هرچند زودهنگام، اما دور جدیدى از بهانهتراشى دوم خردادىها با زیر سوالبردن مهندسى و سلامت انتخابات آتى مجلس آغاز شده است. چنین رویکردى براى افکار عمومى دور از ذهن و غیر معمول نیست. گوشهاى مردم به نق زدنهاى پیش از هر انتخابات دوم خردادىها عادت کرده است.پیرامون مهندسى انتخابات در ایران سخن بسیار گفته شده و پرواضح است که روند اجرایى و برگزارى انتخابات در ایران یکى از سالمترین و پاکترین مدلهاى انتخاباتى در بین کشورهاى مردمسالار است . تقیدات، تضییقات و روح دینى مردمسالارى در ایران اصلىترین عامل تفوق سلامت انتخاباتى در بین سایر کشورهاست.اما در چرایى احتجاجات سقیم و بعضا تبلیغاتى دوم خردادىها در اعتراض به روند برگزارى انتخابات و نحوه احراز صلاحیتها باید بر نارس بودن مولود دوم خرداد انگشت تاکید گذاشت.برخى احزاب در آستانه هر انتخابات مجموعهاى از مواضع را در مقابل سیاستها اتخاذ مىکنند و نوعا بر این اعتقادند که این مواضع، پشتیبانى گروه بزرگ یا منسجمى از راى دهندگان را به همراه دارد . شیوههاى تنظیم مواضع حزبى در قبال سیاستها از کشورى به کشور دیگر و از حزبى به حزب دیگر تفاوتهاى بسیارى دارد اما نکته قابل توجه آنجاست که هیچ یک از احزاب پیشرفته نقطه اتکال مواضع خود - براى جلب حجم قابل توجهى از آرا - را بر تخطئه و زیر سوالبردن مهندسى انتخابات و نحوه برگزارى آن نمىگذارند.متاسفانه برخى گروههاى دوم خردادى به دلیل فقدان بلوغ سیاسى لازم به جاى ارائه مواضع صریح حزبى در قبال مسائل مختلف سیاسی، اقتصادى و اجتماعی، تصور مىکنند تنها راه جلب افکار عمومی، مظلومنمایى کاذب با توسل به اعوجاجات سیاسى و اجتماعى و استفاده از ترفندهاى نخنما شده در اعتراض به رد صلاحیتهاست.غافل از آنکه افکار عمومى با هوشتر از همیشه در حال رصد مواضع احزاب است و تاریخ مصرف دکترین “اشک تمساح” تمام شده است.نارس بودن مولود دوم خرداد، این جریان را با یک چالش دیگر مواجه کرده است و آن بافت ناموزون و گسستپذیر “گره”هاى دوم خردادى است. جریان موسوم به دوم خرداد پس از گذشت 10 سال متشکل از گروهها و جریانات مختلفى شده که در یک ارکستر غیرهارمونیک بدون رهبر، بیشتر اوقات ساز مخالف مىزنند. اظهارات اخیر حجت الاسلام مهدى کروبى تنها نمایانگر بخش کوچکى از شکافهاى موجود در جبهه دوم خرداد بود. به تعبیر کروبى “عدهاى ورشکسته سیاسی” با مانیفستهاى مختلف حزبى که گهگاه 180 درجه با یکدیگر متفاوت هستند، حول هیچ چیز نمىتوانند ائتلاف کنند. همین موضوع باعث تغلب گروههاى افراطى بر گروههاى معتدل دوم خردادى شده وعملا ریشهاى جریان “بىسر” دوم خرداد به قیچى گروههاى افراطى سپرده شده است. پر واضح است که آرایش و پیرایشى که به دست افراطیون صورت بگیرد از دوم خرداد چیزى جز یک وجهه کریهالمنظر در انظار عمومى باقى نخواهد گذاشت.گروههاى معتدل دوم خردادى باید بیش از پیش به گوش باشند و ریش و قیچى را از دست افراطیون بستانند. خاتمی، کروبى و یا هرکس دیگرى که بتواند گروههاى افراطى را از بدنه جبهه دوم خرداد دور کند، خدمت بزرگى به این جریان کرده است و مىتوانند مدعى باشند که قابلیت رهبرى جبهه دوم خرداد را داراهستند. جریان افراطىدر پى تالیف و تبیین مواضع صریح حزبى نیست بلکه یک جریان بحرانزیست است که سعى دارد از آب گلآلود ماهى بگیرد. لذا گروههاى اعتدالى دوم خرداد نباید اجازه دهند که برخى با اظهارنظرات مغرضانه خود آب زلال روند برگزارى انتخابات را گلآلود کنند و با صید نا بجاى ماهىها، افکار عمومى را مضطرب سازند.والسلام