صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۱۲۰۸۱۱

نویسنده: عبدالباری عطوان
مترجم: محمدجواد گودینی

نبردهای خونینی در منطقه «صعده» و در مرزهای یمن میان نیروهای حکومتی که مجهز به هواپیما، تانک و... هستند و جنبش شیعی «حوثی» که خواهان بازگشت حکومت امامی و شیعی می باشند، در جریان است.
این درگیری ها چند سال است که در جریان بوده و هفته های اخیر به مرحله ای بسیار خطرناک رسیده است، به طوری که گزارشات حاکی از کشته شدن صدها تن و مجروح شدن هزاران نفر، است. اگر بگوییم این سکوت منطقه ای و جهانی نسبت به جنگ و قربانیانش «یک توطئه» است، مبالغه نکرده ایم؛ زیرا هیچ توجه حقیقی از سوی کشورهای عربی و سازمان های جهانی به این موضوع مبذول نمی شود، گویا این قربانیان اصلاً انسان نیستند، یا جنگ در یک کره دیگری غیر از زمین انجام می پذیرد.
ما به جوانب سیاسی این درگیری نمی پردازیم و هیچ یک از دو نظریه موجود را تأیید نمی کنیم، چه دیدگاهی که می گوید این تلاش با حمایت ایران صورت می پذیرد ( خود گروه «حوثی» این نظر را رد می کند.) و چه دیدگاهی که کشورهای همسایه و خود حکومت صنعا را پشت این قضیه معرفی می کند.
ما می گوییم وظیفه عربی و انسانی ما حمایت از قربانیان بی گناهی است که بهای سنگینی را به قیمت جان شان در این جنگ می پردازند. آنها انسان هستند و برادران خونی و دینی ما می باشند و این ننگ است که به درد آنان بی توجهی کنیم و نگاهی به مصیبت ها و بحران های کشورشان نداشته باشیم.
گزارش های مطبوعاتی اظهار می دارد بیش از صد و پنجاه هزار شهروند، گرسنه و بدون امکانات کافی در مناطق جنگی در محاصره به سر می برند و نمی توانند به مناطق امنی بگریزند. بیشتر این افراد از زنان و کودکان هستند. دلیل ناتوانی شان در فرار از مناطق جنگی، کوهستانی بودن آن مناطق و محکم بودن محاصره است و عربستان سعودی - تنها جبهه نزدیک به آنها - مرزهای خود را به روی آنان بسته است. ما درک نمی کنیم چرا عربستان مرزهای خود را به روی این مردم مسلمان و عرب بسته و آنان را از پناهندگی موقت به کشور خود منع نموده است. عربستان سعودی کشوری ثروتمند است و مناطق جنوبی اش (جیزان و نجران) از اهالی یمن بوده است که طبق معاهده «الطائف» به خاک عربستان آورده شده است. یعنی نزدیکی و پیوند قلبی و روابط خویشاوندی میان اهالی صعده و مناطق مرزی عربستان وجود دارد.
عربستان سعودی مرزهای خود را به روی مردم کویت که از دست نیروهای عراقی در سال 1990 گریخته بودند، گشود و از آنها میهمان نوازی مناسبی به عمل آورد؛ چرا همین اقدام را با این مردم از اهالی یمن انجام نمی دهد؟
ممکن است برخی بگویند دلیل این اقدام آن است که بیشتر مردم صعده از شیعیان زیدی هستند، یعنی عقایدی مغایر با مذهب وهابیت عربستان در ذهن دارند.
اما این استدلال مردود است، زیرا در گذشته این اتفاق رخ داده است، همچون استقبال عربستان از حدود سی هزار نظامی و شهروند عراقی که در پی «جنگ استقلال کویت» به این کشور پناهنده شده بودند که بیشتر آنان از شیعیان بودند. همگی آنان اردوگاه صحرایی «رفحا» را ترک گفته و به کشورهای مختلف پناهنده شدند. چرا با مردم یمن این گونه رفتار نمی شود؟ خصوصاً که یمن نامزد پیوستن به مجلس همکاری خلیج فارس است که عربستان از آن حمایت می کند.
موضع گیری بیشتر کشورهای عربی در خصوص مسئله پناهندگی، امر شگفتی است و سخت می توان آن را هضم کرد. سوریه بیش از یک میلیون عراقی پناهنده را طی پنج سال اخیر پذیرفته است و پیش از آن حدود دویست هزار فلسطینی را در خود جای داده بود که با آنان همچون مردم کشور خود تعامل می کرد. سوریه همچنین مرزهای خود را به روی حدود نیم میلیون لبنانی که در اثر تجاوز اسرائیل به این کشور در سال 2006 به سوریه پناهنده شده بود، گشود و با گرمی از آنان استقبال کرد. البته ما محدودیت های کشورهای فقیر همچون اردن و سوریه و تعلل شان در پذیرش پناهندگان یمنی را درک می کنیم، اما کشورهایی همچون عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس که سالانه حدود 500 میلیارد دلار وارد خزانه حکومتی شان می شود، چه عذر و بهانه ای دارند که درهای کشورشان را به روی پناهندگان با بی رحمی کامل بسته اند؟ آیا صدای پناهندگان را نمی شنوند؟
لازم به ذکر است که سازمان های جهانی مکلف به پرداختن به امور پناهندگان هستند و بار مالی که کشورهای پذیرای پناهنده می پردازند، سبک است؛ خصوصاً که این پناهندگان برادران ما بوده و از کشورهای برادر و مسلمان ما هستند و به «وحدت جهان عرب» اعتقاد دارند. نکند به راستی وحدت و یکپارچگی جهان عرب تنها شعار است؟
مشکل اینجاست که ما اعراب و مسلمانان با وجودی که در قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم (ص) از تمامی اشکال نژادپرستی و قومی گرایی نهی شده است، به این بلا گرفتاریم و در برابر جهانیان به عنوان انسان های نژادپرست و بی رحم در تعامل با یکدیگر معرفی شده ایم. چگونه می توانیم در برابر مردم جهان و خودمان بستن مرزها به روی پناهندگان فراری از مرگ را توجیه کنیم؟
ما توقف سریع جنگ در صعده را خواستاریم و می خواهیم که قربانیان صعده هر چه سریع تر مورد توجه و رسیدگی قرار گیرند و مردگان شان به شیوه صحیح و پسندیده ای دفن شوند تا گرگ ها و سگ های درنده بدن شان را آزرده نکنند.
همین طور مجروحان باید در بیمارستان های میدانی تحت مداوا قرار گیرند.
این قربانیان بازیچه کشورهای منطقه قرار گرفته اند و در حوادثی که بر سرشان می آید، نقشی ندارند.
سکوت در قبال مصائب صعده و بی تفاوتی در برابر آن، ننگی برای انسانیت و به ویژه جهان عرب است، علاوه بر ننگ های دیگری که تعدادشان رو به افزایش نهاده است.

نام:
ایمیل:
نظر: