صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۱۲۶۶۱۶

علی تتماج
گسترش ناآرامی ها در سومالی طی هفته های اخیر می رود تا این کشور را با بحرانی انسانی مواجه سازد هر چند که سیر تحولات نوید تشکیل کشوری اسلامی را در آفریقا می‌دهد.
کشور سومالی با 10 میلیون جمعیت در شاخ آفریقا قرار دارد. این کشور در سال 1960 پس از چند دهه استعمار انگلیس و ایتالیا، استقلال یافت. در سال 1991 با سقوط دولت دیکتاتوری «محمد زیادباره» بحران داخلی در این کشور تشدید گردید. در طی 15 سال گذشته هیچ دولت مقتدر و مستقلی نتوانسته در «موگادیشو» پایتخت تشکیل گردد. تاکنون بیش از 500 هزار نفر در کشور اسلامی سومالی قربانی جنگ شده اند. در سال 2004 و در توافقات صلح که با اقدامات سازمان ملل صورت گرفت «عبدالله یوسف» در کنیا دولت انتقالی را تشکیل داد. افزایش ناآرامی ها در کشور مانع از آن شد که وی بتواند دولت را در کشور تشکیل دهد.
لذا دولت در تبعید (در کنیا) را سازماندهی نمود که آن هم چندان دوامی نیاورده و با اختلافات داخلی مواجه است. هر چند سومالی، کشوری عربی نمی باشد اما به دلیل رایج بودن زبان عربی در آن، از اعضای اتحادیه عرب قلمداد می شود. در ادامه ناآرامی های این کشور در طی هفته های اخیر درگیری ها میان گروه های موسوم به «جنگ سالاران» و «شبه نظامیان مسلمان» افزایش یافته است.
براساس گزارش های منتشره از سوابق این گروه ها، جنگ سالاران که از گروه های محلی می باشند، تحت حمایت آمریکا هستند که نگرش سکولار و غیردینی دارند. بسیاری آنها را دست پرورده آمریکا برای ایجاد پایگاهی برای این کشور در آفریقا می دانند بویژه اینکه پس از شکست آمریکا در برقراری صلح در این کشور در سال 1992، تلاش واشنگتن برای سرکوب مخالفان خود در آن، افزایش یافته است. در همین راستا نیز مقامات آمریکا بارها تاکید کرده اند که با حمایت از جنگ سالاران ادامه خواهند داد.
«جندای فریزر» معاون وزیر امور خارجه آمریکا صراحتا بیان کرده است که سیاست ما در قبال سومالی تقویت همکاری و حمایت از گروه هایی است که برای مبارزه با اسلام گرایان و القاعده فعالیت می کنند. در همین حال جرج بوش نیز در دیدار با «دنیس ساسو» رئیس اتحادیه آفریقا اعلام داشت که ما برای تقویت جبهه مقابله با پیروان القاعده تلاش می کنیم (منظور مقابله با اسلام گرایان سومالی بوده است). در نقطه مقابل جنگ سالاران، شبه نظامیان اسلام گرا با عنوان «دادگاه شرعی» به رهبری «شیخ شریف بن احمد» قرار دارند.
این گروه که پس از تشدید درگیری های قبیله ای میان «کنگره ملی سومالی» داود و هاویه شکل گرفت در چارچوب فعالیت های خود تشکیل دولتی اسلامی و پایان دادن به بحران انسانی را اساس کار خود عنوان کرده است. آنها که در حال حاضر به عنوان فاتحان درگیری های اخیر در موگادیشو مطرح شده اند از جانب آمریکا به عنوان القاعده سومالی نام گذاری گردیده اند. واشنگتن بیش از جنگ عراق به بهانه وجود این گروه ها، سومالی را یکی از گزینه های بعدی مبارزه با تروریسم عنوان کرده است.
در شرایط کنونی روند تحولات سومالی از دو منظر می تواند قابل تامل باشند.
با عنایت به گذشته این درگیری ها می تواند زمینه یک بحران منطقه ای گردد. بحرانی که استمرار آن عاملی برای تشدید مداخلات خارجی در کشور سومالی می‌شود.
آمریکا وغرب در سال 1992 به بهانه بحران سومالی به این کشور لشکرکشی نمودند هر چند که به دلیل شکست مجبور به ترک آن شدند. در موقعیت فعلی که غرب برای حضور در آفریقا تلاش می کند، تحریک گروه های معارض می تواند راهکاری برای تکرار سناریو دهه 90 برای حضور آنها در آفریقا باشد. دست یابی به منابع انرژی ارزان، مقابله با سایر بازیگران جهانی و مبارزه با رشد اسلامگرایی از عوامل تاثیرگذار در اجرایی شدن این سیاست می‌باشد.
در نقطه مقابل با عنایت به سوابق شبه نظامیان اسلام گرا، و مواضع آنها و مردم سومالی روند تحولات را در قالب تشکیل دولت اسلامی می توان بررسی نمود.
چنان که بسیاری از سیاستمداران اعلام کرده اند که هدف دادگاه شرعی تشکیل جامعه ای اسلامی به دور از مداخلات خارجی است. هر چند هنوز تردیدهای بسیاری در عملکرد و ماهیت واقعی شبه نظامیان وجود دارد اما با پذیرش اظهارات و عملکرد آنها مهم ترین دلایل رویکرد آنها و ملت سومالی به پذیرش دولت اسلامی را چنین می توان ارزیابی نمود.
اولا افزایش مداخلات خارجی که جنگی 15 ساله با 500 هزار کشته را به همراه داشته است، این امر نارضایتی عمومی از غرب را در پی داشته که نتیجه آن گرایش مردم به گروه های اسلامگرا برای تشکیل دولت اسلامی به عنوان عامل صلح و وحدت شده است. اقدامی که مشابه آن در تحولات کومور که منجر به پیروزی اسلام گرایان شد مشاهده نمودیم.
ثانیا نهضت اسلامی در سایر کشورها به ویژه در خاورمیانه از جمله فلسطین، عراق، لبنان و در برقراری ثبات و توسعه این کشورها کارنامه موفقی داشته است.
ثالثا تلاش های غرب برای نفوذ فرهنگی و توسعه سکولاریسم در آفریقا که با فرهنگ و اعتقادات دینی مردم همخوانی نداشته است. بسیاری از تحلیلگران دلیل پیوستن به شبه نظامیان اسلام گرا را مقابله با سیاست های سکولاریستی غرب اعلام کرده‌اند.
در نهایت هر چند که هنوز به درستی سرنوشت سومالی و اهداف گروه های معارض و حامیان آنها مشخص نمی باشد اما روند کنونی را باید دوره ای جدید از مناقشات در سومالی و آفریقا پس از حل بحران سودان دانست. این امر از یک سو می تواند موجب مداخلات خارجی و در یک نگاه خوشبیانه تشکیل دولت اسلامی گردد. هر چند که تعدد بازیگران داخلی و خارجی در سومالی تحقق یکی از این دو سناریو در کوتاه مدت را دور از ذهن می‌نماید.

نام:
ایمیل:
نظر: