در حدیث معراج آمده است که خداوند پرسید:- ای احمد! آثار روزه را می دانی؟ پاسخ داد: خیر.خداوند فرمود: نتیجه روزه کم خوری و کم گویی است و آن حکمت را به ارمغان می آورد و حکمت معرفت را در پی دارد و معرفت، یقین را. و وقتی بنده ای به یقین رسید باکی ندارد که چگونه روزگار را سپری می کند، در سختی یا آسانی و این مقام خشنودهاست.¤ ¤ ¤اگر فصل بهار را فصل رستاخیز طبیعت و نوزایی جهان خلقت می نامند، بدون تردید ماه مبارک رمضان، ماه تولد دوباره انسان و احیای مقام انسانیت است. ماه رمضان بهار قرآن و ماه نزول این آخرین کتاب آسمانی است: «و هو شهر رمضان، الذی انزلت فیه القرآن». اما راستی قرآن برای چه نازل شده است؟ آیا جز برای نجات انسان و هدایت و رساندن او به جایگاه و مقامی که لایق این موجود است که به مناسبت خلق او خدای خالق به خود این چنین تبریک گفت: «فتبارک الله احسن الخالقین». در یکی از دعاهای معروف ماه مبارک پاسخ این سؤال را مختصر و مفید می گیریم: «هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان»، قرآن نازل شده است برای «راهنمایی مردم و روشن کردن راه هدایت و جدا نمودن حق از باطل». آری مقام انسان آن قدر عزیز است و سرنوشت او به اندازه ای اهمیت دارد که خداوند برای نجات و رستگاریش، کتاب نازل و پیغمبر مبعوث می کند و... اصولاً ماموریت بزرگ بعثت و هدف اصلی رسالت انبیاء (علیهم السلام) و مراد آنان از قیام علیه ظالمان و ستمگران، انسان است و رهانیدن او از بندها و اسارت هایی که دشمنان از درون و بیرون به دست و پای او زده اند تا با سلب گوهر انسانیت او، وی را که باید اشرف مخلوقات باشد ملعبه دست خود قرار دهند و قربانی مطامع و منافع پست و حیوانی خود نمایند. احیاگر اسلام ناب محمدی(ص) در روزگار ما در این باره می فرماید: «آن چیزی که مطرح است پیش انبیاء، انسان است. چیز دیگری پیش انبیاء مطرح نیست، همه چیز به صورت انسان باید درآید، ]انبیاء[ می خواهند انسان درست کنند، انسان که درست شد، همه چیز درست می شود.»از همین جا دلیل اصلی دشمنی دشمنان انسانیت علیه نهضت انبیاء و همه حرکت ها و قیام هایی که در طول تاریخ و تا امروز ادامه دهنده راه و پیگیر هدف آن بزرگواران بوده است، مشخص می شود:«آنها از انسان می ترسند... انسان اگر پیدا شد، زیر بار زور نمی رود، انسان اگر پیدا شد، منافع مملکتش را به خارج نمی دهد. این است انسان. انسان برای خدا کار می کند و برای خداست، زندگیش برای خداست و مردنش هم برای خداست. یک چنین موجودی ممکن نیست برای اجانب خدمت کند و به ضد کشور خودش قیام بکند...»راستی دشمنان انسانیت از کدام «انسان» می ترسند؟ و انبیاء و حاملان وحی به دنبال ساختن چگونه انسانی هستند؟ انسانی که اسیر و بنده هیچ قدرتی نمی شود و زیر بار هیچ حرف زوری نمی رود و جز خدای یکتا معبودی برای خود نمی شناسد، انسان مطلوب مکتب پیامبران است. مشخصه بزرگ چنین انسانی برخورداری از صفت «آزادی» و خصلت «آزادگی» است. بر همین اساس است که به زعم بسیاری از عالمان و بزرگان دینی ما «هیچ ارزشی در اسلام به اندازه ارزش آزادی نیست.» و علی بزرگ(ع) انسان آزاد را چنین تعریف می کند: «من ترک الشهوات کان حرا» (کسی که بتواند شهوات را ترک کند، آزاد است).کسی که از بندهایی که دشمنان درونی و بیرونی به دست و پای او بسته اند، آزاد باشد و خود را آزاد کند، «انسان» است. انسان به لطف این آزادی است که می تواند از قوه عقل و اختیار خود بهترین بهره را ببرد و ماهیت خود را آنچنان بسازد که شایسته مقام انسانی او باشد و با وجود و ظاهر انسانیش تطابق و همخوانی داشته باشد. مگرنه اینکه، انسان تنها موجودی است در میان مخلوقات که می تواند ماهیتی مغایر وجودش داشته باشد؟در این بین دشمن درونی خطرناکتر از دشمنان بیرونی است و مبارزه با آن هم سخت تر است و هم در اولویت قرار دارد. و اما این دشمن درونی وخطرناک، کیست، چیست و در کجاست؟ پاسخ مولای متقیان را می شنویم که چه خوب او را معرفی می کند: «اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک». (دشمن تر از نفس تو علیه تو وجود ندارد، نفسی که نه در بیرون بلکه درون- میان دو پهلوی تو- قرار دارد). این دشمن اگر مهار شود، آن وقت هیچ دشمن بیرونی قادر نیست که انسان را اسیر و تسلیم خود کند و انسانیت را از وی سلب نماید و بر فکر و شخصیت و جان و مال و ناموس او مسلط شود.در واقع لب کلام کتاب آسمانی و چکیده آموزه های نبوی و خلاصه توصیه های معصومین (علیهم السلام) برای انسان و خطاب به او این است که: «آزاد شو!» آزاد شود تا به عنوان یک موجود مختار و صاحب اراده و دارای قدرت انتخاب، درست تصمیم بگیرد و بهترین راه را انتخاب کند. انسان غیرآزاد، انسان گرفتار خواهش های نفسانی و اسیر شهوت و شکم، جز به فرمان نفس خود، تصمیم نمی گیرد و عمل نمی کند. و همین ریشه همه بدبختی ها و سقوط ها و شکست هایی است که انسان به آن مبتلا می شود. شکست خورده کسی است که گرفتار و تسلیم نفس است و آزاده کسی است که ریشه این شکست ها و ناکامی ها را بخشکاند و با نفس خود به مبارزه خستگی ناپذیر برخیزد که این به فرمایش رسول خدا (ص) همان «جهاد اکبر» است.حضرت علی (ع) می فرماید: «الا حر یدع هذه اللماظه لاهلها» (آیا انسان آزاده ای پیدا نمی شود که این مانده لای دندان های نسل های گذشته را ترک کند). دانشمند معظم آیت الله جوادی آملی (دام عزه) در شرح این کلام پرمغز می نویسند: «آنچه فعلاً به نام دنیا است، مانند مقام، مسکن، زمین، ثروت و... از آنها نسل قبل از شما استفاده کرده و لای دندانش مانده و امروز به شما رسیده است. آنچه مثلاً در روی زمین است، همه این مقام ها و ثروت ها، اوهام و خیال ها، ته مانده و لماظه ای است که انسان آزاده باید آن را رها کند...»، آری انسان وقتی آزاده شد، آن وقت راحت در مسیر تکامل و تقرب گام برمی دارد و ماه رمضان برای آزادی انسان می آید. رمضان، ماه آزاد شدن موجودی است که به برکت این آزادی می تواند تا آنجا پرواز کند و اوج بگیرد که «به جز خدا نبیند» و به مقام و جایگاهی تکیه بزند که زیبنده اشرف مخلوقات باشد. بر همین اساس است که پیامبر اکرم(ص) در خطبه معروف شعبانیه می فرماید: «یا ایهاالناس ان انفسکم مرهونه باعمالکم، ففکوها باستغفارکم...» (ای مردم شما آزاد نیستید و در نفس گناهان خود گرفتار هستید، در ماه مبارک با استغفار و توبه خود را آزاد کنید)... خود را آزاد کنید تا به «کرامت» برسید. یعنی از هرگونه «پستی و فرومایگی» دور باشید. همه دستورات دین اسلام و آموزه ها و ارزش های فرهنگ تشیع برای آزاد کردن انسان و کرامت بخشیدن به این دردانه خلقت است، اما در این باره ماه رمضان برجستگی خاص و جایگاهی کم نظیر دارد. چرا؟ رسول اکرم (ص) در این باره می فرمایند:«مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و بخشش گناهان نزدیک است، ماهی که نزد خدا برترین ماه ها، روزهایش برترین روزها، شب هایش بهترین شب ها و ساعت های آن بهترین ساعت هاست. ماهی است که در آن به میهمانی خدا دعوت شده اید و شما را در این ماه از کسانی قرار داده اند که شایسته کرامت خدا هستند، نفس کشیدن شما در آن تسبیح و خواب شما در آن ثواب عبادت دارد و... ای مردم! درهای بهشت در این ماه گشاده است پس از خدا بخواهید که آن را بر روی شما نبندد و درهای جهنم در این ماه بسته است، پس از خداوند بخواهید که بر روی شما نگشاید و شیاطین را در این ماه به زنجیر کرده اند، از خدا بخواهید که ایشان را به شما مسلط نگرداند».دست به دعا برمی داریم و از خداوند متعال می خواهیم که ما را از «روزه داران» قرار دهد. بنابر فرمایش رسول اکرم (ص): «آسان ترین کاری که خداوند در روزه بر روزه دار واجب نموده، خودداری از خوردن و آشامیدن است»! در اسلام که دینی اجتماعی است و انسان مطلوب خود را در اجتماع تعریف می کند و می سازد، همه عبادات راهی است برای «آزادی» از خود و خشوع و بندگی در برابر خدا و تواضع و مهرورزی با خلق. و وقتی بدانیم عابدترین و عاقل ترین و آزاده ترین مردم یعنی پیامبران و اولیاء (علیهم السلام) در صحنه اجتماع و عرصه تاریخ خدمتگزارترین افراد به نوع بشر و مجاهدترین در برابر ستمکاران و خاضع ترین در برابر مردم بوده اند، آن وقت معلوم می شود که یکی از پیامدها و نتایج این عبادات، رستن از خود و پرهیز از خودخواهی و حضور فعال و زنده و پویا و مثبت در صحنه اجتماع و دست افتاده را گرفتن و به داد مظلوم رسیدن و موانع را از سر راه پیشرفت، و تکامل انسان و جامعه برداشتن و در یک کلام خدمت به خلق خداست.و بر همین اساس عبادتی که منجر به دوست داشتن بندگان خدا و خدمت خالصانه به آنان نشود-البته اگر بشود نامش را عبادت گذاشت- حتماً عبادت مورد نظر اسلام و پیامبر گرامی (ص) آن نیست.