در هفته گذشته، آمریکا مانوری را به همراه 25 کشور دیگر با نام «لبه حمله» در خلیج فارس آغاز کرد. در این مانور 5 کشور انگلیس، ایتالیا، فرانسه، استرالیا و بحرین نیز در مانور شرکتی مستقیم دارند و 19 کشور دیگر همچون روسیه، ژاپن، کره جنوبی، عربستان سعودی، کویت، امارات، عراق و قطر، ناظرانی را به این مانور فرستاده اند.
از سال 2003 یعنی آغاز شکل گیری «طرح منع گسترش سلاح های کشتار جمعی»، 80 کشور عضو این ائتلاف تاکنون 23 مانور نظامی برگزار کرده اند اما این برای نخستین بار است که این مانور در خلیج فارس به اجرا در می آید و کشورهای عربی در آن نمایندگان و ناظرانی دارند.
«رابرت جوزف» معاون وزارت خارجه آمریکا در امور کنترل و امنیت درباره این مانور گفته است: این تمرینی است برای محک زدن توانایی ها برای رهگیری نقل و انتقالات غیرقانونی. هدف از این مانور رهگیری شناورهایی است که محموله هایی برای برنامه های هسته ای حمل می کنند و مقصدشان کشوری است که در منطقه نسبت به گسترش سلاح های هسته ای نگرانی ایجاد کرده است.
آمریکائیان در سال 2003 و با استناد به طرح منع گسترش سلاح های کشتار جمعی، اقدام به رهگیری شناورهایی نمودند که از طریق دریای مدیترانه برای لیبی کالا حمل می کردند. در آن سال ناوهای آمریکایی با توقیف یک کشتی تجاری به نام بی.بی.سی اقدام به بازرسی کالاهای آن کردند تا تعداد قابل توجهی سانتریفیوژ که از اروپا به مقصد طرابلس بارگیری شده بود را کشف و ضبط نمایند. پس از این واقعه بود که دولت بوش در استراتژی امنیت ملی خود سرفصلی را به (PSI) اختصاص داد و همواره از 80 کشور عضو این ائتلاف به عنوان بازوان آژانس بین المللی انرژی اتمی و سازمان ملل نام می برد.
نکته قابل توجه در مانور لبه حمله آن است که در 32 مانوری که قبل از این برگزار شده، مانورها بدون اعلام قبلی و به صورت مخفی انجام می گردید و این برای اولین بار است که رسانه های غربی از این مانور خبر و گزارش ارسال می نمایند.
به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران بین المللی، هدف از برگزاری این مانور که استقبال چندانی از سوی کشورهای خلیج فارس از آن به عمل نیامد و به جز بحرین، کشورهای دیگر تنها یکی- دو نظامی ارشد خود را به عنوان ناظر به این مانور گسیل داشتند، تقویت موضع جمهوری خواهان در انتخابات میاندوره ای پارلمان آمریکا می باشد. به عبارت دیگر، پس از آنکه دمکرات ها در تبلیغات انتخاباتی خود از به انزوا کشیده شدن ایالات متحده در صحنه بین المللی سخن گفته و اعلام نمودند که این کشور در بحران عراق و افغانستان و ممانعت از فعالیت های هسته ای ایران، از کمترین توفیقی برخوردار بوده است، برگزاری این مانور همراه با تهیه پیش نویس قطعنامه تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران می تواند حامل این پیام باشد که ایالات متحده هنوز در صحنه جهانی دارای قدرت و اعتبار و از موضعی مقتدرانه در صحنه کنترل فعالیت های هسته ای کشورهای رقیب فعالیت دارد.
پیام رزمایش ایران
سه روز پس از آغاز مانور PSI، جمهوری اسلامی ایران برای سومین بار در سال جاری، رزمایش گسترده و فراگیر پیامبر اعظم (ص) را با شیلک دهها فروند موشک های شهاب 2 و 3، اسکاد- B، ذوالفقار 73، فاتح 110 و3z آغاز کرد. بارش مداوم موشک های ایرانی که به گفته کارشناسان غربی برخی از انواع آن با برخورداری از کلاهک های نظامی از مرز 3 هزار کیلومتر هم گذشته اند، باعث گردید تا مانور آمریکا و 5 کشور دیگر، تحت الشعاع رزمایش ایران قرار گیرد.
شدت و دقت موشک های ایرانی در اولین روز رزمایش به گونه ای بود که کشورهای غربی به ویژه آمریکا با نگرانی و اضطراب خاصی اخبار و تصاویر مربوط به این رزمایش را پیگیری کردند تا جایی که کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا در اولین ساعات شروع، آن را نه مانور بلکه عملیاتی واقعی خواند و گمان کرد ایران دست به عملیاتی پیش دستانه زده است. از این رو با نگرانی گفت: «ایران باید بداند اگر بخواهد اقدامی نظامی علیه ما انجام دهد باید بهای آن را بپردازد.»
این نگرانی بلافاصله به رسانه های غربی و منطقه خلیج فارس هم سرایت کرد و شبکه های تلویزیونی بی.بی.سی، الجزیره، العربیه و روزنامه های منطقه ای الشرق الاوسط، الزمان، الخلیج، الرأی العام و سایت خبری العرب آنلاین، مانور ایران را اقدامی جنگی و پیش دستانه معرفی کردند و در عین حال جمهوری اسلامی ایران را دعوت به خویشتنداری بیشتر نمودند. از جمله شبکه تلویزیونی العربیه وابسته به حکومت عربستان سعودی، بلافاصله پس از آزمایش موفقیت آمیز موشک های شهاب 3 ایرانی که با کلاهک های خوشه ای پرتاب شده بودند، از ایران خواست صبر و مدارای بیشتری از خود نشان دهد و بر این نکته تاکید کرد که مانور نظامی ایران، غلتیدن به سمت نوعی رویارویی حتمی میان دو کشور ایران و آمریکا نیست زیرا هر دو طرف درک می کنند که معادله ضرر و زیان، هیچ یک از آنان را استثناء نمی کند.
همچنین سایت خبررسانی «العرب آنلاین» برگزاری چنین مانوری را توسط ایران امری طبیعی دانست و نوشت: «ایران به اذعان بسیاری از مجامع و قدرت های بین المللی، قدرت برتر و مسلط منطقه خاورمیانه است و برگزاری چنین مانوری حتی اگر بخواهیم آن را به نوعی «نمایش قدرت و اقتدار» بنامیم، از ناحیه چنین کشور مقتدری، امری طبیعی و حق ذاتی آن دولت و ملت است.
برخی تحلیل گران منطقه ای با اشاره به وقت شناسی ایران در برگزاری دومین رزمایش پیامبر اعظم (ص) یادآور شدند که ایران با برگزاری این مانور سنگین در تنگه هرمز و آب های دریای عمان نشان داد که می تواند نقشه عملیات چند جانبه آمریکا را خنثی کند. علاوه بر آن این ظرفیت و پتانسیل در نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد که اسباب نگرانی عمیق کشورهایی که برای تحت فشار قرار دادن ایران «همگرا» شده اند را مهیا نماید تا جایی که رئیس ستاد ارتش روسیه، واکنش کشورش به آزمایش موشکی ایران را به سمت گیری موشک های ایرانی منوط کرد و گفت: «همه چیز بستگی به این دارد که موشک های شهاب 3 به چه سمتی نشانه گیری شود.»
واکنش ها به شهاب باران آسمان منطقه
اما نکته قابل تأمل در اوج مانور موشکی ایران، آرامش و اطمینان خاطری بود که بر دولت ها و ملت های منطقه خاورمیانه حکفرما بود. برخی رسانه های عربی منطقه در اوج آزمایش های موشکی ایران و شلیک پرحجم 15 نوع موشک در حساس ترین نقطه خلیج فارس به صراحت نوشتند که شلیک های ایران منطقه را آرام می کند چرا که سبب انزوای جنگ افروزان و اسلحه سالاران می شود. روزنامه الخلیج در تحلیلی نوشت: پیام موشک های شهاب 3 ایرانی برای زیاده خواهانی بود که هزاران کیلومتر دورتر از منطقه قرار گرفته اند». همچنین روزنامه کویتی الرای العام نوشت: «در این مانور ایران مالکیت خود را بر تنگه هرمز به اثبات رساند. حضور بی دلیل برخی کشورهای بیگانه در آبهای خلیج فارس و دریای عمان، مقامات نظامی این کشور را واداشت تا پیام روشنی برای بیگانگان ارسال نماید. ایرانیان با بکارگیری انواع تجهیزات بومی و پیشرفته خود به جهانیان نشان دادند که آماده دفاع کامل و همه جانبه از مرزهای کشورشان هستند.»
اما اظهار نظر برخی مقامات سیاسی و نظامی کشورهای عربی منطقه به ویژه رسانه های آنها هم در نوع خود جالب توجه و تأمل بود. مقامات و رسانه های این کشورها که تا مدتی قبل، کوچکترین مانور ایران را در منطقه باعث سلب امنیت و آرامش ساکنان آن می دانستند، در روزهای اخیر تقریباً یکصدا اعلام کرده اند در حالی که کشورهای غربی در آبهای منطقه دست به مانورهای نظامی می زنند، این حق ایران است که نیروهای نظامی خود را به حال آماده باش و آماده دفاع در برابر هرگونه تهاجم احتمالی بنماید.
اعلام این گونه مواضع در عین حال گویای یک واقعیت دیگر هم در عرصه تعاملات بین المللی است و آن این که جمهوری اسلامی ایران ضمن حرکت در مسیر موازین حقوقی و بین المللی به جهانیان اعلام می کند که نباید حق این ملت را در نمایش توانایی ها و اقتدارش نادیده انگارد. وقتی مقامات اسرائیلی با صراحت از عدم توانایی خود در مواجعه با توان موشکی ایران خبر می دهند و رایس از ایران می خواهد مانور خود را به عملیات تبدیل نکند، جهانیان فهمیدند که موضوع هرگونه تهاجمی به ایران نمی تواند در دستور کار قرار گیرد چرا که قدرت های نظامی مخالف ایران، اینک با قدرتی باید دست و پنجه نرم نمایند که کوبندگی و مهارناپذیری آن شهره عام و خاص شده است.
پایان برتری نظامی آمریکا در قرن 21
چند روز پیش از آغاز مانور PSI، یک تحلیل گر برجسته امور بین المللی در کانادا به مقامات آمریکایی هشدار داد که هر گونه درگیری نظامی از جانب آمریکا با ایران، می تواند به برتری نظامی آمریکا در قرن بیست و یکم پایان دهد. «ویلیام بیلی» عضو ارشد مرکز تحقیقات جهانی سازی در مقاله ای که بازتاب وسیعی در رسانه های آمریکایی داشت با اشاره به شکست های پیاپی آمریکا در مواجهه با انقلاب اسلامی ایران یادآور شده بود که ایران لقمه ای نیست که به راحتی از حلقوم آمریکا عبور نماید. این لقمه ممکن است گلوگیر شود و برای همیشه به برتری های نظامی، سیاسی و اقتصادی آمریکا در قرن 21 پایان دهد.
اما نمایش توانمندی های نظامی ایران در سال های اخیر به ویژه در بخش موشکی باعث گردیده است تا استراتژیست های آمریکایی، استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن بیست و یکم را به گونه ای دیگر تنظیم نمایند. در مقدمه سند استراتژی آمریکا آمده است: «تهدیدهای جدید با آنچه به لحاظ تاریخی با آنها خو گرفته ایم همانند ارتش های بزرگ و تا بن دندان مسلح و در حال پیشروی و موشک های کوه پیکر آماده پرتاب تفاوتی چشمگیر دارند. این تهدیدها می توانند کاملاً نقطه ای باشند مانند حمله به شهرها و زیرساخت های اقتصادی آمریکا یا رویارو شدن با دشمنی کاملاً ناشناخته و مرموز در سرزمین ناآشنا، جایی که شما حریف را نه می بینید و نه می شناسید. امروزه بخشی از توان نیروهای مخالف آمریکا معطوف جنگ های چریکی و نبردهای نامتقارن گردیده که می توانند میزان آسیب رسانی به ارتش های کلاسیک و حتی مجهز را تا حدود بسیاری بالا ببرند. شاید به تعبیری بتوان پایان دوران جنگ های بزرگ با مقیاس های وسیع را اعلام کرد چرا که تجهیزات مینیاتوری و شیوه های نامتقارن و غیرعامل تأثیراتی بنیادین بر صحنه های نبرد از خود برجای گذاشته اند.»
از سوی دیگر گسترش بی رویه آمریکا در منطقه خاورمیانه و کشورهای همجوار ایران، این فرصت مغتنم را در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار داده است تا بیش از هر زمان دیگر، با اتکا به نفس بیشتری در صحنه های رویارویی حاضر شود. علاوه بر آنکه این حضورهای بی منطق، در شکل گیری خیزش های مردمی و برخاستن موج بیداری به ویژه در کشورهای اسلامی تأثیرات شگرفی بر جای گذاشته است. از این روست که استراتژیست هایی همچون کیسینجر، برژینسکی، ریچارد هاوس و جیمز بیکر، سیاست های منطقه ای بوش در خاورمیانه را باعث گسترش نفوذ انقلاب اسلامی ایران بر شمرده اند و یادآور شده اند تداوم این سیاست ها باعث گردیده تا آمریکایی ها فقط چون شیران پیر و فرتوت بغرند و یال و کوپال تکان دهند.
