صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۱۲۵۲۸۵

بسم الله الرحمن الرحیم
تازه ترین خبرها از واشنگتن حاکی است کمیته اقتصادی سنای آمریکا در آستانه 13 آبان در ادامه سیاست « چماق و هویج » بر ضد ایران و برای تحت فشار قرار دادن کشورمان جهت تن دادن به خواسته های نامشروع کاخ سفید قطعنامه ای را تصویب کرده که به دولت اوباما اختیار می دهد قوانین تحریمی شدیدتری را علیه جمهوری اسلامی ایران به اجرا در آورد. این درحالیست که سنا و مجلس نمایندگان آمریکا هفته گذشته طرح دیگری را در زمینه تحریم علیه شرکتهایی که در بخش انرژی ایران سرمایه گذاری و مشارکت کرده و همچنین در زمینه فروش فرآورده های نفتی به ایران فعالیت می کنند از تصویب گذراند.
شاید عده ای براساس شعارها و تبلیغات انتخاباتی باراک اوباما تصور می کردند که او به سیاستهای « چماق و هویج » آمریکا در قبال ایران پایان داده و می تواند گره روابط تهران و واشنگتن را نه با دندان بلکه با عقل و تدبیر باز کند ولی عملکرد او در چند ماه گذشته نشان داد که هیات حاکمه جدید آمریکا عمل به نسخه بازسازی شده سیاست چماق و هویج بوش را در قبال ایران در پیش گرفته و حتی در بعضی موارد با فربه کردن چماق و گسترش تهدیدهای نظامی و تحریم های اقتصادی خواستار براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران است با این تفاوت که اوباما برخلاف بوش که سیاست تغییر حکومت ایران را دنبال می کرد و موفق به اجرای آن نشد ظاهرا ادامه این سیاست را کنار گذاشته و به جای آن سیاست هضم کردن ایران در سیاستهای بین المللی را پیگیری می نماید آنگونه که استحاله ایران را به صورت چند وجهی و پرشتاب در راس سیاستهای خود قرار داده است .
در راستای چنین سیاستی آمریکائیها سعی دارند با ایجاد فشارهای مضاعف دولت و گروههای سیاسی ایران را به تغییر رفتار در مسائل حساس و کلیدی وادار کرده و به این ترتیب بدون آنکه نیازی به تغییر نظام سیاسی ایران باشد اقدام به بی هویت کردن نظام و استحاله آن کنند.
این سیاست که شش ماه پیش توسط گروه مشاوران باراک اوباما روی میزکار او قرار گرفت اکنون به عنوان راهکار کاخ سفید برای مهار ایران و با هدف استحاله نظام جمهوری اسلامی ایران در دستور کار دستگاه دیپلماسی آمریکا قرار گرفته است . در بطن این سیاست یک گزاره بنیادین وجود دارد که آمریکا درعین حال که تحت هیچ شرایطی حاضر به اعطای امتیاز به ایران نخواهد بود در عین حال نشانه های امیدوار کننده و چراغ سبزهایی مبنی نرم شدن سیاستهای کاخ سفید به ایران ارسال می کند که بتواند امیدواری هائی را در حل و فصل روابط تهران ـ واشنگتن ایجاد کرده و گروههای سیاسی را به وادی ایجاد رقابت و مسابقه در راه مذاکره برای از سرگیری روابط بکشاند . بنابر این چرخش 180 درجه ای برخی جناحهای منتسب به دولت برای مذاکره با هیاتهای آمریکایی و باز کردن باب گفتگوهای هسته ای به اصطلاح موثر و مقتدرانه با آمریکا جای شگفتی بسیار دارد. این تعجب وقتی بیشتر و دامنه دارتر می شود که در گذشته مذاکره بر سر حق هسته ای مردم ایران با کشورهای غربی توسط این جناح غلط ارزیابی شده و به شدت با آن مخالفت می شد اما امروز نه تنها در حاشیه مذاکرات هسته ای باب مذاکرات دوجانبه با مقامات آمریکایی باز می شود بلکه تحویل اورانیوم های غنی شده کشورمان به غرب یک پیروزی قلمداد گردیده و از منتقدان این کار به شدت انتقاد می شود. برخی تحلیل گران معتقدند این جریان سیاسی که خود را متولی رسمی خط انقلاب معرفی می کند و در بیانیه های سیاسی و اطلاعیه های تبلیغاتی خود را نوک پیکان مبارزه با آمریکا قلمداد می نماید در خفا تلاش دارد زمینه هایی را در « مفاهمه » با آمریکا بازگشایی کند که سرانجامی جز « معامله » برای آن متصور نیست .
از سویی برخی دیگر از جناحهای سیاسی در آستانه روز ملی مبارزه با استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا که امام خمینی آنرا انقلاب دوم نامیدند مواضعی از خود بروز می دهند که هرگز بامواضع صریح آشکار و توفنده امام در قبال آمریکای جنایتکار و شیطان بزرگ سازگاری ندارد که هیچ بلکه در تباین غیرقابل انکار با آن است . قطعا امروز بزرگترین شرمندگی برای کسانی که خود را فرزندان معنوی امام می دانند این است که حاضر نیستند مواضع خود را در قبال سیاستهای سلطه جویانه آمریکا بیان کنند و آنچنان گرفتار دلمشغولی های داخلی شده اند که شیطان بزرگ را به فراموشی سپرده اند.
قطعا پذیرفتنی نیست افراد و جریانهایی که وجاهت و مقبولیت گذشته خود را از خط امام کسب کرده اند امروز در قبال بزرگترین و با اهمیت ترین رویداد تاریخی انقلاب و موضوع دخالتهای شیطان بزرگ و جنایتهای آمریکای جهانخوار دچار چنین گنگی بزرگ و سکوت سنگینی شده باشند چرا که اکنون بیش از هر زمان دیگری احساس می شود نیروهای خط انقلاب در مسائل اصلی و کلیدی باید بر مواضع امام و نظام پافشاری کرده و خط خود را از جریانات سرسپرده جدا کنند.
بنابر این مهمترین انتظار مردم و پیروان واقعی خط امام که انقلاب بر دوش رنجها و از خودگذشتگی های آنان شکل گرفته و ادامه یافته از همه نیروهای سیاسی همراستای انقلاب این است که موضع خود را نسبت به آمریکا مشخص کرده و حساب خود را با دشمن اصلی انقلاب روشن کنند. اینکه عده ای تصور کنند با مبهم گذاشتن موضوع و عدم اعلام نظر خود نسبت به آمریکا می توانند از بازی یارگیری سیاسی در داخل و خارج بهره مند شوند بزرگترین خسارت را متحمل شده اند زیرا آمریکا به دنبال طعمه گیری سیاسی از گروههاست و در این بازی احتمال پیروزی برای هیچیک از جناح های سیاسی در تعامل با آمریکا وجود ندارد. در واقع مردم با صراحت به همه گروههای معتقد و وفادار به نظام اسلامی و خط امام گوشزد می کنند مواضع خود را شفاف کنند و پایبندی خود را نسبت به رویکرد استکبارستیزی که شاخص اصلی انقلاب اسلامی است اعلام نمایند و اجازه ندهند این خط روشن و انقلابی تحت الشعاع مسیرهای انحرافی و سیاستهای حیله گرانه استکبار جهانی قرار گیرد.

 

نام:
ایمیل:
نظر: