بسیاری از تحلیلگران در داخل وخارج لبنان می پرسند: حزب الله پس از گذشت یک سال از جنگ سی وسه روزه، در صدد چه اقدامی می باشد؟ آن چه این سوال را دارای حساسیت بیشتری کرده است سخنان سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله در سالگرد پیروزی حزب الله در 15 اوت 2007( 24/5/86) بود که اسراییل را تهدید به یک شگفتی تازه نمود که نه تنها روند جنگ بلکه سرنوشت منطقه را دچار تحول خواهد کرد.آیا حزب الله به سلاح وتجهیزات کافی جهت مقابله با اسراییل وجنگنده های آن دست یافته است؟ وآیا با کمک متحدین خود سلاح غیر متعارف همچون سلاح شیمیایی به دست آورده است؟ ویا تهدیدات نصرالله نوعی نیرنگ وتنها در قالب جنگ روانی بوده است؟ناظران می گویند نصرالله معمولا به وعده هایی که داده است جامه عمل پوشانده است که نمونه های آن را در جنگ تابستان گذشته شاهد بودیم از جمله هدف قراردادن ناوچه ساعر و انهدام تانک های پیشرفته مرکاوا و یا بمباران عمق اراضی سرزمین های اشغالی و... ویژه پس از جنگ تابستان گذشته، حزب الله تبدیل به قوی ترین میلیشیا در جهان شده است. وزیر زیربنایی اسراییل هم در واکنش به تهدیدات نصرالله اعلام کرد نصرالله شخصی متکبر است، اما هیچگاه دروغ نمی گوید ومتاسفانه هر آن چه وعده می دهد عملی می سازد!شواهد میدانی در جنوب لبنان حاکی از آن است که حزب الله علیرغم حضور انبوه نیروهای یونیفل و ارتش لبنان در این منطقه، خود را برای نبردی جدید آماده می سازد. یکی از مسئولان حزب در مصاحبه با شبکه بی بی سی اعلام کرده بود حزب الله انتظار جنگ جدیدی را در سال آینده از سوی اسراییل دارد. این در حالی است که حزب الله افزون بر آمادگی های نظامی وتسلیحاتی، همچنان بر حمایت های مردم لبنان خصوصا شیعیان که بار سنگین نبرد سال گذشته را بر دوش کشیدند، تکیه دارد.اما از سوی دیگر اسراییل نیز به تجهیز و تقویت زرادخانه خود پرداخته و با حمایت آمریکا میلیاردها دلار هزینه تسلیحات جدید وآموزش نیروهای خود نموده است. البته اسراییل دچار آسیب سختی به ویژه در بعد روانی شده است وشاید آمادگی نبردی دوباره را نداشته باشد، اما به اعتقاد برخی تحلیلگران همین آسیب روانی می تواند عاملی برای انتقام وبرافروختن جنگی جدید شود، خصوصا اگر آمریکا بار دیگر پروژه جنگ نیابتی را رقم زند.در واقع دو طرف(حزب الله واسراییل) با توجه به تجارب جنگ گذشته در حال نوعی رقابت نظامی هستند تا در هر گونه جنگ احتمالی آینده ابتکار عمل را در دست گرفته وبر دیگری غلبه یابند.حزب الله پس از عقب نشینی اسراییل در سال 2000 برای ادامه حضور نظامی خود در صحنه لبنان با مشکلاتی مواجه شد واکنون اشغال مزارع شبعا را دلیلی برای ادامه مقاومت وحفظ سلاح خود می داند، اما سازمان ملل این مزارع را متعلق به سوریه می داند و در قطعنامه 1701 نیز آمده است پس از تعیین مالکیت آن، اسراییل باید این اراضی را تخلیه کند.در صحنه داخلی لبنان، حزب الله در معرض فشار زیادی قرار گرفته است وعلیرغم آن که برخی گروه ها آن را می ستایند، اما برخی دیگر از این جنبش به عنوان دولت سایه در لبنان یاد می کنند و ورود شتابان آن را به عرصه رقابت های سیاسی داخلی زیر سوال می برند.اعتراضات معارضین پس از نه ماه در قلب بیروت کم وبیش ادامه دارد، اما نتایجی در برنداشته است وتنها به فلج شدن دولت وامور جاری لبنان منجر شده است. آن گونه که «رامی الخوری» تحلیلگر لبنانی گفته است خروج حزب الله از دولت موجب انتقادات شدیدی علیه این جنبش شده است که شاید با ستایش های به عمل آمده از این حزب پس پیروزی، برابری می کند. این در حالی است که حزب الله از سهم عادلانه معارضین در حاکمیت در چهارچوب «دولت وحدت ملی» سخن می گوید و دولت فعلی را ناکارآمد و بلکه خائن می خواند.چادرهای برپا شده در میدان شهدا و ریاض الصلح در بیروت هنوز به چشم می خورد، هر چند افراد زیادی در آن بسر نمی برند. سران حاکم تنها از پنجره های مقر حکومت به این چادرها می نگرند و قادر به کاری نیستند. آن ها به زعم خود نگران ماجراجویی جدیدی از سوی حزب الله هستند و می گویند:«نمی خواهیم بار دیگر تانک های اسراییلی را نظاره کنیم، ما ترجیح می دهیم مشکل مزارع شبعا را از طریق سازمان ملل حل کنیم».اکنون سوال اساسی در عرصه داخلی لبنان آن است که چه کسی سیاست های امنیتی این کشور را ترسیم می کند؟ دولت یا حزب الله ویا تهدیدات و تجاوزات ناگهانی اسراییل؟ قطعا اگر گزینه سوم درست باشد، باید منتظر شگفتی های تازه ای باشیم که سید حسن نصرالله وعده آن را داده است.