صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۱۲۲۶۵۴

نویسنده: دکتر سعید الشهابی
مترجم: محمدجواد گودینی

امور بزرگ به عناوین مختلفی نیاز دارند تا اهمیت خود را در اذهان عمومی تثبیت کرده و در قلب ها باقی بمانند. گمان نمی کنم مسئله‌ای بزرگتر از موضوع اشغال سرزمین فلسطین توسط صهیونیست ها وجود داشته باشد که نه تنها باعث ناراحتی و آشفتگی مردم فلسطین، اعراب و مسلمانان است، بلکه وجدان انسان های آزاده جهان را نیز به درد می آورد. اشتباه است اگر کسی تصور کند حضور این پرونده ها در دست سیاسیون که در بیشتر مواقع به طور پنهانی و گاهی علنی بررسی می شود، به راه حل های مناسبی منجر خواهد شد؛ خصوصاً اگر دارای ابعاد استراتژی و متعارض در قوای سیاسی و نظامی باشد. نبود توازن از مهمترین چالش ها در حل امور به طور عادی است. در این جهان که قدرت حقیقی در دست صاحبان ثروت و قوای نظامی است، ارزش ها و مبانی ارزشی جزو مفاهیم مقدس و ثابت به شمار نمی رود.
مسئله فلسطین یکی از اموری است که باعث رنجش خاطر انسان ها می شود و راه حل عادلانه در مورد آن دور از دسترس به نظر می آید. در مقابل مردم فلسطین، نیروهای اشغالگری قرار دارند که از سوی کشورهای بزرگ به ویژه ایالات متحده آمریکا حمایت می شود و تمامی برنامه های بین المللی را به چالش کشانده است و تعهدی به اصول بین المللی از خود نشان نداده و با وجود صدور ده ها قانون و مصوبه بین المللی از سوی شورای امنیت، این رژیم اشغالگر به هیچ یک از این قوانین و معاهده ها پایبند نیست. حتی تا این لحظه، قدرت های بزرگ با اجبار اسرائیل بر اجرای آن قوانین مخالفت ورزیده اند. از لحظه ای که این کشورهای بزرگ، رژیم اسرائیل را در سال 1948 به رسمیت شناخته اند، در ذهن شان این تصور اخلاقی نقش بسته که اساساً اشغالگری و دور کردن یک ملت از سرزمین شان کار اشتباهی است. آن هم ملتی که هیچ جنایتی انجام نداده اند و باید بهای اشتباه اروپائیان در حق یهودیان را - بدون آنکه شریک جرم باشند - بپردازند. چند نکته را باید در نظر داشته باشیم:
1- بیانیه های صادره از سوی شورای امنیت پس از جنگ های اعراب با اسرائیل، طرف اسرائیلی را به توقف خشونت و تجاوز فرا خوانده و اراضی اشغالی در جنگ 1967 و از جمله شهر قدس را جزو خاک فلسطین برشمرده و از صهیونیست ها درخواست عقب نشینی از آن را مطرح نموده است.
2- اسرائیل به هیچ یک از آن بیانیه ها و مصوبات تعهدی نشان نداده است.
3- سازمان های بین المللی برای اجرای آن مصوبات هیچ اقدام عملی انجام نداده اند.
4- ایالات متحده از حق «وتو»ی خود برای ناکام گذاردن تمامی طرح هایی که خواهان محکومیت صهیونیسم باشد، استفاده کرده است. حتی مصوبه ای که در سازمان ملل برای محکومیت اسرائیل به دلیل ارتکاب جنایات جنگی در «قانا» مطرح گردید، با وتوی آمریکا روبه رو شد. بدین ترتیب اسرائیل تجاوز های خود را با کشتارهای دیگری در قانا در سال 2006 علیه لبنان پیگیری کرد.
تا زمانی که تلاش های جدی از سوی کشورهای عربی و اسلامی برای مقابله با اشغالگری و تجاوزکاری اسرائیل با شیوه های کارآمد صورت نپذیرد، موضوع فلسطین در معرض مناقشه و مذاکرات طولانی مدت خواهد بود. تجربه سال های گذشته نشان داده است که اراده ملی نقش موثری در تأثیرگذاری و مقابله با اشغالگری اسرائیل دارد. مقاومت شجاعانه ای که حزب الله لبنان در برابر تجاوزگری اسرائیل در سال 2006 از خود به نمایش گذاشت، حرکتی مردمی، کارآمد و موفق به شمار می رود که اولین شکست بر پیکره اسرائیل و اشغالگری این رژیم بود. همچنین مقاومت کابینه «حماس» در نوار غزه در ابتدای این سال نیز نمایشی مردمی و موفق به حساب می آید. این دو جبهه برای تنظیم نیروهای دفاعی خود به تکاپو آمدند و از منطق رسمی عربی که تلاش دارد اعلام کند در پی حل مسئله فلسطین است و در حقیقت در پی تعیین مرزهای اسرائیل می باشد، به دور است. در خواست هایی که برخی از رهبران عرب هر از چندگاهی برای سازش با اسرائیل مطرح می کنند، شیوه دیگری از جنگ روانی علیه مقاومت به شمار می رود. حال که صهیونیست ها به طور کامل با توقف شهرک سازی مخالفت می ورزند، چه سازشی با این نظام توسعه طلب و طمع ورز قابل تصور است؟
اگر کشورهای غربی در توقف شهرک سازی و ساخت شهرک های صهیونیستی حقیقتاً مخالف بودند، برای وارد آوردن فشار علیه اسرائیل تلاش می کردند و تنها به شعار توقف شهرک سازی بدون هیچ گونه اقدام عملی اکتفا نمی کردند.
می توان گفت نظام رسمی عربی که در دام «جست وجو برای راه حل مسئله فلسطین» افتاده است، در گرو گفتارهای نو است و ناگزیر به ادامه مسیری است که قدرت های تأثیرگذار به ویژه آمریکا آن را تعیین می کنند.
مسئله فلسطین تنها یک اختلاف نظر سیاسی یا اختلاف محدود در امور حاشیه ای و کم اهمیت نیست؛ بلکه به مثابه مقابله با فرهنگی است که توسعه طلب و افزون خواه است و خود را از چارچوب سازمان های جهانی و معاهدات و اسناد رها می بیند. بیت المقدس در نزد تمامی ادیان آسمانی شهر مقدسی است و ادامه اشغال این شهر به معنای مبارزه با پیروان ادیان آسمانی است.
به همین خاطر امام خمینی (ره) چند ماه پس از پیروزی انقلاب، مسئله قدس را با هدف آزادی کامل اراضی فلسطین از اشغال مطرح کرده و جمعه آخر ماه رمضان را به عنوان روز جهانی قدس معرفی نمودند. آنچه ایران مطرح کرد، یک تاکتیک سیاسی یا تلاش برای کسب موقعیت نبود، بلکه موضعی اساسی برای بسیج نیروهای فکری، روحی و مادی برای آزادی اراده عربی و اسلامی و ممانعت از اسارت آن نیروها در دست حکومت های ضعیف و سست در برابر فشارهای غربی - حتی در امور مهم و استراتژی شان - به شمار می رفت.

نام:
ایمیل:
نظر: