قاسم غفوری آمریکا که در دوران اوباما مانند دوران بوش، رئیس جمهور سابق به سیاست های خصمانه خود علیه ایران ادامه می دهد ، پس از گزارش محمدالبرادعی، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران و نیز ارائه بسته پیشنهادی ایران به گروه 1+5 از آمادگی خود برای ورود به مذاکره با ایران در قالب نشست 1+5 خبر داد. واشنگتن همچنین ویلیام برنز، معاون سیاسی وزیر خارجه خود را به عنوان نماینده در این مذاکرات معرفی کرد.این رویکرد آمریکا که با تبلیغات گسترده ای همراه بوده در حالی صورت گرفته که در حاشیه آن چند نکته قابل توجه است. 1)این حقیقت انکار ناپذیر است که آمریکا برای خروج از بحران های جهانی خود بویژه در افغانستان ، عراق و روند صلح خاورمیانه نیازمند ظرفیت های ایران است، چنانکه به رغم فعالیت های گسترده افرادی مانند هالبروگ، نماینده آمریکا در امور افغانستان و پاکستان و نیز جرج میچل در امور خاورمیانه ، آمریکا هنوز به موفقیتی در این عرصه ها دست نیافته است.چنانکه بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند آمریکا برای فرار از این بحران ها و حتی احیای جایگاه خود در خاورمیانه و کل جهان اسلام به ظرفیت های ایران نیاز دارد و باید پذیرنده قدرت منطقه ای ایران باشد. 2)برخی از ناظران سیاسی تأکید دارند که هرچند آمریکا برای حل چالش های خود به ایران نیاز دارد اما در حاشیه این گرایش به دنبال اهداف دیگری نیز می باشد . با توجه به جو تبلیغاتی آمریکا در عرصه منطقه ای ، واشنگتن با برجسته سازی گرایش به ایران تلاش دارد همچنان سیاست ایران هراسی را در میان اعراب حفظ و آنها را به روند سازش با رژیم صهیونیستی و حتی همکاری در امور افغانستان (عدم حمایت از طالبان و القاعده ) وادار سازد. آمریکا همچنین با رویکرد به پرونده هسته ای ایران وانمود می کند که مقابله با ایران مهمتر از تحولات فلسطین و تهدیدات رژیم صهیونیستی است تا ضمن انحراف افکار عمومی از تحولات فلسطین بویژه ادامه محاصره غزه و توسعه طلبی صهیونیست ها در کرانه باختری و بیت المقدس خدمتی دیگر به صهیونیست ها ارائه کند. در نهایت آمریکا تلاش دارد تا پرونده ایران را به روند صلح خاورمیانه مرتبط ساخته تا از این طریق به اعمال فشار علیه ایران بپردازد. 3)مسئله دیگر تقارن نشست گروه1+5 با نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد و تلاش آمریکا برای به نمایش گذاشتن تغییراتی در سیاست های خود بر اساس شعار تغییر اوباما است. به عبارت دیگر آمریکا با تحرکاتی نظیر طرح صلح خاورمیانه ، رویکرد به مذاکره با ایران ، عقب نشینی ظاهری از طرح سپر موشکی ، انتشار ادعاهایی مبنی بر اعطای 20 بوئینگ به ایران در ازای دارایی های بلوکه شده ایران در آمریکا ، اعلام کمک به کشورهای آفریقایی و .. تلاش دارد تا به اصطلاح چهر ه ای بشر دوستانه از خود به نمایش بگذارد تا در لوای آن بتواند به اجماعی جهانی برای رسیدن به اهداف خود حتی در مقابله با ایران دست یابد. 4)آمریکا در حالی به ایران روی آورده که در حاشیه آن همچنان سیاست چماق و هویج را اجرا می کند. ادامه دخالت در امور داخلی ایران به بهانه دموکراسی ، تأکید بر افزایش تحریم ها در صورت عدم همکاری ایران با گروه1+5 ، اصرار بر بازگشایی پرونده هسته ای ایران در نشست مذکور در حالی که ایران این پرونده را بسته شده اعلام کرده ، تلاش تبلیغاتی برای تهدید نشان دادن ایران برای صلح جهانی ، فعالیت های گسترده دیپلماتیک در عرصه جهانی بویژه در آفریقا و آمریکای لاتین برای تحت الشعاع قرار دادن منافع ایران ، اجرای تبلیغات گسترده برای تخریب چهره چین و روسیه در میان ملت ایران و حتی آمریکای لاتین برای دور ساختن آنها از ایران و همسو شدن آنها با غرب علیه ایران و.. .نشانگر تکرار مواضع خصمانه آمریکا در برابر ایران است. آنها برای رسیدن به اهداف ضد ایرانی خود حتی از عقب نشینی خود از طرح سپر موشکی در اروپای شرقی خبر داده اند، در حالی که هدف از این اقدام را همسو ساختن روسیه با خود علیه ایران عنوان کرده اند که با واکنش منفی مسکو مواجه شده است. نکته قابل توجه آنکه آمریکایی ها از زمان روی کار آمدن اوباما همواره تأکید کرده اند که هدف آمریکا از مذاکره سوق دادن ایران به سه اصل تعلیق فعالیت های هسته ای ، عدم حمایت از آنچه آنها تروریسم می نامند و خودداری از مقابله با رژیم صهیونیستی می باشد و اکنون نیز این عبارات را تکرار می کنند، چنانکه هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا در آخرین موضع گیری در قبال نشست 1+5 بر این امور تأکید کرده است. در نهایت می توان گفت که هرچند رویکرد آمریکا به ایران برگرفته از ناتوانی آنها در برابر اراده ملت ایران و نیازشان به ظرفیت های منطقه ای و جهانی ایران است اما آنها برآنند تا با جوسازی های تبلیغاتی و نیز ایجاد هزینه برای تهران نظیر دخالت در امور داخلی ایران ، تهران را به پذیرش خواسته های خود وادار سازند.آنچه مسلم است آمریکا به دلیل بحران های داخلی و خارجی به ایران نیاز دارد اما چون به سیاست زور و تهدید عادت کرده اکنون نیز سعی دارد با همان دیدگاههای دوران بوش با محوریت هویج و چماق به اهداف خود دست یابد. اقداماتی که در گذشته شکست آنها اثبات شده و اکنون نیز پایداری ملت ایران شکست دیگری را متوجه آمریکا خواهد کرد.