صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۱۲۰۹۰۹
کشورهای عربی که همواره تحولات ایران را رصد می کرده اند درا ین دوره تحولات انتخاباتی را بطور جد رصد کرده و در رسانه های دیداری و شنیداری خود بطور گسترده پوشش دادند. تفاوت این انتخابات با انتخاباتهای سابق برای هر تحلیل گری مشهود بود .

بصیرت:هدف این نوشته مشخصا بررسی رفتار رسانه ای غرب در برهه مهم انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران است، اما نظر به اهمیت نقش کشورهای عربی منطقه و مشاهده انعکاس مواضع مقامات و رسانه های غربی در نشریات عربی منطقه پیرامون ، اشاره اجمالی به نقش رسانه های عربی در انتخابات و حوادث پس از آن مفید خواهد بود. انتخابات دهم ایران علاوه بر تغییر آرایش سیاسی جریانات داخلی،در عرصه خارجی نیز موجد آرایش سیاسی جدیدی شد. جهان عرب نیز به عنوان بخشی از جامعه بین المللی در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران از تکثر مواضع برخوردار بود.کشورهای عربی که همواره تحولات ایران را رصد می کرده اند درا ین دوره تحولات انتخاباتی را بطور جد رصد کرده و در رسانه های دیداری و شنیداری خود بطور گسترده پوشش دادند. تفاوت این انتخابات با انتخاباتهای سابق برای هر تحلیل گری مشهود بود . این تفاوت در نوع تحلیل و موضع گیریهای جامعه بین المللی و از جمله جهان عرب نیز آشکارا خودنمایی می‌کرد. دلایل اهمیت یافتن این انتخابات بر سایر انتخاباتها در منظر کشورهای عربی در چند محور زیر خلاصه می شود:
1- تأثیری که تحولات ایران به عنوان یک کشور منطقه ای مهم تأثیرگذار ، همسایه و مسلمان می تواند بر تحولات این کشورها داشته باشد.
2- فضای به شدت رقابتی و آزادی که از قبل از انتخابات در اثر مناظره های تلویزیونی و آزادی رسانه ای ایجاد شده بود و پوشش گسترده رسانه های خارجی نیز که گاه تأمل برانگیز بود اهمیت آنرا دو چندان کرده بود.
3- این انتخابات پس از یک دوره 4 ساله از صدرات دکتر احمدی نژاد برگزار می شد که مشی خاص وی در سیاست خارجی و بازگشت به آرمانهای اولیه انقلاب و گفتمان امام خمینی (ره) توجه همگان را در داخل و خارج به خود جلب و اعراب را در پیگیری تحولات انتخاباتی ایران حریص‌تر کرده بود.
4- تأثیری که مردم سالاری دینی و آزاد ایران در الگودهی به این کشورها و تقویت فضای شکل گرفته در داخل جوامع عربی به نفع مردم سالاری دینی و به زیان حکومت های پادشاهی و یا مدل دمکراسی غربی می تواند ایجاد کند.
5- حمایت غرب و برخی کشورهای عربی از کاندیداهای مورد نظر خود.
مجموعه عوامل مذکور باعث شده بود که کشورهای عربی تحولات انتخابات ایران را مجدانه پیگیری نمایند . از این منظر موضع‌گیری کشورهای عربی در انتخابات ریاست جمهوری ایران را در دو مقطع زمانی قبل و بعد از انتخابات می‌توان بررسی کرد.
قبل از انتخابات
در این راستا نگاه جهان عرب به تحولات ایران قبل از انتخابات در دو سطح قابل بررسی بود. نخست سطح رهبران کشورهای عربی منطقه و دوم درسطح نخبگان و توده های مردم . رهبران منطقه طبق یک سنت معمول که در سالهای اخیر با محافظه کاری نسبت به تحولات ایران اظهار نظر می کنند، در انتخابات اخیر نیز از اظهار صریح در ارتباط با مسائل ایران خودداری کرده اما از پیگیری جریانات در حال وقوع و اعلام موضع رسانه های دولتی آنها در منطقه می شد حدس زد که در سطح رهبران، کشورهای عربی منطقه خواستار روی کارآمدن دولتی در ایران هستند که ضمن تعامل بیشتر با آنها ، در راه تحقق اهداف آنها از جمله صلح خاورمیانه و دیگر امور، به اصطلاح آنها مانع تراشی ننماید. در سطح مردم و توده ها نگاهی که کشورهای منطقه به ایران دارند نگاهی از روی تحسین، توام با حسرت بوده و هست. فضای گرم رقابت های انتخاباتی ایران برای مردم منطقه تحسین برانگیز بود چرا مردم این منطقه همواره بادولتهای مادام العمر خود به ناچار خو گرفته اند. و خلاء فضای گرم انتخاباتی مشهود بوده است و حسرت آنها نیز به این خاطر است که آنها انتظار دارند در قرن بیست و یکم در کشورهای خود نیز شاهد تحولات مشابهی باشند. از طرف دیگر توده های مردم در کشورهای عربی بخاطر مواضع صهیونیستی و غرب ستیزانه احمدی نژاد مشتاق روی کارآمدن مجدد وی بودند.
رسانه های کشورهای عربی نیز مثل العربیه ضمن پوشش گسترده تحولات انتخاباتی ایران به سیاه نمایی فضای انتخاباتی ایران می پرداختند و در واقع رسانه های عربی هرکدام متأثر از سیاست کشور متبوع خود و حامیان غربی شان در قبال ایران به نوعی انعکاس دهنده سیاست آن کشورها بودند.
بعد از انتخابات
اگر چه رویکرد کشورها به انتخابات پس از برگزاری ، همواره با اهمیت تلقی شده اما این رویکرد در انتخابات اخیر ایران بخاطر حوادث پس از آن دارای اهمیت مضاعفی می باشد. کشورهای عربی نیز پس از انتخابات دارای مواضع مختلفی بودند که اهم رویکردهای در پیش گرفته شده در قبال حوادث بعد از انتخابات در دو محور قابل بررسی است:
1- سکوت و تردید: برخی کشورهای عربی در قبال حوادث بعد از انتخابات در ایران موضع سکوت همراه با تردید را در پیش گرفتند. علت این موضع علاوه بر مشی محافظه کاری برخی سران عرب ، ممکن است به زعم آنها به دلیل حساسیت فوق العاده آن و تأثیری که می تواند در رابطه با جهان عرب باقی بگذارد، باشد. البته این موضوع خروج دولتهای عربی از بلاتکلیفی را دشوار ساخت. نگرانی گروه دیگری از اعراب، به خصوص در منطقه خلیج فارس به زعم آنها متوجه خطرتأثیرگذاری ناآرامی های داخلی ایران بر امنیت داخلی آنها است. از این رو ترجیح می‌دهند که تا روشن شدن تکلیف حوادث جاری در ایران سیاست سکوت را ادامه دهند.
در توضیح سکوت اعراب در قبال بحران سیاسی کنونی ایران یک کارشناس اردنی به نام لبیل کمهاوی در گفت و گویی با خبرگزاری آسوشیتدپرس به شوخی گفت : «‌اعراب ترجیح می دهند که کسان دیگری به جای آنها بجنگند. در مورد ایران نیز بیشتر مایل اند که مسئولیت داخل شدن در معرکه را به دوستان اروپایی خود واگذار کنند».
2- اعلام موضع:‌ اعلام موضع آشکار که دربین تعدادی دیگر از کشورهای عربی و نخبگان و توده های مردم آشکار بود، مبتنی بر دو محور زیر می باشد:
الف: موضع گیری مثبت ( تأیید انتخابات) : در بین کشورهای عربی سوریه، قطر، لبنان و گروههایی مانند حزب الله و حماس موضعگیری همراهی کننده و تأیید گر داشتند و ضمن تأیید انتخابات، حوادث پس از آنرا مساله ای داخلی دانستند و از هرگونه مداخله و یا موضع گیری ابهام برانگیز خودداری ورزیدند. اما بحرین نیز اگر چه با تأخیر پیروزی را به احمدی نژاد تبریک گفت ولی اقدام این کشوردر توقیف قدیمی ترین روزنامه این کشور یعنی اخبار الخلیج به دلیل انتشار مقاله و گزارش علیه جمهوری اسلامی ایران سینگنال مثبتی برای دولت جدید و پوششی برای جبران کاستی خود در ارسال دیر هنگام پیام تبریک قلمداد می شد. این اقدام بحرینی ها از آنجا که پیش از این شاهد بازتاب مطالب مغرضانه تری دررسانه های این کشور بودیم و برخوردی با آنها نمی شد حائز اهمیت است ؛ البته به زعم برخی کارشناسان منطقه ای ،پیام اصلی این کار و همچنین بیانیه دولت امارات متحده عربی در خصوص حوادث، می تواند تمکین آنها به برگزیدن دوباره رئیس جمهور کنونی و تمایلشان به همکاری بیشتر با ایران تلقی شود. روزنامه کویتی "القبس" در مقاله ای با انتقاد از مواضع کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی نسبت به وقایع پس از انتخابات ایران ، خطاب به کشورهای عربی نوشت :«با جمهوری اسلامی ایران در یک سنگر قرار بگیریم».
دبیر کل اتحادیه عرب نیز پیروزی احمدی نژاد را تبریک گفت و تصریح کرد : «امیدواریم این پیروزی باعث پیشرفت روابط میان ایران و جهان عرب و همکاری برای برقراری صلح در خاورمیانه شود». دبیرخانه سازمان کنفرانس اسلامی نیز با انتشار بیانیه ای ، تأیید انتخابات ازسوی مراجع حقوقی وقانونی ایران را تبریک گفت و از ملت ایران خواست همچنان از دولت خود حمایت کنند.
ب:‌موضع گیری منفی ( سیاه نمایی و مخدوش جلوه دادن انتخابات) :‌برخی دیگر از کشورهای عربی همگان با کشورهای غربی و عناصر داخلی از همان ابتدا و همزمان با اعلام برخی از کاندیداها مبنی بر مخدوش بودن نتیجه انتخابات، ضمن سیاه نمایی از فضای داخلی ایران پس از انتخابات، به گسترش تقلب در انتخابات دامن زدند. مشاهده بخش‌های مختلف خبری شبکه "العربیه" وابسته به عربستان سعودی و روزنامه عربستانی "الشرق الاوسط" چاپ لندن و تحریف و جعل وقایع و دامن زدن به حوادث درا ین دو رسانه تأثیرگذار و رسانه های وابسته به امارات متحده عربی نمونه ای از این موضع گیریهای منفی این دو کشور عربی می‌باشد.
به نظر می‌رسد کشورهای عربی که دارای موضع گیری منفی بوده و یا حداقل سکوت و تردید داشتند ، پس از آرامش اوضاع مواضع آنها چرخش آرامی پیدا کرد و پیام های تبریک را دیر هنگام به پیروز انتخابات ایران فرستاد.
رسانه‌های عربی و انتخابات ایران
به نظر می‌رسد تحلیل رسانه های عربی از انتخابات ایران تابعی از رویکرد کشور متبوع خود و حامی غربی شان به انتخابات ایران وحوادث پس از آن می باشد. بطور مثال شبکه العربیه که وابسته به عربستان سعودی است با پوشش گسترده حوادث پس از انتخابات و سیا ه نمایی داخلی ایران ، در ناامن جلوه دادن ایران از هیچ کوششی فروگذار نکرد. با مراجعه به بیش از 400 بخش خبری اصلی و خلاصه در 3 هفته گذشته قبل از انتخابات ایران آشکار می شود که شبکه العربیه که از "دبی" پخش می شود نه تنها یک شبکه عربی مستقل نیست بلکه شبکه ای برای مخالفان جمهوری اسلامی بوده و این جدای از تلاش های دیپلماتیک عربستان سعودی و ارتباط گیری با مخالفان ایرانی جمهوری اسلامی در خارج از کشور برای تأثیرگذاری برانتخابات ایرانی می باشد.
روزنامه الشرق الاوسط که به بازتاب گسترده رخداد و تحولات ایران اقدام می کرد لحن مطالب آن کاملاً در جانبداری از آشوبگران و معترضین به نتیجه انتخابات بود. بطور مثال" طارق المجید" یکی از نویسندگان صاحب ستون دائمی در این روزنامه در مقاله ای مدعی شد که اکنون کل مشروعیت نظام ایران زیر سؤال قرار گرفته و ثابت شده که گروه چشمگیری از ملت ایران نه خواهان صدور انقلاب اسلامی به جهان هستند و نه تعارض با دنیا را می خواهند بلکه هماهنگی و همراهی با جهان را خواهانند.
دیگر رسانه تأثیر گذار عربی، یعنی الجزیره که وابسته به قطر می باشد، نسبت به سایر رسانه های عربی مثل العربیه دارای جهت گیری متعادل تری بود؛ اگر چه این رسانه نیز گاه و بیگاه دارای تحلیل های غیر واقعی بود. دیگر رسانه های جهان عرب بخصوص مطبوعات مستقل رویکردی متفاوت از رویکردهای دولت های خود داشتند و در این بین مطبوعات مستقل زیادی بودند که با مقایسه وضعیت دولتهای 40-50 ساله عربی با دموکراسی موجود در ایران ، دولتهای خود را از دخالت در امور داخلی ایران برحذر داشتند . روزنامه تشرین سوریه و الوقت بحرین از این دست روزنامه ها بودند. آن چیزی که خارج از این تحلیل ها قابل بیان می باشد این است که متن مردم در جهان عرب برخلاف دولتهای خود از پیروزی مجدد دکتراحمدی نژاد به دلیل مشی ضد استکباری و ضد صهیونیستی وی شادمان بوده و این مهم را به انحاء گوناگون ابراز داشتند.

 

نام:
ایمیل:
نظر: