از بین 205 شخصیت و سازمان نامزد دریافت جایزه صلح نوبل، کمیته صلح نوبل نروژ، باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا را شایسته دریافت این جایزه تشخیص داده است.
پس از اعلام نام باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا به عنوان برنده جایزه صلح نوبل، واکنشها و تحلیلهای گوناگونی از صاحب نظران نسبت به این اقدام، گستره رسانه ای به خود گرفته است.
برخی دیدگاه ها این جایزه را زود هنگام و بعضی نابهنگام و تحلیلهای دیگری نیز وی را فاقد شرایط معرفی کرده و مسیر اعطای جایزه را کاملاً سیاسی و خارج از اراده آقای آلفرد نوبل می دانند.
بررسی رسانه ها، نشان می دهد بیشترین مخالفتها با اهدای جایزه صلح نوبل به باراک اوباما در غرب را دو دسته، یعنی جمهوریخواهان آمریکا و اتحادیه اروپا تشکیل می دهند. جمهوریخواهان آمریکا، با انتشار بیانیه ای در سطح کنگره اعلام کردند که «دادن این جایزه به اوباما خط پایانی بر مشروعیت نوبل است.» روزنامه «لس آنجلس» که از حامیان اوباما به شمار می رود در تحلیلی آورده است: «کمیته نوبل نه تنها اوباما را شرمگین کرده، بلکه اعتبار این کمیته را نیز تضعیف کرده است.»
براساس نظرسنجی شبکه تلویزیونی یورونیوز هم مشخص گردید تنها 25 درصد از ساکنان اروپا با اعطای جایزه صلح نوبل به باراک اوباما، موافقند!
نظرسنجی دیگر نشان می دهد 78 درصد مردم آلمان نیز بر این باورند، جایزه صلح نوبل حق باراک اوباما نیست. بر پایه نتایج نظرسنجی روزنامه «آنلاین ولت»، تنها 22 درصد شرکت کنندگان در نظرسنجی، اوباما را شایسته این جایزه دانسته اند.
بر اساس وصیت آلفرد نوبل، جایزه صلح نوبل به شخصی داده می شود که برای ایجاد برادری در میان ملتها و انحلال یا کاهش نیروهای نظامی یا برگزاری و حمایت از همایشهای صلح طلبانه بزرگترین و بهترین کار را انجام دهد. باراک اوباما تنها 9 ماه در پست ریاست جمهوری آمریکا بوده است و هنوز راه خود را در عرصه های داخلی و بین المللی نه تنها با احتیاط، بلکه با ابهام ادامه می دهد.
پیش از این جایزه صلح نوبل به افرادی تعلق می گرفت که جنگی را پایان یا خلع سلاحی را انجام داده باشند، در حالی که اوباما را در هیچ کدام از این فهرستها نمی توان قرار داد.
اظهارات فاکس نیوز در این زمینه را می توان تأییدی بر ادعای فوق قلمداد کرد، به نحوی که این رسانه در اظهارنظری این اقدام را تعجب آور خواند. سؤال این است که باراک اوباما چه کاری انجام داده است که شایسته دریافت این جایزه باشد؟
به نظر می رسد، داوران کمیته مذکور قرابتی با انگیزه آقای نوبل ندارند و بر مبنای مؤلفه های تدوین شده خود، افراد را حایز شرایط معرفی می کنند. تأملی در فهرست برندگان این جایزه، ثابت می کند اشخاص معرفی شده، اغلب کسانی بوده اند که بیشترین هماهنگی را با مواضع صهیونیستها داشته و بررسی عملکرد آنها بیانگر پذیرش حاکمیت بی قید و شرط نظام سرمایه داری غرب، مخالفت با جهان اسلام و جنبشهای آزادیخواه و استقلال طلب و تأیید جنایتهای وحشیانه رژیم صهیونیستی بوده است.
تأملی در دریافت کنندگان جایزه صلح نوبل، این موضوع را ثابت می کند که مسیر اعطای جایزه مذکور کاملاً سیاسی و بر خلاف وصیت صاحب این میراث است. برندگان صهیونیست مانند اسحاق رابین نخست وزیر رژیم صهیونیستی و مناخیم بگین نخست وزیر اسبق این رژیم از جمله کسانی هستند که با وجود جنایتهای بی شمار و هولناک در فلسطین اشغالی و انجام ده ها عملیات تروریستی علیه زنان و مردان و کودکان بی گناه فلسطینی، با عنوان تلاش کنندگان برای برقراری صلح، جایزه صلح نوبل را در سالهای 1978 و 1994 دریافت کردند.
عرفات مبارز به عنوان یک تروریست معرفی می گردد، ولی پس از تسلیم در اسلو و سادات پس از کمپ دیوید، برنده این جایزه معرفی می شوند.
اکنون این سؤال مطرح می شود که رئیس جمهور آمریکا کدام اقدام را در راستای تقویت دیپلماسی بین المللی انجام داده است. در زمان 9 ماهی که از حضور وی در کاخ سفید می گذرد، واکنشهای صلح طلبانه وی نه تنها زمینه کاهش نیروهای آمریکایی در افغانستان را فراهم نکرده، بلکه وی همچنان به ادامه جنگ در افغانستان پافشاری می کند و آن را ضروری می داند تا جایی که انتظار می رود در روزهای آینده نیروهای آمریکایی حاضر در افغانستان افزایش یابند و به 40 هزار نظامی برسند.
حملات ارتش آمریکا به مردم افغانستان و پاکستان به بهانه تعقیب تروریسم، مصداق دیگری است که شایستگی اوباما را در دریافت این جایزه با تردیدهایی مواجه می کند. اوباما در خصوص مردم فلسطین معتقد است هیچ ملتی مظلوم تر از مردم فلسطین در روی کره زمین وجود ندارد و در ادامه اضافه می کند که به این دلیل مظلوم هستند که اسرائیل را به رسمیت نشناخته اند. در هنگام جنگ 22 روزه، وی در حالی برای فرزندانش صلح و رفاه را آرزو می کند که کودکان فلسطینی قربانی تجاوزهای وحشیانه و ضد انسانی اسرائیل در غزه هستند.
سخنرانی آقای اوباما در اجتماع آیپک، نمونه دیگری از حمایتهای بی دریغ وی از صهیونیستهاست که در هنگام مبارزات انتخاباتی بیان نمود. زندان گوانتانامو و ابوغریب و بگرام، لکه ننگی بر دامن آمریکاست که تاکنون گام عملی برای برچیدن آنها از سوی ایشان برداشته نشده است.
در حوادث پس از انتخابات در ایران، وی از جمله کسانی بود که با حمایت از اغتشاشگران همراهی با دیگر دولتهای غربی را تکمیل کرد. وی در اظهارات خود، از مقابله با اغتشاشات به عنوان اقدامهای خشونت آمیز و غیرمنصفانه علیه آشوب طلبان نام برد و گفت: باید آزادی بیان مورد احترام قرار گیرد و آمریکا در کنار تمام کسانی است که در پی استفاده کردن از این حقوق هستند.
از سوی دیگر، تبریک «شیمون پرز» به «باراک اوباما» در کسب جایزه صلح نوبل، سیاسی و ناعادلانه بودن این تصمیم را آشکار می کند.
اکنون می توان «جایزه نوبل امسال را تنها بر اساس نیت افراد، نه بر اساس دستاوردها» ارزیابی نمود، زیرا آقای اوباما در شعارها و اظهاراتش سخنانی را مطرح نموده است که برخی صاحب نظران با تحلیلهای زود هنگام، ادعاهای وی را تغییر استراتژی آمریکا قلمداد کردند که عملکرد ایشان خلاف این موضوع را اثبات می کند، به نحوی که سردمدار کاخ سفید از تعامل با جهان اسلام در قاهره سخن به میان آورد، ولی اکنون در خصوص اقدامهای صهیونیستها نسبت به بیت المقدس و در قبال گزارش گلدستون و جنایتهای جنگی اسرائیل در غزه، اقدام قابل قبولی بر اساس اظهاراتش اتخاذ ننموده است.
البته چنانچه آقای اوباما بتواند شایستگی خود را به عنوان برنده این جایزه اثبات کند، لزوماً باید اتفاقهایی در عرصه حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه و دیگر مناطق برای آمریکا رخ دهد. به عبارت دیگر، اگر رئیس جمهور آمریکا گامهای اساسی در راستای تعامل بر اساس حقوق ملتها بر دارد، می توان پذیرفت که برای اولین بار برنده این جایزه بر اساس آنچه اعلام گردیده، اقدام میدانی را اتخاذ نموده است.
غلامرضا قلندریان