بخش سیاسى خارجى ایروینگ کریستل ویازده تن دیگر از اعضاى گروه نومحافظهکاران سناریوى محرمانه خود را به “ جرج تنت “ رئیس وقت سازمان سیا ارائه دادند . بوش وچنى ازقبل درجریان اکران فیلم 11 سپتامبر با نقشآفرینى سیا وموساد قرار گرفته بودند . “ نقش اول “ به گونهاى تعیین شده بود که بدون دریافت جایزه اسکار و جنجال آفرینى در جشنوارههاى بینالمللى تمام سود حاصل از فروش فیلم را به سود تهیهکنندگان وعوامل صحنه به گردش درآورد . البته بن لادن نیز از این انتخاب راضى بود. زندگى درمرزهاى محدود افغانستان وسرسپردن به امرونهىهاى ملا عمر وارتش اسلام آباد او را کلافه کرده بود. مرد اول القاعده تصمیم گرفت تا ادامه حیات خود را در “ شهرتى خاموش” سپرى کند شهرتى که باید در سایه انفجار برجهاى دوقلوى تجارت جهانى وهوچىگرىهاى رسانههاى آمریکا پس از حادثه به فعلیت مىرسید. روزحادثه بسیار زود فرا رسید. زودتر از آنکه رایس وچنى بتوانند عوامل مشکوک ودردسر ساز احتمالى را از بین ببرند . بوش پسر بارها دکترین خود درباره “جنگ نامحدود علیه تروریسم “ را با رامسفلد و جان بولتون مرور کرده بود . او ماهها قبل از وقوع حادثه 11 سپتامبر سخنرانى خود در خصوص همدردى با بازماندگان انهدام یا به بیان بهتر ، انفجار برجهاى دوقلو را آماده کرده بود ، مواد منفجره توسط عوامل سیا درطبقات زیرین و میانى برجهاى دوقلو کار گذاشته شده بودند. موساد 3000 یهودى شاغل در برجهاى تجارت جهانى را به مرخصى اجبارى فرستاده بود تابعدها بتواند آنها رابه سوى سرزمین موعود رهسپار کند و ...سرانجام انفجار صورت گرفت . صحنه جذاب بود اما کارگردان وتهیهکننده و عوامل فیلم در هماهنگى سکانسها ناهماهنگ بودند، فروریختن ساختمان 78 طبقه با برخورد یک هواپیماى مسافربرى و پیدا شدن پاسپورت خلبان هواپیما درکف یکى از خیابانهاى منتهى به محل حادثه فیلم را از حالت تراژیک به حالت کمدى - تخیلى تبدیل کرد. تماشاگران فیلم 11 سپتامبر آن قدر غرق در جلوههاى ویژه شده بودند که متوجه آتشى که سالن سینماى “ جرج واشنگتن “ را فراگرفته بود نشدند. آنها تصور مىکردند که این نیز جزئى از فیلم است ! اما زمانى متوجه حریق واقعى شدندکه خود را درمیان شعلههاى سربه فلک کشیده ناشى از آتشبازى بوش در عراق وافغانستان سردرگم دیدند. آتشنشانان گروه عمو سام که در مهار توفانهاى کاترینا و ریتا ناکام مانده بودند ، این بار با چهرههاى درهم ریخته خود نظاره گر آتشى بودندکه آبهاى دجله وفرات وهیرمندبه مانند نفت آن را شعلهورتر مىساختند:1- آنچه در تاریخ 11 سپتامبر 2001 رخ داد،نقطه آغاز دکترین بوش پسر در خاورمیانه ونظام بینالملل بود . هر دکترین با توجه به “ نوع حساسیتزایى “ و “ دامنه تعریف آن “ مورد تحلیل قرارمىگیرد . براین مبنا هر قدر بازه این دکترین محدودتر باشد دردسر کمترى گریبانگیر طراحان آن خواهد شد. براین مبنا ارائه یکباره دکترین “ مبارزه نامحدود علیه تروریسم “ با توجه به سیاست خارجى آمریکا در زمان ریاست جمهورى بیل کلینتون وافشاى تقلب جمهوریخواهان درانتخابات سال 2000 تنشهاى زیادى را در آمریکا به وجود مىآورد . از این رو نومحافظهکاران افراطى درصدد ایجاد فضاى کاذب برآمدند تا بتوانند با تمرکزدهى افکار عمومى آمریکا برروى ابعاد آن ،سیاستهاى میلیتاریستى خود در خاورمیانه راجامه عمل بپوشانند طراحى و اجراى حادثه 11 سپتامبر درچنین فضایى صورت گرفت . اگر بخواهیم با رویکردى “ فیزیکى “ به مسئله بنگریم، مىتوانیم ادعا کنیم که “ حادثه 11 سپتامبر “ حکم “ تصویر مجازى “ ، “ اشغال افغانستان وعراق “ حکم “ تصویر حقیقى “ و “ دولت آمریکا “ حکم “ شى اصلى “ را دارند .2- یکى از تبعات وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 “ بازتعریف القاعده “با نگاهی” سلطه گرایانه “ بود مقامات آمریکایى از ابتداى سرکار آمدن بوش معتقد بودند که مثلث “ اسلام آباد- واشنگتن - طالبان “ که درزمان ریاست جمهورى بیل کلینتون ترسیم شده بود باید دگرگون شود زیرا این ساختار درمقابل دکترین بوش مزاحمت ایجاد مىکرد .پروسه “ باز تعریف القاعده” از بدو حضور جمهوریخواهان افراطى درکاخ سفید آغاز شد . حادثه 11 سپتامبر نقطه آشکارساز این باز تعریف به شمار مىرفت . در این نقطه “ القاعده محدود درافغانستان “ جاى خود را به “ القاعده پراکنده در جهان “ داد . نباید دور از نظر داشت که دکترین “ مبارزه نامحدود علیه تروریسم “جهت ادامه “ حیات تئوریک “ خود نیازمند” درهم ریختن نظم عملى “ جهان سیاست است . از نظرنومحافظهکاران “ القاعده پراکنده “ مهمترین عاملى بود که مىتوانست این نظم را درهم بریزد. از سوى دیگر،مقامات آمریکایى این “ القاعده سردرگم “ را بعدها درخدمت سیاستهاى خود در عراق وافغانستان تعریف نمودند.3- درجریان رسوایى واترگیت شاهد بودیم که این اقدام غیر قانونى جمهوریخواهان به طور تصادفى فاش شد وروزنامه واشنگتن پست از طریق دو تن از روزنامه نگاران خود به نامهاى باب وودوارد و برنشتاین آن رابه اطلاع افکار عمومى رساند ابتدا چنین تصورمىشد که این قانون شکنى توسط افراد دون پایه طراحى وهدایت شده است اما پس از آنکه نیکسون از تحویل نوارهاى ضبط شده به کمیته قضائى مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا خوددارى کرد پاى رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا نیز به میان کشیده شد. این مسئله سبب شد که ریچارد نیکسون براى پرهیز از برکنارى توسط کنگره در8 اوت 1974 ازسمت خود کنارهگیرى کند . مسئله اصلى اینجاست که افشاى دخالت دولت بوش در حادثه 11 سپتامبر چه تبعاتى برى حزب جمهوریخواه درپى خواهد داشت؟ روندفعلى بررسى پرونده 11 سپتامبر 2001 به گونهاى پیش مىرود که هر لحظه نقش سازمان سیا ، موساد ، پنتاگون و دولت بوش دراین حادثه پررنگتر مىشود . هنوز پس از گذشت شش سال از حادثه 11 سپتامبر هیچ یک از رهبران اصلى القاعده دستگیر نشدهاند. آیا این عجیب نیست ! مسلما افشاى کامل این “ حقیقت کثیف “ همانند زلزلهاى ویران کننده جامعه آمریکا را درخود خواهد بلعید. تبعات این مسئله به مراتب گستردهتر ازواتر گیت خواهد بود ، حتى اگر بوش دیگر برسرکار نباشد ودولتى دموکرات در راس معادلات سیاسى کاخ سفیدقرار گرفته باشد. شاید براى شهروندان آمریکایى بسیار سخت باشد که با چهره واقعى سیاستمداران خود آشناشوند ، چهرههایى کریهالمنظر که شیطان در روز11 سپتامبر 2001 درمقابل دنائت آنها سرتعظیم فرود آورد.