صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۱۲۲۶۴۸
صبح صادق بررسی می‌کند
رضا گرمابدرى اشاره: حرکت های سیاسی - اجتماعی هنگامی امید به موفقیت دارند که از برنامه، رهبری و حمایت عمومی برخوردار باشند. چنانچه در هر یک از سه گانه فوق خللی ایجاد شود از میزان موفقیت می کاهد، زیرا هیچ کدام از آنها توانایی و قابلیت پر کردن جای دیگری را ندارد. اصولاً معادلی برای تک تک عناصر فوق وجود ندارد. با بررسی کودتای مخملی که پس از انتخابات در ایران انجام شد، معلوم می شود کودتا از لحاظ برنامه، رهبری و حمایت مردمی و نیز آنهایی که در صحنه مانده اند و شکست های متوالی و تنبه خواص کاملاً معیوب است، این عیوب به زودی زوال کودتای مخملی در ایران را رقم خواهد زد.

برنامه
حرکت رهبران کودتای مخملی در ایران از اصول برنامه ریزی خوبی بی بهره بود. در برنامه ریزی خوبی هر امری به تناسب اهمیت و نقشی که در عملکرد حزب دارد از جایگاه مشخص برخوردار است و عوامل حزب موظف هستند وظایف نقشی را اجرا کنند که به عهده آنها گذاشته اند. یکی از بخش های برنامه حزبی آشنا کردن و متقاعد نمودن اعضا و هواداران با ایدئولوژی و یا اعتقادات حزب است. اعضا و هواداران حزب به میزان فهم و تعلق نسبت به ایدئولوژی و یا معتقدات حزبی روابط و وابستگی خود به حزب را تنظیم می کنند. در اصل هویت حزب، اعضا و هواداران با ایدئولوژی حزب پیوند خورده است. این ایدئولوژی حزب است که سبب همگرایی و واگرایی افراد به احزاب می شود. تربیت افراد بر محور ایدئولوژی زمان بر است و افراد نیاز دارند تا با گفت وگو و ورود به مباحث مناقشه برانگیز عنصر ایدئولوژی را در خود تقویت و نهادینه کنند. ارزش این نوع تربیت حزبی به این است که اعضا و هواداران را نسبت به حزب پایبند می سازد و در روز حادثه این افراد در برابر نظرات و اقدامات مقابل و مخالف حزب به شدت ایستادگی می کنند و به راحتی از موضع خود دست برنمی دارند. در موضع کودتای مخملی در ایران اگرچه طراحان از مدت ها پیش برای کودتای مخملی برنامه ریزی کرده بودند، اما فرصتی که برای تربیت حزبی لازم است را نتوانستند فراهم کنند لذا مطالعه رفتار آشوبگران نشان می دهد که آنها همچون ابرهای غرنده هستند که بدون باران و با سر و صدا آشکار می شوند و سریع عبور می کنند.
در بین نیروهای به کار گرفته شده در کودتای مخملی سهم اراذل و اوباش و افرادی که فاقد انگیزه حزبی هستند بسیار بیشتر از کسانی بود که با خاستگاه حزبی وارد صحنه شده بودند. این گروه از افراد، چون از انگیزه قوی برخوردار نیستند هنگامی که با مقاومت و برخورد قاطع طرف مقابل مواجه شوند سریع عقب نشینی می کنند. این حرکت باعث فشار سنگین بر رهبران و عناصر اصلی آشوب می شود. در حوادث اخیر این نکته به وضوح رویت شد.
رهبری
در حرکت های جمعی به ویژه از نوع سیاسی رهبری یک اصل است. با وجود رهبران چندگانه لازم است فردی به عنوان رهبر ملی وجود داشته باشد تا رهبران چندگانه نیز از وی تبعیت کنند.
فتنه گری اخیر در حالی آغاز شد که از رهبری چندگانه موسوی، کروبی، خاتمی و... برخوردار بود. در بین رهبران چندگانه فتنه سبز، فردی به نام رهبر کل وجود نداشت. از این روست که پس از آشوب ها، ابراهیم یزدی با اشاره به اینکه حرکت اصلاحات! در زمان حاکمیت دوم خردادی ها سر نداشت، می گوید: «هنوز هم مسئله سر جای خود باقی است.» وی با بیان اینکه استراتژی ها باید بر اساس نیازها تنظیم شود و چگونگی اعمال آنها بر عهده رهبری جنبش است تأکید کرد: «با این وضع نمی شود به نظام فشار آورد و مذاکره کرد.»
خانبابا تهرانی منافق، پس از دیدار اخیر کروبی و موسوی، این ملاقات را ناامیدکننده دانست و گفت: این ملاقات بیشتر حاوی گله بود نه بیان عزمی برای رهبری جنبش، آنها کلی گویی کردند.»
کسانی که به عنوان رهبران فتنه گری ها مطرح هستند نشان دادند که در سر جمع هم نمی توانند دارای ویژگی های یک رهبر قدرتمند باشند. نواقص آنها برای رهبری یک حرکت توده ای بسیار زیاد است به ویژه اینکه آنها در زمان و اوضاعی به فکر آشوبگری افتادند که در طرف مقابل قاطبه ملت ایران از رهبری حکیم و دوست داشتنی مانند رهبر معظم انقلاب برخوردارند. آنچه که بی اعتمادی نسبت به رهبران کودتای مخملی را دامن زده است خطاهای مکرر و واکنش های ناصواب بوده تا جایی که آنها به غیر از صدور بیانیه و برخی اظهارات شفاهی نتوانستند اقدام موثری به عنوان یک گام به جلو بردارند. سر و صداها و اتهامات بی اساس کروبی و موسوی که دروغ بودن آن خیلی زود مشخص شد، ضربه سنگینی به پیکره اجتماعی ضعیف آنها وارد کرد و نشان داد که آنها در حد و اندازه رهبری یک حرکت سیاسی - اجتماعی نیستند.
حمایت مردمی
فتنه گران از ابتدا ادعا کردند که از پشتوانه مردمی برخوردار هستند و بیشتر مردم به آنها تمایل دارند. ادعای دروغ تقلب در انتخابات هم بر این اساس صورت گرفت. درخصوص حمایت مردمی در کل اتفاقات پس از انتخابات تنها می توان به حضور بخشی از مردم حدود 300هزار نفر در راهپیمایی دوشنبه 25 خرداد 88 به نفع موسوی اشاره کرد، راهپیمایی که تنها برای یکبار انجام شد و پس از آن هرگز تکرار نشد. علت انجام این راهپیمایی نوع شناخت مردم نسبت به موسوی بود. پس از این راهپیمایی اتفاقات جدیدی رخ داد که پرده و نقاب آشوبگران را کنار زد. پس از آن آشوبگران در حسرت راهپیمای مشابه 25 خرداد ماندند، اما نه تنها، آن راهپیمایی تکرار نشد، بلکه روند ریزش هواداران و آشوبگران تشدید شد. با وجود اینکه حمایت رسانه های بیگانه به شکل گسترده از آشوبگران ادامه داشت، اما سران آنها با از دست دادن حمایت مردمی احساس کردند به مرحله ای وارد شدند که ادامه کار را سخت می کند. آنها متوجه شده بودند ادامه کار بدون حمایت مردمی غیرممکن است، اما به گمان اینکه با وارد ساختن اتهامهای واهی به نظام می توانند نظر مردم را نسبت به خود تغییر دهند شروع به زدن اتهام های سخیف به نظام کردند. نتیجه این حرکت ناجوانمردانه این شد که مردم به هدف این جار و جنجال ها پی بردند و مرحله ای دیگر از رفتار فتنه گران آغاز شد.
آنهایی که درصحنه ماندند.
پس از ریزش حامیان مردمی فتنه گران ، برای آنها جمع ارازل و اوباش و کسانی که به دلایلی کینه نظام را داشتند باقی ماندند . رفتار ناشایست آنها در طی روزهای پر آشوب و لطمه وارد کردن به اموال شخصی و عمومی و نیز از بین بردن امنیت ، سبب گشته بود تا مردم از آنها دوری کنند و از هرچیزی که نشانی از آنها داشت بیزار شده بودند حمایت این جماعت از میرحسین و آشوبگریها کار را به انجا کشاند که مجید محمدی گریخته از ایران در خصوص آنها نوشت: آنها اهل ریاضت کشی نیستند. می خواهند شورت کوتاه و تاپ بیرون بیایند. می خواهند سینه بزنند و شب اگر هوس کردند ، لیوانی شراب بنوشند . می خواهند در بالای کوه زیر چادر هرکه را خواستند در آغوش بگیرندوگرم شوند . می خواهند از زندگی لذت ببرند . می خواهند دوست پسر یا دوست دخترشان را هرجا که خواستند ببوسند.«محمدی با کولاژ» (ترکیبی) و«نامتعین » توصیف کردن عناصر میدانی جریان مذکور می نویسد : « آنها چگونه می توانند ندای الله اکبر سردهند و درعین حال با دوست دخترشان به راهپیمایی بیایند؟ چطور می توان در ملاء عام روزه خواری کرد و نصر من الله و فتح قریب سر داد؟ چطور در نمازجمعه به نحو مختلط و با کفش می ایستند و در پشت سر هاشمی رفسنجانی نماز می خوانند و بجای صلوات سوت و کف می زنند؟ آنها ریاضت کش نیستند.»
شکست‌های متوالی
بعد از فروکش کردن آشوب ها که منجر به ریزش حامیان مردمی آشوبگران شد، آنها برای اینکه خود را از تکاپو نیندازند و نشان دهند که همچنان در صحنه حضور دارند، دست به اقدامات ایذایی زندند که در این مرحله کروبی پرچمدار بود و موسوی نیز در حاشیه، اقداماتی انجام می داد. با به بن بست رسیدن اقدامات شکست خورده کروبی و موسوی، شکل کار را به بهانه تراشی برای مناسبت های مختلف تغییر دادند. کار را از گرفتن جشن تولد برای موسوی شروع کردند، اما راه به جایی نبردند وعده دادند که در مراسم بازگشایی دانشگاه ها کار را دنبال می کنند حضور اندک دانشجویان همراه فتنه گرها در مراسم افتتاح بازگشایی دانشگاه ها خجالت آورتر از آن بود که بتوانند در مورد آن تبلیغات گسترده انجام دهند. پس از این ناکامی به سراغ بازی فوتبال پیروزی و استقلال در ورزشگاه آزادی رفتند با این ادعا که در آنجاکه ده ها هزار نفر از جوانان پرشور حضور دارند، آنها موج سبز به راه می اندازند و آن را به خیابان می کشند، اما همگان مشاهده کردند که سابقه برگزار شد و از میان 80 هزار نفر تماشاگر، تنها 40 نفر بودند که برای مدت کوتاهی به حمایت از فتنه سبز شعار دادند.
تنبه خواص
پیچیدگی های فتنه سبز رفتار صحیح برخی از خواص را تحت تأثیر قرار داد تا جایی که به فرموده مقام معظم رهبری برخی از خواص در این فتنه ها مردود شدند و برخی نیز بودند که جانب احتیاط را گرفته بودند. از موفقیت های نظام این بود که با آشکار شدن ماهیت فتنه گران و نقشه های شومی که داشتند، برخی از خواص عمق خطر را احساس کردند و مواضع صحیح اتخاذ کردند. قطعاً با تنبه خواص، وضعیت فتنه گران سخت تر خواهد شد. اینکه این روزها فتنه گران وعده حضور در 13 آبان، 16 آذر، ماه محرم و سالگرد پیروزی انقلاب را سرمی دهند ناشی از ضعف آنها است. بویژه اینکه در روزهای اخیر تحرک خاصی از سوی کروبی، میرحسین و خاتمی مشاهده نمی شود گویا آنها هم پذیرفته اند پس از چند روز که از فتنه گری گذشت، روند حرکت، به سمت زوال کودتای مخملی در ایران تغییر جهت داد، زوالی آغازگشته که سران فتنه هم نمی توانند برای آن کاری انجام دهند زیرا برای مردم هوشیار ایران همه چیز رو شده است.

نام:
ایمیل:
نظر: