صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۱۲۵۲۱۸

فتح‌الله پریشان
تفکر سیاسی خواجه نصیرالدین طوسی بر بنیان های فلسفی- کلامی استوار است و از منظر تفکر ناب شیعی به انسان، جامعه و جهان نگاه می کند. تفکر سیاسی خواجه به تفسیر جهانی می پردازد که آن را هدفمند و انسان را کمال نگر و کمال گرا دانسته و سیاست در آن را سیاست الهی قلمداد می کند که از توانایی رساندن انسان به ملکات و فضایل معنوی بالا برخوردار است. چنین سیاستی از منظر خواجه نصیر، صرفاً در «نظام امامت» دست یافتنی و قابلیت اجرایی دارد. از این رو، وی نظریه «نظام امامت» را در قالب مسائل فلسفی- کلامی خود در کتاب ها و رساله های متعددی همچون اخلاق ناصری، تجریدالاعتقاد و رساله امامت به عنوان نظامی که زمینه های رشد و کمال انسان را فراهم می کند و متضمن استمرار آن در طول حیات بشر است، ارائه می دهد. در حالی که قبل از ارائه چنین نظریه ای- بعد از غیبت امام عصر (عج)- به مسئله امامت بانگرش فلسفی- سیاسی و راهبردی آن و ترسیم نظام سیاسی ای از آن ، توجه نشده بود.
محقق طوسی سیاست را به معنای تدبیر حیات جمعی و علم سازماندهی، ساماندهی، راهبردی و راهبری یک اجتماع سیاسی، اعم از شهر، کشور و جامعه جهانی و بین المللی می داند که موضوع آن، راهبری حیات جمعی از وضع موجود به وضع مطلوب است.
سیاست در نظر خواجه طوس، دارای سه منشأ غریزه، عقل و شرع است. اما غریزه، چون انسان در سیطره قوای شهویه و غضبیه است به تناسب انگیزه افراد، منافع و مضار افراد با یکدیگر تعارض و تزاحم پیدا می کنند، از این رو «اعتدال شهوات به سیاست حاکمی نیازمند است که به تدبیر طبایع افراد در جهت دهی و تنظیم آن ها بپردازد.» اما عقل ، پس از تنظیم روابط افراد، به ساماندهی و راهبری جامعه سیاسی می پردازد. ابزار این راهبری از منظر خواجه وضع قوانین و رعایت مصالح جامعه براساس عدالت است که خود اساس حکمت عملی می باشد. البته در این مورد اصلاح ذات حاکم در مرحله اول حائز اهمیت است تا وی با عدالت ورزی در درون بتواند آن را به جامعه تسری دهد و در مورد شرع، محقق طوسی آن را مرتبه ای از مصالح و مفاسد نوعی انسان در جامعه سیاسی می داند که عقول مردم در ادراک آنها مستقل نیست و اگر شارع، آنها را به خود رها کند، آنان به چنین مصالحی دست نمی یابند و به مفاسد رو می آورند. بدین منظور خداوند براساس قاعده لطف انبیای خود را مبعوث کرد تا انسان را هدایت نماید.
از ویژگی های بارز خواجه نصیرالدین طوسی به لحاظ موقعیت زمانی و مکانی که در آن قرار داشته، این است که با شرح و تفسیر مناسبی به تبیین فلسفه سیاسی فارابی می پردازد و به بازنمایی تقسیم بندی وی درخصوص نظام سیاسی مطلوب و غیرمطلوب با نظریه های خاص خود بذل توجه نشان می دهد. افراد در یک جامعه سیاسی در شأن اجتماعی خود روابط پیچیده ای دارند. سیاست حال و آینده آنها دارای لوازمی است که به ایجاد نهادها و سازمان های خاصی می انجامد. نظیر اینکه نهادی متولی سیاست گذاری اقتصادی آن جامعه در تأمین نیازهای اقتصادی حال و آینده آن باشد یا سازمانی دیگر به تدبیر امور امنیتی یا فرهنگی جامعه بپردازد. حال جامعه سیاسی که سیاست آن چنین گسترده و پیچیده است، به نظام سیاسی که دارای اجزا و ساختاری است، تبدیل می شود که آنها هر یک در ارتباطی تنگاتنگ یکدیگر را تعریف می کنند و بسته به اهدافی که مردم آن نظام دارند، به اقسامی تقسیم می شوند. بعضی از جوامع به دنبال کسب فضایل هستند و برخی دیگر اهدافی غیر از فضایل را دنبال می کنند. از این رو خواجه نصیر نیز به تبعیت از فلسفه سیاسی فارابی نظام سیاسی را به دو دسته کلی فاضله ( مطلوب) و غیرفاضله(نامطلوب) تعریف می نماید. البته از منظر خواجه نصیر نظام سیاسی مدینه فاضله به مثابه حق مداری آن یک نوع بیشتر نیست چون حق واحد است، اما نظام های سیاسی اجتماعی مدن غیرفاضله به ازای نوع انحراف از حق و میزان آن متعدد می شوند. مدینه فاضله، اجتماع افرادی است که عزم و اهدافشان فراهم کردن خیرات و استفاده از آنها است و از آنجا که خیرات از خیر مطلق سرچشمه می گیرد و خیرمطلق ، واحد است؛ بنابراین چنین مدینه ای واحد است و تعددپذیر نیست. خواجه طوسی برای استواری نظام سیاسی مورد نظر خود، نهادهایی را به عنوان ارکان نظام سیاسی مدینه فاضله برمی شمارد که عبارتند از: نهاد رهبری که متکفل تدبیر مدینه است و افراد آن فضلا و حکما هستند، نهاد ذوی الالسنه که همان فرهنگیان و مبلغان هستند که متکفل رشد فرهنگی و دینی مردمند، نهاد مقدران ( دیوان محاسبات)، مجاهدان ( نظامیان) و نهاد مالیان که متکفل تأمین نیازهای مالی و غذایی هستند.
اما نظام های سیاسی غیرفاضله(نامطلوب) عبارتند از: نظام سیاسی جاهله، نظام سیاسی فاسقه و ضاله که البته محقق طوسی نظام سیاسی اجتماعی مدینه جاهله را به طور مبسوط توضیح می دهد و آن را به شش نوع؛ نظام سیاسی ضروری، سودگرا، لذت طلب، کرامیه ( اعتبارطلب) ، تغلبیه (سلطه گر) و نظام سیاسی احرار ( آزاد) تقسیم می نماید.

نام:
ایمیل:
نظر: