بسم الله الرحمن الرحیم روز سی ام تیرماه همین امسال بود که خبر تدارک سلفی ها برای تخریب حرم های مطهر حضرت امام حسین علیه السلام و حضرت عباس و حضرت زینب براساس فتوای تعدادی از مفتیان وهابی را در ستون « جهت اطلاع » روزنامه به چاپ رساندیم و فردای آن روز نیز « خشم مسلمانان از موضع تفرقه افکنانه مفتی های وهابی علیه عتبات عالیات » همراه با عکسی از حرمین کربلا تیتر اول روزنامه جمهوری اسلامی شد. اخبار تظاهرات صدور بیانیه ها و موضعگیری های اقشار مختلف مسلمانان اعم از شیعه و سنی بویژه علمای فریقین در هفته های اول و دوم مرداد ماه گذشته بر صفحات روزنامه ها نقش بست و توسط رسانه های مختلف نقل شد. هشدارهای زیادی به دولت های کشورهای اسلامی و عربی بویژه عربستان که اکثر مفتی های وهابی در آنجا هستند داده شد و دولت عربستان نیز مخالفت خود را از چنین فتواها و تصمیماتی اعلام کرد. متاسفانه همان روزها عده ای از افراد خوشبین اما ساده لوح با قاطعیت تمام در محافل خصوصی این اخبار را کهنه و انتشار آنرا جهت دار معرفی کردند و تلاش نمودند چنین وانمود سازند که خبری نیست و خاطرها آسوده باشد! درگیری های خونین روزهای نیمه شعبان در کربلا که بیش از 50 کشته و صدها زخمی برجای گذاشت و موجب تشکیل حکومت نظامی در شهر شد نشان داد آن خبر درست بود و انکار آن از نوعی ساده لوحی و خوشبینی مفرط ناشی میشد. متن خبر 30 تیر چنین بود : « سایت عراقی نهرین از فتوای برخی مفتیان سعودی برای انهدام ضریح مبارک امام حسین علیه السلام و زینب کبری (س ) خبر داد. این سایت با اشاره به شادی برخی گروه های سلفی از دو تعرض پیاپی به حرم عسکریین علیهما السلام نوشت : به تازگی شهرهای عربستان سعودی شاهد نسخه هائی از فتاوای علمای وهابی و توزیع آنها بوده اند که خواستار انهدام ضریح ها و قبور شده و از آنها به عنوان نشانه شرک و بت پرستی یاد کرده اند! این گزارش میافزاید بویژه پس از بروز شادی از انفجار مرقد سامرا برای بار دوم و رد و بدل کردن تبریک و تهنیت و دعا برای مجرمان این عملیات تروریستی آنها به هوس ضربه زدن به حرم امام حسین علیه السلام و سایر بقاع متبرکه افتاده اند. از همین رو طلاب مدرسه « محمد بن سعود » طی دو ماه گذشته و یک هفته پس از انفجار مرقد سامرا تشکیل گروهی از طلاب داوطلب برای ترویج این فتاوا در تعطیلات تابستان را آغاز کرده اند. به گفته طلاب این مدرسه گروهی از علمای وهابی انهدام بقیه ضریح ها در عراق بویژه کربلا را تشویق می کنند. شیخ عبدالرحمن براک شیخ ممدوح الحربی دکتر ناصر العمر ابن جبرین دکتر سفرالحوالی همچنین مفتی وهابی کویتی حامدالعلی از جمله مفتیانی هستند که چنین فتاوایی صادر کرده اند. این گزارش ها حدود چهار ماه است که در اختیار نیروهای امنیتی عراق قرار گرفته و بسیار موثق به نظر می رسد اما آنچه این گزارش ها را جدی تر می کند کشف تجهیزات امنیتی در استان کربلا و نیز تجهیزات موشکی از نوع « گراد » است که دو هفته پیش به سوی مرکز این شهر از منطقه الوند در 25 کیلومتری شهر نشانه گرفته شده است . همچنین نقشه های تروریستی برای تجاوز به ضریح امام حسین علیه السلام و حضرت عباس بن علی علیه السلام کشف شده است » . مروری بر متن این خبر چند نکته را که درستی همه آنها اکنون به اثبات رسیده است گوشزد می کند. اول آنکه برخلاف اصرار افراد خوشبین جریان فتوای انحرافی مفتیان افراطی وهابی یک واقعیت بود. دوم آنکه مجریان این فتواهای انحرافی از فرصت تابستان برای آماده شدن استفاده کردند و در اواخر تابستان وارد عمل شدند. سوم آنکه اخبار مربوط به انتقال سلاح های ویژه به اطراف شهر کربلا درست بوده و عوامل اجرائی این توطئه از امکانات و حتی عوامل نفوذی برای اجرای فتواهای کثیف مفتی های وهابی برخوردار بودند. و چهارم آنکه همانطور که در خبر آمده هدف اول طبق نقشه های تروریستی تجاوز به ضریح مطهر امام حسین و حضرت عباس علیهما السلام بوده است . بدین ترتیب علاوه بر اینکه ساده اندیشی و خوشبینی را در اینگونه موارد باید کنار گذاشت همواره باید برای جلوگیری از فاجعه اقدام کرد. اخبار مربوط به سختگیری های ماه های اخیر توسط وهابی های افراطی در مدینه و مکه نسبت به زائران شیعه که در سالهای گذشته بی سابقه بوده نیز از مسائلی خبر می دهد که با آنچه در کربلا رخ داد همخوانی دارد کما اینکه سرمایه گذاری شیخ نشین های جنوب خلیج فارس در این ماجرا نیز همین نکته را تایید می کند و نشان میدهد دست های زیادی برای تحقق اهداف خاصی فعالند و آنچه در پشت پرده جریان دارد بسیار فراتر از صورت ظاهری مساله است . ریشه این ماجراها را باید در وقایع سیاسی عراق جستجو کرد. بسته شدن روزنامه الحیات به دلیل انتشار دخالت عربستان در ناامنی های عراق یک نشانه روشن است . الحیات بازوی رسانه ای دولت عربستان در جهان عرب است که با سرمایه گذاری کلان سعودی ها پا گرفته و در پیگیری اهداف آنها نقش عمده ای دارد. به همین دلیل انتشار دخالت های عربستان در ناامنی های عراق توسط الحیات و سپس توقیف این روزنامه به این جرم توسط عربستان مفهوم سیاسی روشنی دارد. سرمایه گذاری تعدادی از شیخ نشین های جنوب خلیج فارس در عراق و حمایت های سیاسی تسلیحاتی تبلیغاتی و مالی آنها از القاعده و تکفیری ها نیز مفهوم سیاسی خاصی خود را دارد کما اینکه تلاش های بی وقفه مصر و اردن و بعضی دیگر از کشورهای عربی برای اثرگذاری در وقایع عراق نیز همین مفهوم را دارد. وجه مشترک این سرمایه گذاری های کشورهای عربی در مسائل عراق اینست که آنها مایل نیستند اکثریت ملت عراق بر این کشور حاکم باشد و خواهان استقرار یک حکومت اقلیتی همسو با خود در عراق هستند. به عبارت روشن تر شیعیان عراق چوب برخورداری از اکثریت را میخورند و اگر بخواهند از این تهاجمات در امان باشند باید بپذیرند که مثل 80 سال فاصله میان اشغال عراق بعد از فروپاشی عثمانی تا سقوط صدام زیر سلطه اقلیت قرار گیرند و تحمیل ها و تحقیرهای حاکمیت های ظالمانه ای همچون حزب بعث را تحمل نمایند. دولت آمریکا نیز که در دو هفته اخیر با شدتی باورنکردنی فرمان به برکناری نوری مالکی را میداد در این خواسته با کشورهای عربی منطقه وجه مشترک دارد. موضع مدبرانه شیعیان عراق در این ماجرا چیزی غیر از مقاومت و هوشیاری در برابر توطئه ها نباید باشد. فقط با مقاومت هوشیارانه است که مشکلات کنونی عراق در بستر زمان حل خواهد شد و ناکامی نصیب اشغالگران و همدستان آنان خواهد گردید.