صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۱۲۷۴۷۴

احسان حسینی
چند ماهی است که آمریکا و ناتو در افغانستان با سوال های بی پاسخ روبه رو هستند و نمی دانند، کدام استراتژی را باید در افغانستان و چگونه و با کدام امکانات و حمایت به اجرا بگذارند؟ افغانی ها هم با گذشت 8 سال از اشغال کشورشان، نه تنها به وعده های غربی دست نیافته اند بلکه هر روز بر مشکلات شان افزوده می شود. کشت مواد مخدر دهها برابر شده و فساد گسترش یافته و قتل و کشتار با هر بهانه ای ادامه دارد و بیکاری و فقر به جای وعده رفاه و آرامش و امنیت، گریبان مردم افغانستان را می فشارد.
تلفات نیروهای ناتو و هزینه های مستمر آنها، کشورهای عضو را دچار بن بست کرده و بیشتر آنها در قبال افکار عمومی و نهادهای حکومتی خود با سوال و مخالفت جدی روبه رو هستند.در آمریکا که رهبری اشغال افغانستان و ناتو را به عهده دارد، مسئله فراتر رفته و بین نظامیان و سیاستمداران و نخبگان در نوع رویکرد و راهبرد اختلاف نظر شدیدی در جریان است، به نحوی که پس از نشست ها و رایزنی مقامات نظامی و امنیتی، هنوز به پاسخ و اجماع لازم نرسیده اند.هالبروک نماینده اوباما، مانند میچل که نمایندگی رئیس جمهور را در خاورمیانه عهده دار بود و به بن بست رسید، در آستانه حذف قرار گرفته و مدتی است که از وی در تحولات افغانستان سخنی در میان نیست.
راهبرد افزایش 40 هزار نفری نیرو که ژنرال مکریستال خواستار آن است با این سوال روبه رو است که آیا این تعداد نیرو برای اهداف آمریکا در افغانستان کافی است و یا اینکه مجدداً باید به اعزام نیروی جدید اندیشید و اینکه شریک اصلی آمریکا در افغانستان کیست؟
مقامات و نخبگان آمریکایی اجماع نظر دارند که نمی توانند افغانستان راترک کنند ولی نمی دانند با چه راهبردی باید عمل کنند و چه تضمین هایی برای آن وجود دارد. لذا افزایش نیرو به شرایط و مولفه های پس از تشکیل کابینه موکول شده و اوباما که به کرزی به عنوان نفوذی انگلیسی ها نگاه می کند، در ده ایالت، ارتباط با والیان را در دستور کار قرار داده تا تجربه عراق را به کار بسته و شوراهای بیداری (صحوه) را تجربه کند. مشکل آمریکا و ناتو به حدی است که در ازای همکاری بیشتر روس ها، بخشی از نیازهای تسلیحاتی در عملیات افغانستان به روسیه سفارش شده و حتی دست به دامان چینی ها شده اند. از لابه لای مواضع آمریکایی ها و حتی ناتو، زمزمه همکاری های جدید پاکستان با افغانستان شنیده می شود که بدین معناست که چینش حکومتی در دوره ریاستی جدید کرزی با گذشته تفاوت خواهد کرد و برای طالبان و پاکستان هم سهمی در نظر دارند تا پس از یک دست کردن اوضاع در وزیرستان پاکستان، مدیریت امنیتی به شکل مشاع و یا به قول خانم مرکل، در قاب شبکه ای اداره شده و پاکستان هم ایفای نقش کند.
تأمین مالی مأموریت های آمریکا و ناتو هم با شکل دیگری روبه رو است و در ازای نقش دهی سیاسی و امنیتی به امارات و سعودی، خواستار مشارکت آنها در تأمین نیازهای مالی در افغانستان هستند. تلفات و خسارت ها موجب شده ژاپن و اسپانیا خود را از صحنه افغانستان کنار بکشند و وعده 500 نفری انگلیس نیز برای اعزام نیروهای جدید با تردید روبه رو است و براون (نخست وزیر انگلیس)، ادبیات شکست در افغانستان را به زبان می‌راند. آلمانی ها که از قبل هم برای اعزام نیرو مشکل داشتند امروز تحت فشار آمریکا هستند تا بخشی از کمبودها را جبران کنند. حاصل کار اینکه راسموسن دبیرکل ناتو دست به دامان ترکیه و کشورهای اسلامی شده تا بخشی از نیروهای لازم را نیز تأمین کنند.
آمریکا معتقد است شکست در افغانستان به معنی شکست در شبه قاره و آسیای میانه است که به شکل «دومینو» استمرار می یابد لذا تا نهایی شدن استراتژی آمریکا، تاکتیک های مرحله ای، وقت کافی تا بهار را برای نیروهای آمریکایی و ناتو تأمین می کنند تا ایده های نظامی جدید و دیپلماسی همزمان آنها با محیط پیرامونی در افغانستان به بار بنشیند.

نام:
ایمیل:
نظر: