الگوبندى سهم دانش در قدرت به تعبیر مقام معظم رهبرى اقتضاى “ طبیعت جریان زندگى بشر” است . معظمله در دیدار اخیر خود با صدها تن ازنخبگان علمى کشور خاطرنشان کردند :”اگر کشورى خواهان عزت ،اقتدار ، استقلال، هویت، امنیت و رفاه است بایدداراى توانایى علمى باشد.”پرواضح است که دانش از دیرباز یکى از منابع اصلى تولید قدرت بوده وامپراتورىهاى بزرگ درپرتو دانش اتباع خود پابرجا ماندند و بردشمنانشان فائق آمدند ، اما میشل فوکو در نگاه مدرن مدعى است که دانش محصول قدرت است و اراده قدرت مىتواند درحرکت، شتاب وسمت وسوى دانش موثر باشد . در واقع درک رابطه بین قدرت و دانش مسبوق به پذیرش تاثیرات متقابل این دوفاکتور طبیعى بر یکدیگر است.دانش،قدرت مىآورد وقدرت مىتواند دانش تولید کند . درکشور ما عموما در بررسى عناصر درونى عقبماندگى تاریخى کشور به حاکمیت استبدادو سلاطین دست نشانده زبون ازدوره قاجار تاپیروزى انقلاب اسلامى اشاره مىشود . حرکتهاى مقطعى همچون تلاش واقدام امیرکبیربراى تاسیس دارالفنون تنها استثنائات وکورسویههایى از اهتمام قدرت به امر دانش است. باپیروزى انقلاب اسلامى مسیر حرکتى قدرت به یکباره عوض مىشود . اگر چه دانش موضوعیت یافته اما فقدان درک مناسبى از روابط متعامل دانش و قدرت نقشه علمى کشور را با اعوجاجات فرهنگى و اجتماعى روبرو کرده است. نسبت عجیب 70 به 30 دانشجویان دختر وپسر که تبعات اجتماعى ناخوشایندى راطى دهه آینده به همراه خواهد داشت،آشفتگى جایگاه ومواضع علوم دقیقه وهویتی،حجیم شدن بىمورد علوم ارزان قیمت که بایک تخته سیاه وچندصندلى قابل تدریس و تحصیل هستند، انفکاک وانفصال بدنه اجتماعى و اقتصادى کشور از دانشگاه و ... جملگى دغدغههایى هستند که باعث شده مقام معظم رهبرى ضمن تاکید برنهضت علمى در کشور برنقش شوراى عالى انقلاب فرهنگى به عنوان اتاق فرماندهى نقشه جامع علمى کشور تاکید کنند.ایشان دراین دیدار با تاکید برلزوم پیگیرى جدى نقشه جامع علمى کشور از جانب شوراى عالى انقلاب فرهنگى افزودند: در این نقشه جامع علمى باید جایگاه علوم گوناگون، تعداد دانشجویان مورد نیاز وجنسیت آنان و وضعیت مناطق مختلف کشور از لحاظ علمى مشخص شود .دولت با توسل به سازوکارهاى مختلف از قبیل مجوزهاى قانونى ، حمایتهاى مالى و ... مىتواند به دانش جهت دهد وبرشتاب آن بیفزاید، البته اگر رابطه بین قدرت و دانش درست درک شود . اما از آنجا که قدرت در جامعه اسلامى ایران یک قدرت دینى وبه تعبیرى عین دیانت است مىتواند دانش را درمسیر صواب وفطرت بشرى رهنمون سازد وبرخلاف کشورهاى غربى قدرت علمى رابراى خدمت به بشریت وتعالى انسانى به کار گیرد. دانش هستهاى جوانان ایرانى اگر چه مایه عزت ، اقتدار و استقلال جمهورى اسلامى است اما نه تنها خطرى براى دیگرجوامع محسوب نمىشود بلکه ایران حاضر است دستاوردهاى صلحآمیز خود را با سایر کشورها به اشتراک بگذارد و آنها را نیز در دانش خود سهیم کند واین درست برخلاف رفتار انحصارى غرب در موضوع دانش هستهاى است . به هر حال نباید فراموش کرد که دانش قدرت مىآورد و قدرت قادر است آن گونه که باید دانش تولید کند .