بسم لله الرحمن الرحیم
رضا گرمابدری:محمدرضا تاجیک مشاور رئیس جمهور سابق در جلسه آسیب شناسی جنبش اصلاحات به نقد دوران هشت ساله حکومت مدعیان این جنبش پرداخت و به برخی آسیب هایی که متوجه این مجموعه بود اشاره کرد. از جمله:
1-فقدان تعریف مشخص از اصلاحات 2- مشخص نبودن خودی و غیرخودی 3-مشابهت رفتاری با گروه های توتالیتر و مشی تمامیت خواهانه 4-تحمل نکردن دیگران حتی خودی ها 5-متصلب بودن در دیدگاه ها و آرای سیاسی 6-ضعف در شناخت تحولات و تاثیر زمان بر امور 7-قدرت طلب بودن صاحبان فکر و اندیشه 8-تعدد رهبری و...
مروری دوباره بر موضوعات فوق، خواننده آشنا با مسائل سیاسی را به سال های 76 به بعد بازمی گرداند. پیروزی ناباورانه جبهه دوم خرداد و بر مسند قرار گرفتن برخی افراد کم ظرفیت که از درک ابعاد پندآموز حماسه دوم خرداد ناتوان بودند، راه ناصوابی را فراروی آنها قرار داد و در اولین گام پرچم مقابله با ارزش های انقلاب را که برگرفته از آموزه های دینی بود به اهتزاز درآوردند و نسیم مناقشه و منازعه را بر آن وزیدند. تمام آنچه را که چند روز پیش آقای تاجیک به عنوان آسیب های جبهه دوم خرداد بیان کرد و پاره ای موارد که در بیان وی نیامد و از قلم افتاد، بارها و بارها در آن ایام توسط دلسوزان و صاحبنظران، با صراحت بیان گردید، اما سرمستی بر مسندنشستگان اجازه نداد ارزش این واقعیات آشکار شود و به حکم اینکه این سخنان از دهان رقیب برآمده، محکوم به بی اعتنایی گردیدند. رفتار پدرسالارانه برخی گروه های پرمدعای دوم خرداد به موازات از دست دادن پایگاه متزلزل مردمی در داخل جبهه هم گروه های کوچکتر را از دست می داد. تلخی رفتار گروه های پرمدعا آنقدر زیاد بود که با گذشت ماه ها هنوز هم این گروه ها رغبتی برای نزدیکی و ائتلاف از خود نشان نمی دهند. محورهای مورد توجه آقای تاجیک در حکم دادخواستی علیه جبهه دوم خرداد است که ظاهرا در این دادگاه کسی تبرئه نمی شود و هر فرد و گروهی سهمی از تقصیر را به عهده دارد. دادگاه تاجیک از این حیث اعتبار دارد که وی به واسطه دو جایگاه مهم مشاور رئیس جمهور و رئیس مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری از مسائل ریز و دقیق مربوط به تعامل گروه های دوم خردادی با یکدیگر و برنامه های کلانی که در ارتباط با مسائل سیاسی و اجتماعی داشتند مطلع بود. درس های دیرهنگام تاجیک در عین درستی در بیشتر موارد امروز هم به کار گروه های دوم خرداد از این جهت که بتوانند دوباره در کنار هم قرار گیرند، نمی آید زیرا همچنان افراد و گروه هایی در این مجموعه وجود دارند که تا حد زیادی به مشی گذشته خود اعتقاد دارند و اگر هم بعضا اقدام به انتقاد از گذشته می کنند برای همنوایی با فضای ایجاد شده فعلی است و گرنه اعتقادی به مباحث مطرح شده از سوی منتقدین درونی ندارند. این چنین است که می توان گفت همانگونه که بعد از انتخابات سوم تیر 48 آشکار شد حد نهایی همگرایی در گروه های دوم خرداد جمع شدن دو_سه گروه در کنار یکدیگر است و چنانچه مصلحت هایی هم ایجاب کند که بیشتر آنها در ذیل ائتلافی با هم باشند به احتمال زیاد ائتلافی شکننده تر از ائتلاف جبهه دوم خرداد خواهد بود، اما باید پرسید آیا این گروه ها حاضر هستند راه شکست خورده قبلی را دوباره طی کنند.