صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۸۵ - ۱۱:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۱۳۰۵

 مهدی محمدی:آیا پرونده هسته ای ایران در حال تغییر مسیر است؟ ممکن است چنین باشد. طی روزهای اخیر- و به طور مشخص پس از دیدار خاویر سولانا با دکتر علی لاریجانی- نشانه هایی بروز کرده که می توان گفت حاکی از شکل گیری یک فرایند جدید است. اگر بپذیریم که مسیر نوینی در حال شکل گیری است، مهمترین پرسش این است که مشخصات این مسیر جدید چیست و به چه دلایلی می توان امیدوار بود که از نمونه های قبلی خود موفق تر باشد؟
به طور بسیار خلاصه- و البته دقیق- می توان مشخصات این مسیر جدید را با دو اصل تعریف کرد:«1- ماهیت (جنس) فرایند جدید باید صرفا مذاکراتی بوده در طی آن از هیچ ابزاری به جز گفت وگو بهره گرفته نشود و2- ایران، به شرط این که از مقصد مسیر مطمئن باشد، آماده خواهد بود در خلال آن انعطاف هایی نشان دهد».
درواقع کلیدی ترین بحث در شرایط فعلی این است که در صورت گشایش یک مسیر جدید، غرب باید ایران را نسبت به اهداف خود از آغاز دور جدید گفت وگوها کاملا مطمئن سازد. اگر دو طرف بتوانند بر سر هدف واحدی به توافق برسند، آن وقت تصور این که به هنگام طی راه برای رسیدن به آن هدف، خود را با اقتضائات یک گفت وگوی سازنده منطبق سازند عجیب نخواهد بود. اگر بنا باشد ایران دور جدیدی از گفت وگوها را با طرف غربی آغاز کند ضرورتی بالاتر از این نیست که از همان ابتدای کار معلوم باشد انتهای مسیر چیست و یا به تعبیر مسئول پرونده هسته ای ایران «فقط زمانی می توان گام در این تونل تاریک نهاد که انتهای آن روشن باشد». مذاکره کنندگان ایرانی باید با حداکثر وسواس بر این نکته تمرکز کنند که آیا غرب هنوز به دنبال «توقف» برنامه ایران است یا این که به راستی ایده «توقف» کنار نهاده شده و غربی ها به دنبال راهی می گردند که زندگی در کنار یک ایران هسته ای را برای آنها آسانتر کند. خوش بینی در اینجا چون سمی مهلک است. در دور قبلی مذاکرات با تروئیکای اروپایی هم آنها هرگز نگفتند که حقوق ایران در چارچوب معاهده را انکار می کنند اما در عمل چنان رفتار کردند که تردیدی باقی نماند هدفی جز پایمال کردن این حقوق ندارند. اکنون هم نمی توان گفت تغییری در دیدگاه غربی ها رخ داده مگر آنکه نشانه های قاطعی در دست باشد.
گفت وگوکنندگان ایرانی در وین به خوبی می دانند به غرب باید تا سرحد ممکن بدگمان بود. هیچ وعده و زبان بازی از جانب غربی ها مبنی بر این که «ما عوض شده ایم» مسموع و پذیرفتنی نیست الا این که نشانه های قاطعی «عملا» آن را تایید کند. به همین دلیل مذاکره کنندگان ایرانی در گفت وگوهای حساس دو روز قبل خود، از طرف اروپایی خواسته اند تضمین هایی واگذار نماید که ثابت کند به راستی ماهیت این پروسه همواره از جنس مذاکره باقی خواهد ماند و هدف آن نیز- نهایتا- «تثبیت و اعمال کامل حقوق ایران» خواهد بود نه وقت کشی برای به تاخیر انداختن یا کند کردن فرایند اعمال این حقوق و در آخر هم انکار آن. یعنی درواقع باید پارامترهایی وجود داشته باشد که تضمین کند در پایان این مسیر سیکل سوخت در ایران حفظ خواهد شد. ایران حتی جنس این تضمین ها را هم مشخص کرده است. در گام اول غرب باید دو کار انجام بدهد:1- پیگیری مسیر شورای امنیت و استفاده از ادبیات تهدید و زور به طور کامل کنار گذاشته شود و 2- غرب به علامت حسن نیت تحریم هایی را که به ناحق بر سر راه دسترسی ایران به بازارهای صنعت و فناوری اعمال کرده، ملغی نماید. هر وقت این دو تضمین به نحو روشنی ارائه شود، ایران آماده خواهد بود بپذیرد که مسیر جدیدی گشوده شده که می توان نگاه مثبتی به آن داشت و طبعا برای تسهیل پیشرفت آن، انجام برخی انعطاف ها هم قابل بررسی خواهد بود.
آیا غرب حاضر به واگذاری چنین تضمین هایی به ایران خواهد بود و آیا اساسا می توان امیدوار بود که این روند تازه آغاز شده بتواند با موفقیت، مراحل جنینی را از سر بگذراند و به سلامت متولد شود؟ برای فهم پاسخ این سؤال عوامل بسیار متنوعی را باید در نظر گرفت و تازه باز هم اظهار عقیده قطعی ساده نخواهد بود. 3 عامل زیر از دل انبوهی از گزارش ها و اخبار رسمی و غیررسمی استخراج شده اند و توجه به آنها کمک کننده خواهد بود.
1- پاسخ ایران به بسته پیشنهادی گروه 1+5 عملا اجماع موجود در این گروه را از میان برده و شیرازه آن را از هم پاشیده است. در وضع کنونی درست این است که به جای گروه 1+5 از گروه 2+4 حرف بزنیم. چهار کشور روسیه، چین، فرانسه و آلمان- با همه پیچیدگی که در رفتارشان وجود دارد- عقیده دارند ایران در پاسخ خود مسیر گفت وگو را باز گذاشته و مادام که این مسیر گشوده است دلیلی برای تعقیب یک مسیر دیگر خصوصا مسیر شورای امنیت وجود ندارد. در مقابل دو کشور آمریکا و انگلستان عقیده دارند مسیر شورای امنیت باید فعال بماند تا ضمانت های لازم- بخوانید چماق لازم- برای موفقیت گفت وگوها را فراهم آورد. از سوی دیگر چهار کشور اول معتقدند می توان از تعلیق به عنوان پیش شرط مذاکرات صرف نظر کرد. در بین آنها روسیه، چین و آلمان حتی با پذیرش نهایی تحقیق و توسعه در ایران هم مخالفتی ندارند. اما آمریکا و به طور طبیعی انگلستان تاکید می کنند گفت وگوهای «رسمی» تنها زمانی می تواند آغاز شود که ایران غنی سازی را به نحو قابل راستی آزمایی برای آژانس به حال تعلیق درآورده باشد. درواقع به طور خلاصه می توان گفت چهار کشور عقیده دارند در گفت وگوهای سولانا و لاریجانی «اتفاقات جدیدی» رخ داده اما آمریکا و انگلستان چنین باوری ندارند و تاکید می کنند ایران همان حرف های قبلی اش را تکرار می کند. اگر به این دو واقعیت توجه کنیم که از یک سو خاویر سولانا بی توجه به غرولند آمریکا- ودر حالی که غنی سازی در ایران به حال تعلیق درنیامده- در حال انجام گفت وگوهای رسمی با ایران است و از سوی دیگر 6 کشور در صدور یک بیانیه واحد در نشست شورای حکام علیه ایران شکست خوردند، استخراج این نتیجه گیری دشوار نخواهد بود که در گروه 2+4، موضع چهار کشور می چربد.
2- بر خلاف تمام آنچه رسانه های غربی درباره پذیرش یک تعلیق دوماهه از جانب ایران طی این یکی دو روز مفصل گفته و نوشته اند، ایران هیچ پیشنهادی درباره تعلیق به طرف مقابل خود نداده است. آمریکایی ها که با دقت و البته بدبینی تمام به صحنه مذاکرات می نگرند آشکارا به این حقیقت تصریح کرده اند. دیروز «تام کیسی» سخنگوی معاون وزارت خارجه آمریکا در واشنگتن به خبرنگاران گفت: «تا جایی که من می دانم ایران پیشنهادی نداده و موضع آن کشور تغییری نکرده است». وی اضافه کرد: «تا جایی که من اطلاع دارم ایران با تعلیق غنی سازی برای یک مدت زمانی موافقت نکرده است». همین اظهارات به اضافه اخبار موثق دیگر نشان می دهد ایران از خود رغبتی برای تعلیق نشان نداده و همه آنچه در گفت وگوی لاریجانی و سولانا بوده در این حد است که ایران حاضر است به شرط دریافت شماری تضمین ها، برخی انعطاف ها را «بررسی» کند.
3- طی روزهای آینده احتمالا یک جابجایی در مذاکرات رخ خواهد داد و محور گفت وگوها از بحث تعلیق به بحث بازرسی ها منتقل خواهد شد. این خود علامتی مهم از دغدغه غرب نسبت به کور نشدن چشم هایش در تاسیسات ایران است که می تواند حتی اهمیتی افزون تر از تعلیق کار در این تاسیسات داشته باشد. مسلما ایران برگی چنین با ارزش را به قیمت واقعی مبادله خواهد کرد.

http://www.kayhannews.ir/850623/2.htm#other200

نام:
ایمیل:
نظر: