیف کردن آمریکا مى نویسد:«اقدام جدید آمریکا و انگلیس براى تصویب قطعنامهاى در شوراى امنیت سازمان ملل براى ارزش نهادن دوباره به نقش سازمان ملل، اقدامى دور از واقعیتهاى جارى است.بوش که از روند بىجهت اوضاع عراق، روحیه شهروندانش و شورش تدریجى کنگره کلافه شده است، در جستجوى راه برون رفت از وضعیتى است که دهها هزار سرباز آمریکا یىنیز نمىتوانند اقدام چندانى براى پیشگیرى از یک جنگ داخلى کامل در عراق انجام دهند.آمریکا که در روز نخست تهاجم به عراق، سازمان ملل را کنار زده بود، اکنون بخاطر منافع خود و شکست در عراق به تقویت نقش این سازمان در آن کشور علاقهمند شده است، اما این فقط یک سراب خواهد بود چون سازمان ملل چیزى بیش از یک سازمان ضعیف و ناتوان در جهنم عراق نیست.خشونت بىسابقه روزانه در این کشور عرب مورد تهاجم قرار گرفته با هزاران کشته در هر ماه، اجازه هر گونه شیرین زبانى را از بغداد و شخص بوش، رئیسجمهورى آمریکا در مورد بهبود فرضى اوضاع گرفته است.
اقداماتى که از بهبود اوضاع خبر دهد، بسیار اندک است، بویژه پس از آنکه آمریکایىها به تازگى کشف کردند که بیش از یکصد هزار قبضه سلاح تهاجمى وهشتادهزار تپانچهاى که واشنگتن به نیروهاى امنیتى عراق در سالهاى 2004و2005میلادى واگذار کرده بود، ناپدید شده است.
آنچه دموکراتها و جمهوریخواهان ایالات متحده آمریکا بر سر آن اختلاف دارتد،نحوه خروج کاخ سفید از عراق است.اگرنه در کلیت این مسئله میان دوحزب اصلى آمریکا نوعى تفاهم نانوشته وجود دارد.جنگ عراق ،با توجه به اینکه در ابتداى هزاره سوم و در منطقه حساس و استراتژیک خاورمیانه رخ داده است،دامنه شکستى به مراتب گسترده تر از جنگ ویتنام دارد.هم اکنون کاخ سفید مدیر برنامه هاى خود در عراق نیست و همانند تخته اى سرگردان در میان امواج دریا غوطه ور شده است.بوش و چنى دیگر در مرحله اى قرار ندارند تا بتوانند جنگ عراق را مدیریت نموده و با افزایش نیروها یا مهمات در بغداد و تقویت سلفیها و نیروهاى القاعده از وسعت دامنه بحران عراق بکاهند.هم اکنون آمریکا درمقابل یک راه حل وتنها یک راه حل قرار گرفته است که چاره اى جز تن دادن به آن ندارد.«خروج از عراق»ممسئله اى نیست که بتوان از آن به عنوان یک انتخاب یا استراتژى نام برد،بلکه اوضاع کنونى عراق آن را به یک الزام تبدیل نموده است.
در نهایت اینکه خروج از عراق باید بزودى صورت گیرد.در غیر این صورت دامنه شکست آمریکا در عراق به اندازه اى وسیع خواهدشد که کنترل آن از دست جمهوریخواهان و حتى دموکراتها خارج خواهد شد.البته در صورتى که بوش وچنى در همین لحظه نیز تصمیم به خروج از عراق بگیرند،با تبعات و عواقبى به شدت وحشتناک و وسیع رو برو خواهند شد.تبعاتى که گریبانگیر جمهوریخواهان جنگ طلب، دموکراتها ى پرادعا و ملت آمریکا خواهد شد.