شاید این سوال به صورت جدی در اذهان بسیاری از خوانندگان شکل گرفته باشد که مگر چه اتفاقی افتاده که آمریکائیان این همه به ضعف و سستی دچار شده اند؟ در حالی که روز به روز تجهیزات نظامی پیشرفته تر و بودجه های کلان تری را به بخش نظامی خود اختصاص می دهند؟ پاسخ این سوال را گزارش موسسه آمریکایی «اینترپرایز» که مرکز تجمع استراتژیست هایی آمریکایی است به روشنی داده است. در بخشی از گزارش این موسسه که ارکان راهبری دولت آمریکا را تدوین و ترسیم می کند، درباره ظرفیت های بالقوه و بالفعل جمهوری اسلامی ایران آمده است: «اگرچه در رویکرد نظامی گرایانه آمریکا، جمهوری اسلامی ایران یک هدف کانونی و استراتژیک به حساب می آید اما شکل گیری یک پایگاه مردمی، پیش نیاز آمریکا برای هر نوع اقدام فراگیر علیه ایران است و تا زمانی که آسیب های داخلی در امتداد تهدید بیرونی قرار نگیرد، عملیات نظامی علیه یک کشور، کارساز نخواهد بود. تأملی بر اوضاع داخلی و محیط امنیتی ایران نشان می دهد که مولفه های امنیتی این رژیم در الف- بخش حکومتی، ب- وحدت و انسجام ملی و ج- محیط بین المللی به شدت بازسازی و تقویت شده است و دیگر نمی توان با کشوری که از حیث وسعت سرزمین، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه به قدرتی برتر تبدیل شده، یورش نظامی برد. ایرانی ها در فعالیت های چریکی و به راه انداختن جنگ های نامتقارن مهارت زیادی دارند و به سختی پاسخ حملات ما را می دهند. آنها اگر می خواستند می توانستند در عراق جنگ بزرگی علیه ما راه بیندازند که می توانست بسیار وحشتناک باشد. بنابراین پیش از آنکه تصویر روشن تر اطلاعاتی درباره برنامه هسته ای ایران داشته باشیم و گزینه های دیگر یعنی گزینه های دیپلماتیک و مسیر چند جانبه دیپلماسی را پیموده باشیم، نباید به فکر تهاجم نظامی ولو به صورت گزینشی به کشوری باشیم که اولاً هیچ تضمینی در عدم گسترش این بحران به خارج مرزهای ایران وجود ندارد و ثانیاً پایان این جنگ معلوم نیست که در دستان ما باشد. باید از پیروزی قاطع نظامی در هر جنگی مطمئن بود و آنگاه پای در میدان معرکه گذاشت.»
و در تکمله این گزارش، زبیگنیو برژینسکی در گفتگو با روزنامه آمریکایی واشنگتن پست به مقامات آمریکایی یادآور شد: «من از حمله به ایران به عنوان پایان دهنده نقش آمریکا در جهان می نگرم. عراق ممکن است پیش نمایشی از پایان نقش آمریکا در جهان باشد. اما اگر سربازان آمریکایی سریع تر از آن کشور خارج شوند این مسئله قابل ترمیم است. اگر جنگی با ایران آغاز شود ما برای 20 تا 30 سال درگیر ماجرا خواهیم بود و موقعیت جهانی خود را از دست خواهیم داد در حالی که دنیا هم ما را محکوم می کند. بوش نشان داده که در آغاز جنگ خوب عمل می کند اما تدابیری برای خاتمه آن ندارد و درگیری با ایران از این قاعده مستثنی نیست. اگر کلید پایان جنگ در دستان ایران باشد چه می توان کرد؟»
کمربندها را محکم بسته ایم
اما پیام دومین مرحله از رزمایش پیامبر اعظم(ص) را پیش از هر کس دیگر، وزیر خارجه آمریکا و وزیر جنگ رژیم صهیونیستی دریافت کردند که در اولین ساعات شلیک موشک های ایرانی، آن را نمایش قدرت و اثبات توانایی های جمهوری اسلامی ایران در حراست از مرزهای کشور معرفی کردند. اگرچه این اظهار نظر مرعوبانه باعث گردید تا ساعاتی بعد به «شان کورمک» سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده مأموریت دهند که خبرنگاران را جمع کرده و بگوید ما چیز خاصی در مورد تمرین های نظامی ایران نمی بینیم.
پیام دیگر رزمایش 10 روزه ایران، یادآوری این نکته محوری به سردمداران شورای امنیت و صاحبان حق وتو است که در مسیر فعالیت های هسته ای خود آماده دفاع همه جانبه از حقوق ملت خود هستیم و در مسیر پیش نویس های ارائه شده به شورای امنیت حتی اگر به یک درگیری جدی و همه جانبه منتهی شود، ما آماده رسیدن به آن نقطه نهایی هستیم. ما فرزندان و دست پروردگان آن امامی هستیم که به ما فرمان داده کمربندها را محکم ببندیم. همو که فرمودند: «مسلمانان جهان با همراهی نظام جمهوری اسلامی ایران عزم خود را جزم کنند تا دندان های آمریکا را در دهانش خرد کنند و نظاره گر شکوفایی گل آزادی و توحید و امامت جهان نبی اکرم (ص) باشند. دنیا اگر خودش را آماده بحران نفت و به هم خوردن همه معادلات اقتصادی و تجاری و صنعتی کرده است، ما هم آماده ایم و کمربندها را محکم بسته ایم و همه چیز برای عملیات نهایی آماده است.»