بصیرت: هر ماه چند نشست بزرگ و کوچک در نیویورک، لندن، ژنو و دیگر پایتختهای جهان با عنوان خلع سلاح هستهای برگزار میشود. طبق برآورد سازمان ملل که اغلب رسانهها آن را منتشر کردهاند، موضوع صلح و خلع سلاح بالاترین حجم رایزنی دیپلماتها را به خود اختصاص میدهند. اما این جنب و جوش برای جهان عاری از سلاح هستهای، یک سؤال و یک ابهام در دل پنهان کرده است. ابهام بزرگ این قضیه از آنجا فاش میشود که در همه اجلاسها و کنفرانسهای خلع سلاح، جایگاه میزبان در اختیار کسانی است که زرادخانهای پر از این سلاح مرگبار دارند و سؤال کلیدی این است که چرا با وجود پایان یافتن کارکرد سلاح هستهای، دارندگان این ابزار حاضر به کنار گذاشتن آن نیستند. برنارد برودی محقق استراتژیست در کتاب خود با عنوان دراماتیک «سلاح بینقص» سعی کرده به این پرسشهای عصر حاضر پاسخ دهد.
او خطاب به رهبران قدرتهای هستهای میگوید با وجود اهمیتی که این عنصر قدرت در روابط بینالمللی داشته اما با واقعیت های پس از جنگ سرد تأثیرات بازدارنده آن تنزل کرده است. او می گوید: دارندگان سلاحهای هستهای تاکنون نتوانستهاند به طور عملی از این سلاحها در مناقشات نظامی استفاده کنند. هری ترومن که در مقابل ژاپن به این سلاح دست یازید، از آن طرفی نبست. از طرفی این سلاح هیچ کمکی به رهبران بعدی امریکا در جنگ کره، ویتنام و عراق نکرد. همانطور وجود سلاح اتمی به شوروی در افغانستان، فرانسه در الجزایر، انگلیس در فالکند و چین در مواجهه با ویتنام کمکی نکرد.
کند و کاو درباره تفکر سیاستمدارانی که بر حفظ و توسعه سلاح هستهای پا میفشارند همواره جالب بوده است. علاوه بر محققان سیاسی، دانشآموختگان دیگر علوم بشری نیز همیشه به این معما اندیشیدهاند. کارگردانان هنری چند بار در فیلمهای سینمایی و ویدئویی نشان دادهاند که چگونه زمین به خاطر بمبهای اتم خالی از سکنه میشود. در پس این نگرانیها بود که استراتژیستها همه عمرشان را صرف «متافیزیک هستهای» کردند. چیزی که نمود آن را میتوان در کتاب «خطرات باورکردنی» رابرت جانسون دید.
امروز برای افکار عمومی جهان مسجل شده که فرضیه حملات بزرگ که به عنوان توجیه اصلی برای حفظ سلاحهای هستهای مطرح میشود، تهدیدی است که وجود خارجی ندارد. سران هستهای جهان سالها ترس وجود خطری به نام بالقوه تکثیر سلاحهای هستهای را القا کردهاند. سال 1964 چین کمونیست وقتی اقدام به تولید سلاحهای هستهای کرد، جان مککان، رئیس وقت سازمان سیا ادعا کرد که حال جنگ هستهای «اجتناب ناپذیر» است اما چین در سکوت و آرامش سلاحهای هستهای خود را ساخت، بدون آن که واقعاً تهدیدی هستهای علیه امریکا و غرب را خلق کند.
این توجیهات و بازی الفاظ در روابط بینالملل هنوز هم ادامه دارد. بیش از یک دهه متفکران سیاسی امریکا مشغول این فرضیهپردازی بودند که رژیم ناهنجار صدام در مسیر تبدیل به قدرت دارنده سلاحهای هستهای است اما عاقبت بطلان این فرضیات اثبات شد. لکن فاش شدن سند «دروغ تاریخی» کاخ سفید در ماجرای عراق هرگز موجب نشد امریکا این شگرد را علیه دیگر حریفانش نیازماید. واشنگتن در سه چهار سال اخیر دستکم برای منکوب کردن دو قدرت مخالف خویش در خاورمیانه، سوریه و ایران، از این شگرد بهره کامل گرفته است.
لندن و نیویورک در روزهای جاری میزبان همایشهای پرسروصدا درباره جهان عاری از سلاحهای هستهای هستند. شعار واحد همایش ها این است که عصر هستهای آشکارا رو به پایان است اما امضای پیمانهای رنگارنگ در این همایشها هرگز به معنای این نیست که زرادخانههای قدرتهای هستهای برچیده خواهد شد.