مقدمه : ویژگى هاى شخصیتى یک رهبر ومیزان تاثیر آن بر سرنوشت کشور یا تاریخ، از مباحث جدل برانگیز در روانشناسى سیاسى است.در این زمینه ،اندیشمندان دیدگاههاى متفاوتى دارند.این دیدگاهها ،طیف وسیعى از افراط تا تفریط را در بر مى گیرد.بدین معنا که عده اى از صاحبنظران،شخصیت را در امور سیاسى و تاریخى بى تاثیر و برخى دیگر تاریخ را ساخته شخصیت ها مى دانند.بین این دو دیدگاه افراطى،دیدگاههاى دیگرى نیز وجود دارند که کمابیش نقش شخصیتها را مهم تلقى مى کنند.به همین دلیل ، امروزه معمولا از شخصیت هاى مهم کشورها ارزیابى روانشناختى به عمل مى آید.لازم به یادآورى است که در تحلیل روانشناختى شخصیت ،به طور کلى ، رفتارهاى یک فرد در شرایط گوناگون مورد بررسى و ارزیابى قرار مى گیرد و در نهایت با استفاده از این روش ،واکنش ها و رفتارهاى آینده آن شخصیت قابل پیش بینى مى شود.نکته دیگر اینکه هریک از شیوه هاى تحقیق و تحلیل در علوم سیاسى کاربردها و کارویژه هاى خاصى دارند که بهکارگیرى آنها در غیر از جایگاه خود نتیجه مطلوبى را به دنبال نخواهد داشت. در تحلیل روانشناختى افراد ، ضمن توجه به رفتارهاى فرد یا شخصیت،ضرورت داردکه این رفتارها به طور کامل بررسى شود.مىتوان گفت رفتارهاى فرد،بویژه در زمانى که به عنوان شخصیتى سیاسى یا ملى مطرح است، نشان دهنده انگیزههاى او براى رسیدن به اهداف مشخصى است .در حقیقت آنچه موجب بروز رفتار مى شود ،اهداف است.بنابراین ،رفتارهایى که از یک شخصیت ظاهر مى شود ،در راستاى رسیدن به اهداف است که به تناسب تغییر و تحول شرایط و فشارهاى محیط ممکن است بدون آنکه اهداف تغییر کند ، آن رفتارها متحول گردد. بنابراین شرایط محیطى واجتماعى در بروز نوع رفتار یک شخصیت بسیار نقش دارند.تحلیل رفتارهاى سیاسى یک شخصیت در صورتى مى تواند به نتایج مطلوب نایل شود که اولا ،اهداف و انگیزه هاى او به دقت شناخته شده باشد،ثانیا،شرایط و ویژگى هاى محیطى و دشوارى هاى رهبر براى رسیدن به آن اهداف ،به دقت بررسى شود؛ثالثا با توجه به اهداف و شرایط ،رفتارهاى فرد تجزیه و تحلیل شود تا بدین وسیله بتوان از وضعیت رفتارى او در شرایط خاص توصیف کاملى ارائه کرد و این مطلب بویژه در ارتباط با اتخاذ تصمیمات سیاسى حساس در شرایط گوناگون بسیار حائز اهمیت است ؛زیرا بدین وسیله با تحلیل و رفتارهاى فرد و شناخت وى،قدرت پیش بینى رفتارهاى آینده او میسر مى شود. لذا از این رو در تلاشیم تا در این مقاله در حد وسع خود با استفاده از شواهد و قرائن و منابع موجود به شناختى کلى اما صحیح از شخصیت ابومازن به عنوان فرد اول تصمیم گیرنده در اوضاع داخلى فلسطین نایل شویم تا از قبل آن بهتر بتوانیم مسئله فلسطین را مورد بررسى قرار دهیم. بیوگرافى ابومازن: محمود عباس که به ابومازن هم شهرت دارد در سال 1935 در شهر صفد در دوران قیمومیت انگلستان بر فلسطین دیده به جهان گشود. آموزش ابتدایى را در همانجا فرا گرفت.،خانواده اش در زمان جنگ 1948 و با تولد شوم اسرائیل به سوریه فرار کردند و دوره متوسطه را در آنجا گذراند. تحصیلات عالى خود را در رشته حقوق در دانشگاه دمشق دنبال کرد. آنگاه به شوروى رفت و از فرهنگستان خاورشناسى مسکو به دریافت مدرک دکترا در رشته تاریخ نایل شد. ابومازن فعالیت سیاسى را از 1954 در سوریه آغاز کرد و به کمک یوسف نجار و کمال عدوان هسته اولیه سازمانى را بنیاد نهاد که در 1961 به جنبش فتح پیوست. در آغاز تشکیل ارتش آزادیبخش فلسطین براى تامین نیاز مالى آن به تکاپو برخاست. وى در سیزدهمین نشست شوراى ملى فلسطین به عضویت کمیته اجرایى ساف در آمد. او که مسئولیت امور عربى و بین المللى ساف را برعهده داشت، به کشورهاى مختلف جهان سفر کرد. محور اصلى این مسافرت ها، کمک نظامی، تحکیم روابط دو جانبه و تحقق صلحى عادلانه و پایدار بود. با تلاش او ملاقات هایى میان نمایندگان ساف و سران صهیونیستى در کشورهاى اروپایى ترتیب یافت. همچنین نخستین بار زمزمه صلح با اسرائیل از سوى وى در شوراى ملى فلسطین مطرح شد. او به عنوان کارشناس بررسى تجمع یهودیان در سرزمینهاى اشغالى شهرت دارد و در این راستا معتقد است که با واداشتن یهودیان مهاجر به ترک فلسطین، مقدمات فروپاشى جامعه اسرائیل از درون فراهم مى آید.